نظرات دوست عزیزم سوران قسمت دوم
1- در هیچ کتاب معتبر تاریخی این مطلب پیدا نمیشود که عایشه ، علی ( رض ) را محکوم در قتل خلیفه سوم کرده باشد اما از او خواست قاتلین خلیفه گرفته و آنها را مجازات کند اما چون آن کسانیکه خلیفه را کشتند چون میترسیدند که اگر عایشه و علی یکی شوند تمام نقشههای آنها افشا شده و به عنوان قاتلین خلیفه قصاص خواهند شد لذا شبانه چون لشکر علی و عایشه در برابر هم بودند و هیچ قصد جنگی نداشتند لذا آن خائنین بر آن آمدند که از طرف هردو لشکر به دیگر لشکر تیراندازی کنند تا باعث برانگیختن جنگ شوند و در این لحظه علی ، عایشه ، طلحه و زبیر و دیگر صحابه بیخبر بودند لذا در این حالت زبیر از جنگی که ناخواسته پیش آمده بود خود را به کناری کشاند در این هنگام عمیر بن جرموز تمیمی ، فضالة بن حابس و نقیع یا نفیل بن حابس تمیمی بر او حملهور شده و او را کشتند و ابن جرموز سر زبیر را بریده و با شمیرش به نزد علی ( رض ) آورد . علی شمشیر را بدست گرفت و گفت : به خدا سوگند چه مدت طولانی که این شمشیر غم و اندوه را از چهرهی رسول خدا زدوده است ولی مرگ و سرنوشت و کشتارگاه بد او را چنین کرد ، به قاتل زبیر مژده جهنم را بدهید ( منبع : طبقات ابن سعد صفحه 97 )
2 – اگر حضرت علی ، سکوت خود را مصلحت اسلام میدانست پس چرا امام علی در برابر معاویه باز هم سکونت نکرد تا بعد از آن نیز امام حسین نیز سکوت میکرد و آنچنان بدست یزید ملعون و شمر تبریزی به شهادت نرسد در آن زمان نیز معاویه در شام درگیر جنگ با روم بود پس اگر مصلحت اسلام در سکوت علی ( رض ) بود پس چرا اینبار نیز سکوت نکرد
3 – در کجای قرآن آمده است که بعد از پیامبر ، علی ( رض ) خلیفه باشد در قرآن از زندگی زنبور و عادت ماهیانه زنان بحث شده پس چطور درباره موضوعی به این مهمی سخنی نگفته است بلکه در قرآن از شوری سخن گفته و گفته ( و امرهم شوری بینهم ) و خود علی ( رض ) در همان خطبه شقشقیه گفته که کسانیکه با ابوبکر و عمر و عثمان بیعت کردند با من نیز بیعت کردند پس یعنی شوری را قبول داشته و هیچ گونه مخالفتی با انتخاب خلفای پیش از خود نداشته، اگر هم میگویید در قرآن نیامده و در حدیث غدیرخم است چطور پیامبر موضوعی به این مهمی را در مکه و بیتالله الحرام مطرح نکرد اما آمد و در صحرای غدیرخم با آن گرمای برای عدهی کمتری نسبت به مکه گفت ، اگر پیامبر نیز اینرا گفته باشد چطور میشود از کلمهای ( ولی ) استفاده کند که در عربی بیش از پانزده معنا برای آن وجود دارد
4- خلافت که امری الهی نیست که کسانی را بطلبد که از همه حیث در اولویت باشند ، خلافت برای پیش بردن حکومت اسلامی است و غیر و اگر حضرت علی بارها مانع اشتباه خلفا شده دلیل بر انتخاب ایشان بر خلافت نمیشود چون خلیفه را مردم و شوری انتخان میکنند آیا اگر در این زمان که همه چیز با نظر مردم انتخاب میشود یک رئیسجمهوری بیاید و پسر خودش را به عنوان رئیسجمهور آینده برگزیند آیا مردم آن انتخاب را قبول میکنند یا نه ؟ و یا انتخابی را قبول میکنند که به رای خودشان باشد .
