نحوست سیزده
* ریشه اعتقاد به شوم بودن و نحسی عدد سیزده مشخص نیست، اما آنچه مسلم است این است که ایرانیان، به خلاف اروپائیان و اعراب سیزده را شوم نمیدانستهاند و اتفاقا روز سیزده هر ماه برایشان روزی گرامی بوده است. ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیهی خود نوشته است: ایرانیان باستان هر روز از ماه را به نامی میخوانند و سیزدهمین روز ماه، « تیر » نامیده میشود و « تیر » نام فرشتهای عزیز و نام ستارهای بزرگ و نورانی و خجسته است. بنابراین سیزده نمیتواند نحس باشد.
* بر اساس اساطیر ایرانی در این روز، سرحد ایران و توران با تیر انداختن آرش مشخص میشود. به این معنا که میان افراسیاب که بر شهرهای ایران مسلط شده بود و منوچهر که در قلعه ترکستان متحصن گردیده بود، صلح میافتد و این دو موافقت میکنند که یک نفر از لشکر منوچهر با همهی توان خود تیری بیندازد و هرجا که آن تیر فرود آمد، مرز دو کشور باشد. سرانجام، آرش تیری از قله دماوند میافکند که در کنار جیحون فرود میآید و به این ترتیب، ایرانیان در "تیر" روز از تیرماه (یعنی روز 13 تیرماه) که آن را « تیرگان » میخوانند از محنت رهایی مییابند. به همین سبب در این روز جشنی برپا میداشتند که همچون مهرگان و نوروز خجسته و مبارک است.
* ایرانیان ِ قدیم نیز پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی كردن كه به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را كه روز فرخندهای است؛ به باغ و صحرا میرفتند و شادی میكردند و در حقیقت به این ترتیب رسمی بودن دورهً نوروز را به پایان میرساندند.
* فرهنگ اساطير براي رسمهاي سيزده بدر معنيهاي تمثيلي آورده به گونهاي كه شادي و خنده در اين روز به معني فرو ريختن انديشههاي تيره و پليدي، روبوسي نماد آشتي و به منزله تزكيه، به آب افكندن سبزههای تازه رسته، نشانهی دادن هديه به ايزد آب يا ناهيد و گره زدن سبزه براي باز شدن بخت تمثيلي براي پيوند زن و مرد براي تسلسل نسلها و رسم اجراي انواع مسابقه به ويژه اسب دواني يادآور كشمكش ايزد باران و ديو خشكسالي است.
ظاهرا اعتقاد به نحوست سیزده از تبادلات فرهنگی بین ایران و اروپا به وجود آمده است و از آنجایی که علاقه به فرنگی شدن در تمام جنبههای زندگی رسوخ میکرد، یمن و مبارکی سیزده، به راحتی به شومی و نحسی مبدل شد.
سلام