زن دوچرخه سوار قاجار



گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود.
آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند.
او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟
گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا، مال او را حفظ می کند.
و من دزد مال او هستم، نه دزد دین.
اگر آن را پس نمیدادم و عقیده صاحب آن مال، خللی می یافت ؛
آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است ...
نوشته "پائولو کوئیلو«
یعقوبی (متوفّای 292) در کتاب تاریخش، اشاره مختصری به حوادث هجوم اوّل نموده و چنین نقل میکند:
وَ بَلَغَ أبابَکْرٍ وَ عُمَرَ أنَّ جَماعَةً مِنْ الْمُهاجِرِینَ وَ الْأنْصارِ قَدْ اجْتَمَعُوا مَعَ عَلِیِّ بْنِ أبِیطالِبٍ فِی مَنْزِلِ فاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللهِ، فَأتَوْا فِی جَماعَةٍ حَتّی هَجَمُوا الدارَ وَ خَرَجَ عَلِیٌّ وَ مَعَهُ السَیْفُ، فَلَقِیَهُ عُمَرُ فَصَرَعَهُ وَ کَسَرَ سَیْفَهُ وَ دَخَلُوا الدارَ فَخَرَجَتْ فاطِمَةُ فَقالَتْ:
وَ اللهِ لَتَخْرُجُنَّ أوْ لَأکْشِفَنَّ شَعْرِی وَ لَأعِجَّنَّ إلی اللهِ!
فَخَرَجُوا وَ خَرَجَ مَنْ کانَ فِی الدارِ...
و به ابابکر و عمر [خبر] رسید که گروهی از مهاجرین و انصار همراه علی بن ابیطالب در خانه فاطمه دختر پیامبر خدا گرد آمدهاند.
پس [ابوبکر و عمر] با گروهی آمدند تا به آن خانه یورش برند. علی با شمشیر بیرون آمد، پس عمر او را دید و به زمینش زد و شمشیرش را شکست.
و آنها وارد خانه شدند. پس فاطمه بیرون آمد و گفت: به خدا سوگند که یا بیرون میروید و یا موهایم را پریشان میکنم و به نزد خدا شکایت میبرم! پس آنها بیرون آمدند و هر کس در خانه بود، بیرون آمد...
ابوالحسن علی بن زید بیهقی مؤلف کتاب تاریخ بیهق :
"سه علم عزیز است که امروزه در خراسان آثار آن مندرس گشته است : علم حدیث نبوی ، علم انساب ، علم تاریخ .
هدف از نوشتن کتاب تاریخ بیهق، تکریم این سه علم است در نوشتن و دانستن تاریخ فواید بسیار است :
عـلم تـاریخ گنـج اخبـار است همچـو بـاد شمال طیـار است
هــرکــه بـر مـرکبش سوار بُود دانــش او یــکی هـزار بُــود
گر به صورت در این زمان باشد او به معنـی در آسمـان بــاشد
دیــده دنیــا و روزگــاری نـه شـده حمـال و هیـچ باری نه "
( بیهقی ابوالحسن علی بن زید ، تصحیح و تعلیق احمد بهمینار، با مقدمه علامه قزوینی ، تهران ، انتشارات فروغی ، چاپ 1353 ، تلخیص از صص 7-3 ) .
ابن اثیر مؤلف کتاب تاریخ الکامل فی التاریخ :
کسی که تاریخ بخواند گوئی که با گذشتگان همروزگار باشد و چون از آنها اگاهی یابد درست مانند آن کس است که همنشین آنها شده باشد، تاریخ مایه عبرت پـادشـاهـان روزگار میشـود و آنـان میکوشند تا از بدنامی روی گردان شده و روش فرمانروایان دادگر و عادل را در پیش گیرند ، انسان مطالعه کننده تاریخ، در نشست و انجمن ها با یادکردن دانسته های تاریخی و بازگو کردن چیزهای تازه ، خود را میآراید و گوش ها را شنوای خود و دل ها را گراینده به سوی خود می یابد ، خردمند فرزانه چون در تاریخ نیک بیندیشد ، دنیا را خوار دارد و از آن روی برگرداند و خواستار خانه جاودانهای میگردد ، تاریخ موجب آراستگی به شکیبایی و بردباری میشود که از خویهای پسندیدهاند زیرا چون خردمند بیند که هیچ پیامبر بزرگوار و پادشاه بزرگی از گزند دنیا نرست و حتی هیچ کس دیگری از مردمان آنی در آن آسایش نیافت .
(ابن اثیر عزالدین ، تاریخ کامل ، ج 1 ، ترجمه سید محمد حسین روحانی ، تهران ، اساطیر ، چاپ دوم 1374 ، تلخیص از صص 10-7) .