5 – در نزد اهل سنت صحاح الستهای وجود ندارد بلکه فقط صحیحن بخاری و مسلم به عنوان کتب اصح اهل سنت وجود دارد و نه اینکه دیگر کتابها غیرصحیح باشند بلکه در آنها احادیثی وجود دارد که علمای حدیث در صحیح بودن آنها باهم اختلاف دارند
و رواياتي از كتب معتمد برادران تشيع و از علماي بسيار معتبر آنان را
6 - نصوص گرامي نظر شما مي گذرانيم كه در آنها اثبات ازدواج عمر فاروق با ام كلثوم دختر از .علي و حضرت زهراء رضي الله عنهم به روشني به چشم مي خورد
اعتراف اول :
صفي نسب شناس و الدين محمد بن تاج الدين معروف به ابن الطقطقي الحسني متوفاي 709 هجري نصير الدين طوسي مورخ معروف در كتابي كه تاليف آنرا به اصيل الدين حسن پسر خواجه كرده در ذيل عنوان بنات امير وزير هلاكو تقديم نموده، و آنرا به اسم خودش نام گذاري كلثوم و أمها فاطمة بنت رسول الله المؤمنين علي عليه السلام مي نويسد: (وام ) خلف عليها عبد الله بن جعفر تزوجها عمر بن الخطاب فولدت له زيدا ثم
يعني « يكي دختر رسول الله صلي ديگر از دختران امير المؤمنين ام كلثوم مي باشد كه مادرش فاطمه كرد و فرزندي به نام زيد از الله عليه وآله وسلم است كه عمر بن خطاب با وي ازدواج او به دنيا آورد و پس از عمر به عقد عبالله ابن جعفر درآمده
اعتراف دوم :
از ممحقق سيد مهدي رجائي مطالب بسياري نقل كرده از جمله تحقيق ابوالحسن العمري نوه هاي عمر پسر امام زين العابدين (ع) در كتابش «المجدي» مي نويسدآنچه از اين گذشت كه عباس ابن عبد روايات مي توان بدان اعتماد كرد مطلبي است كه اكنون از نظر عمر در آورد و از عمر فرزندي به المطلب ام كلثوم را بارضايت و اجازه پدرش به ازدواج .نام زيد به دنيا آورد
محقق مذكور اقوال بسيار ديگري نيز نقل كرده از جمله: زني ازدواج كرده شيطاني بوده!!! يا ممكن است ازدواج كرده اما با او هم كه عمر با او . !!!نكرده!!! يا اينكه به زور و با غصب با او ازدواج كرده است بستري
7 – اولین کسیکه لقب امیرالمومنین به خود گرفت عمر بود :
بعد از انتخاب عمر ، مسلمانان با این مسئله روبرو بودند که او را با چه عنوانی بخوانند زیرا گفتن خلیفه خلیفه رسول الله موجب ملامت کلام میشد . ( چون مسلمانان ابوبکر را به خلیفه رسول الله ملقب کرده بودند ) تا اینکه مغیره یکی از صحابی پیامبر به عمر گفت : شما امیر ما هستید و ماهم از لطف خداوند گروه مؤمنین بشمار میوریم بنا بر این اگر اجازه دهید شما را به عنوان امیرالمومنین بخوانیم .
پیشنهاد مغیره مورد قبول واقع شد و بعدها تمام جانشینان پیامبر را به همین عنوان خواندند .
8 – اگه پیامبر نمیخواست که دختر به این غاصبین خلافت بدهد پس چرا از ابوبکر ، عایشه و از عمر ، حفصه را به همسری خود برگزید و یا چرا دو دختر خود را به نکاح عثمان در آورد و فرمودند اگر دختر دیگری نیز داشتم باز به عؤمان میدادم
9 – در کجای تاریخ آمده است که ابوبکر و عمر به خواستگاری ، حضرت فاطمه رفتند درحالیکه این ابوبکر و عمر و عثمان بودند که باعث ازدواج این دو گل شدند
10 – اگر شما میگویید که این امری عادی است که حضرت علی و حسین اسم بچههای خودشان را به نام ابوبکر و عمر نامگذاری کنند پس شما چرا به پیروی از آنها اینکار را نمیکنید اگر شما به نواحی اهل سنت بیایید میبینید که اسم علی ، حسن و به خصوص حسین بیشتر از اسم ابوبکر و عمر مورد استفاده است
11 – درباره جد مادری حضرت صادق : چون ابوبکر به خدا ایمان داشت و اما پدر حضرت ابراهیم و ابوطالب به خدا مشرک بودند ، اگر ابوبکر نیکوکار نبود که پیامبر به او لقب صدیق نمیداد
پاسخ :
سلام دوست عزیز: اگر چه می دانم شما با ادله من مجاب نخواهی شد ، چراکه شما قرائت خاص خودت را دنبال می کنی ولی من ناچارم پاسخ گوی شما هستم، تا شاید از همدیگر پند بگیریم .
۱- قرائت شما از حادثه قتل عثمان و حادثه جنگ جمل واقعا تعجب برانگیزاست ؟ شما گفتید که در هیج منبعی نیست که عایشه این سخن را گفته باشه . من یه سوال از شما دارم ؟ نقش حضرت عایشه در جنگ جمل چه بود؟ با چه کسی و چرا سر جنگ داشته ؟ کسی که تا دیروز به عثمان لقب نعثل داده بود ، حالا آمده خون خوانی آن هم از امیر المومنین علی (ع) ؟ آن چه کاره عثمان می شده؟ و چرا از امام (ع) ؟ مگه قاتلین نزد امام (ع) بودند؟ مگه امام (ع) نعوذبالله هم دست آن ها بود؟ قاتلین و مشوقین در صف مقابل حضرت حضور داشتند.
برادر عزیز :در هر جنگي دو حالت وجود دارد و غير از اين دو حالت هيچ حالت ديگري وجود ندارد :
1) يا هر دو طرف مقابل باطل (اهل باطل) هستند 2) يا يکي بر حق است و طرف ديگر باطل
حالت سومي که هر دو بر حق باشند وجود ندارد ( هم محال عقلي است ،هم محال قرآني )
برادران عزيز اهل سنت پاسخ دهند که در جنگ جمل کدام يک از حالات بالا اتفاق افتاده؟
1)هم لشکر اميرالمومنين علي باطل بوده و هم لشکر عايشه و طلحه و زبير 2)لشکر عايشه بر حق بوده و لشکر اميرالمومنين باطل 3) و يا لشکر مولا علي حق بوده و لشکر عايشه باطل.لطفا با سفسطه بازی توجیه نفرمایید.
در کتاب تاریخ طبری آمده است که درهنگام محاصره خانه عثمان از طرف انقلابیون مصری و عراقی، عایشه مدینه را به عزم حج ترك گفت و در مكه بود كه خبر قتل عثمان را شنید ، ولی خبر نرسید كه مسئله خلافت پس از قتل خلیفه به كجا منجر شد. از این جهت تصمیم گرفت كه مكه را به عزم مدینه ترك گوید.
در مراجعت از مكه، در منزلی به نام" سرف " با مردی به نام "ابن ام كلاب"ملاقات كرد و از اوضاع مدینه پرسید. وی گفت كه محاصره خانه خلیفه هشتاد روز به طول انجامید و سپس او را كشتند و بعد از چند روز با علی علیه السلام بیعت كردند.
وقتی عایشه از اتفاق مهاجرین و انصار بر بیعت با امام آگاه شد، سخت برآشفت و گفت: ای كاش آسمان برسرم فرو می ریخت. سپس دستور داد كه كجاوه او را به سوی مكه باز گردانند، در حالی كه نظر خود را درباه عثمان دگرگون كرده بود و می گفت: به خدا سوگند، عثمان، مظلوم كشته شده است و من انتقام او را از قاتلان او می ستانم.