فرانسیس فانون

* ریشه اعتقاد به شوم بودن و نحسی عدد سیزده مشخص نیست، اما آنچه مسلم است این است که ایرانیان، به خلاف اروپائیان و اعراب سیزده را شوم نمیدانستهاند و اتفاقا روز سیزده هر ماه برایشان روزی گرامی بوده است. ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیهی خود نوشته است: ایرانیان باستان هر روز از ماه را به نامی میخوانند و سیزدهمین روز ماه، « تیر » نامیده میشود و « تیر » نام فرشتهای عزیز و نام ستارهای بزرگ و نورانی و خجسته است. بنابراین سیزده نمیتواند نحس باشد.
* بر اساس اساطیر ایرانی در این روز، سرحد ایران و توران با تیر انداختن آرش مشخص میشود. به این معنا که میان افراسیاب که بر شهرهای ایران مسلط شده بود و منوچهر که در قلعه ترکستان متحصن گردیده بود، صلح میافتد و این دو موافقت میکنند که یک نفر از لشکر منوچهر با همهی توان خود تیری بیندازد و هرجا که آن تیر فرود آمد، مرز دو کشور باشد. سرانجام، آرش تیری از قله دماوند میافکند که در کنار جیحون فرود میآید و به این ترتیب، ایرانیان در "تیر" روز از تیرماه (یعنی روز 13 تیرماه) که آن را « تیرگان » میخوانند از محنت رهایی مییابند. به همین سبب در این روز جشنی برپا میداشتند که همچون مهرگان و نوروز خجسته و مبارک است.
* ایرانیان ِ قدیم نیز پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی كردن كه به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را كه روز فرخندهای است؛ به باغ و صحرا میرفتند و شادی میكردند و در حقیقت به این ترتیب رسمی بودن دورهً نوروز را به پایان میرساندند.
* فرهنگ اساطير براي رسمهاي سيزده بدر معنيهاي تمثيلي آورده به گونهاي كه شادي و خنده در اين روز به معني فرو ريختن انديشههاي تيره و پليدي، روبوسي نماد آشتي و به منزله تزكيه، به آب افكندن سبزههای تازه رسته، نشانهی دادن هديه به ايزد آب يا ناهيد و گره زدن سبزه براي باز شدن بخت تمثيلي براي پيوند زن و مرد براي تسلسل نسلها و رسم اجراي انواع مسابقه به ويژه اسب دواني يادآور كشمكش ايزد باران و ديو خشكسالي است.
ظاهرا اعتقاد به نحوست سیزده از تبادلات فرهنگی بین ایران و اروپا به وجود آمده است و از آنجایی که علاقه به فرنگی شدن در تمام جنبههای زندگی رسوخ میکرد، یمن و مبارکی سیزده، به راحتی به شومی و نحسی مبدل شد.
الف) تالاب آب شيرين
بخش شمالي تالاب است و با منابع آب شيرين رودخانه جراحي تغذيه مي شود و داراي پوشش گياهي انبوهي است.
ج) بخش ساحلي تالاب
اين بخش خط ساحلي خليج فارس، از دهانه ي بهمنشير تا خليج خور موسي را تا نقطه اي كه كم ترين عمق آب در حالت جزر، لااقل 6 متر است در بر مي گيرد. خليج خور موسي و چندين جزيره در آن بخش هاي اصلي اين ناحيه ي ساحلي را تشكيل مي دهند.
براي تالاب شادگان در انتهاي حوزه ي آبريز رودخانه ي جراحي دو محدوده را مي توان معرفي كرد:
محدوده ي "تالاب بين المللي" كه در اسناد كنوانسيون رامسر ثبت شده است و محدوده "پناهگاه" كه مشمول قوانين مربوط به مناطق چهار گانه تحت حفاظت محيط زيست است.
محدوده تالاب بين المللي 537700 هكتار مساحت دارد. اين محدوده در بردارنده ي تالاب آب شيرين، منطقه ي جزر و مدي و خور موسي و خوريات مرتبط با آن است. در همه ي اسناد و مدارك موجود مساحت اين محدوده برابر 400000 هكتار معرفي شد كه طبعاً بايد اصلاح شود. محدوده ي پناهگاه حيات وحش تحت حفاظت سازمان محيط زيست خوزستان مشتمل بر نيمه ي جنوبي تالاب آب شيرين و بخش عمده سرزمين جزر و مدي و خوريات درون آن تا خط ساحلي محصور بين بهمنشير در غرب و ساحل خورموسي در مشرق برابر 290000 هكتار است.
منبع : وبلاگ تخصصي محيط زيست