آن مرد ِ گزارشگر به او گفت: تو نخستین كسی بودی كه به مردم می گفتی عثمان كافر شده است و باید اورا بكشند. اكنون چه شده كه از سخن نخست خود بازگشتی ؟ وی در پاسخ گفت: " قاتلان عثمان او را توبه دادند و سپس كشتند. درباره عثمان همه سخن می گفتند و من نیز می گفتم، اما سخن اخیر من بهتر از سخن پیشین من است.") تاریخ طبری، ج 3، ص 172.)
پس از قتل عثمان و بیعت مردم با امام، سرزمین مكه مركز مخالفان آن حضرت به شمار می رفت و افرادی كه با علی علیه السلام مخالف بودند یا از دادگری او می ترسیدند ، خصوصاً فرمانداران و استانداران عثمان كه می دانستند امام دارایی آنان را مصادره می كند و آنان را به سبب خیانت هایی كه مرتكب شده اند بازخواست خواهد كرد، همه و همه در مكه در پوشش حرمت حرم خدا گرد آمدند و نقشه نبرد جمل را طراحی نمودند.
طبری متن ندای خروج كنندگان را چنین نقل می كند:
" آگاه باشید كه ام المؤمنین و طلحه و زبیر ، عازم بصره هستند. هر كس می خواهد اسلام را عزیز گرداند و با كسانی كه خون مسلمانان را حلال شمرده اند، نبرد كند و آن كس كه می خواهد انتقام خون عثمان را بازستاند با این گروه حركت كند و هر كس مركب و هزینه رفتن ندارد، این مركب او و این هزینه مسافرت او.
اولین شهادت دروغ در تاریخ اسلام
بالاخره سپاه آماده حركت شد و به راه افتاد. در راه به سرزمینی به نام "حوأب" رسیدند. وقتی عایشه از نام سرزمین آگاه شد به فرزند طلحه گفت: من باید برگردم، زیرا رسول خدا روزی در میان همسران خود كه من نیز در جمع آنها بودم فرمود:" می بینم كه یكی از شما از سرزمین " حوأب" می گذرد و سگان آنجا براو پارس می كنند." سپس رو به من كرد وفرمود:" حمیرا ، مبادا توآن زن باشی." در این هنگام فرزند طلحه درخواست ادامه مسیر را كرد ولی مؤثر نیفتاد. خواهر زاده او، عبدالله بن زبیر، منافقانه سوگند یاد كرد كه نام این سرزمین " حوأب " نیست. ما حوأب را اول شب پشت سر نهاده ایم . این نوع شهادت دروغ، در نوع خود، در تاریخ اسلام بی سابقه است. پس كاروانیان به مسیر خود ادامه دادند و در نزدیكی بصره برای تسخیر این شهر، كه عثمان بن حنیف از طرف علی علیه السلام استاندار آنجا بود، فرود آمدند. )شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 9، ص 312)
و بقیه ماجرا را که خود بهتر می دانید . نقش حضرت عایشه ام مومنین در این جنگ بر امام بر حق اظهر من الشمس است .
۲ -برای شما واقعا متاسفام که اشخاصی مثل خلفای راشدین را با مفسدانی چون معاویه و یزید مقایسه می نمایید. پسر طلقا و شجره ملعونه کجا به ادعای خلافت ؟ واعجبا . لطفا دیگه این شخصیت ها که در تاریخ قابل دفاع نیستند!!!! با دیگران مقایسه نفرمایید.
۳- من اینجا یه سوال دارم ؟ بالاخره شما به شورا اعتقاد دارید یا به نص صریح؟ هر کدام را بپذیرد خودتان را محکوم می نمایید.
اعتقاد ما فقط نص است و شورا در این مورد در نزد ما جایگاهی ندارد . و یه سوال دیگه:لطفا بفرمایید کجای قران نوشته نماز صبح 2رکعته؟ یا ....
و اما توضیح:
دوست عزیز : روش آموزش قران بیان کلیات و اصول عمومی است .تشریح مصادیق و جزییات غالبا بر عهده پیامبرگرامی (ص) و (ائمه اطهار(ع) به اعتقاد ما) می باشد. رسول خدا (ص) نه تنها مامور به تلاوت قران بود ، بلکه در تبین آن نیز ماموریت داشت . چناکه می فرماید: « قران را بر تو فرستادیم تا آنچه برای مردم نازل شده است ، برای آنها بیان کنی و آشکار سازی ، شاید آنان بیندیشند» ( نحل/44)
بنابراین انتظار این که مصادیق و جزییات در قران بیاید ، همانند این است که انتظار داشته باشیم همه جزییات در قانون اساسی کشور ذکر شود. گاهی شرایط ایجاب می کند که فردی را به نام معرفی می کند. « عیسی می گوید: من به شما مژده پیامبری را می دهم که پس از من می آید و نامش احمد است .(صف/6) و گاهی شرایط ایجاب می کند که افرادی را با عدد معرفی کند. « و خدا از فرزندان اسرائیل پیمان گرفت و از آنان دوازده سر گروه برانگیختیم.» (مائده/11) و بعضی اوقات شرایط ایجاب می کند که فرد مورد نظر را با اوصاف معرفی کند.، چنانکه پیامبر خاتم(ص) را در تورات و انجیل معرفی کرده است .(اعراف/57)
با توجه به این روش ، انتظار این که اسامی دوازده امام با ذکر نام و اسامی پدر و مادر در قران بیاید ، یک انتظار بی جاست. زیرا گاهی مصلحت در معرفی به نام است و گاهی معرفی به عدد و احیانا معرفی به صفت . ( لطفا از خدواند متعال ایراد نگیرد که چرا ...) اگر به گفته جنابعالی استناد کنیم و بگوییم خدا باید کلیه مسایل اختلاف آفرین را در قران ذکر کند تا مسلمانان دچار تفرقه نشوند ، در این صورت باید صدها مسئله کلامی و عقیدتی و فقهی و تشریحی در قران ذکر شده باشد. مسائلی که قرن ها مایه جنگ و جدل و خونریزی در میان مسلمانان شده است.ولی قران درباره آنها به طور صریح و قاطع ـ که ریشه کن کننده نزاع باشدـ سخن نگفته است. این برادر عزیز تصور می کند که اگر نام امام و یا امامان در قران می آمد ، اختلاف از بین می رفت در حالی که این اصل کلیت ندارد. (( رجوع شود به سوره بقره آیات 246ـ 247)) [ اهل بیت (ع) و در راس آن ها امام علی (ع) که چیزی را مرتکب شده اند که در طول تاریخ تا به امروز مورد بغض و کینه قرار گرفته اند. لطفا نفرمایید که به اهل بیت را دوست داریم. اهل کتاب به ائمه ایمان آوردند و هنوز برخی از شما!!!. ] ختم کلام اینکه چه بسا ذکر اسامی پیشوایان دوازده گانه ، سبب می شد که آزمندان حکومت و ریاست به نسل کشی بپردازند تا از تولد امامان جلوگیری کنند. چنان که این مسئله درباره حضرت موسی(ع) رخ داد. و برای امام زمان (عج) در زمان بنی عباس.
۴- برادر جان این چه قیاسی است که شما می کنی ؟ ولی امر شما می تونه مرتکب اشتباه بشه مثل ملک عبدالله ـ حسنی مبارک و دیگران . تازه مگر در این کشورها حکومت اسلامی برقرار است ؟ مگر این آقایان را مردم انتخاب کرده اند؟ خلافت یک امر الهی است و نیاز به معصوم دارد. و این اعتقاد راسخ ماست. [ پس دلیل برتری خلفا بر امام علی (ع) چیست ؟ لطفا بیان کنید که ما هم به خلیفه شما ایمان بیاورید. شما حتی یک دلیل محکمه پسند خدایی ندارید].
۵-جان من دو صحصح شما هم پر سخنان تعجب برانگیز است . که اگر خواستی خواهم گفت چه برسه به دیگر کتب ( جهت یاد آوری دوستان بعضی ها این دوکتاب را هم پالایش داده اند و این قابل اثبات است . در مقایسه چاپ های قدیم و جدید.) [من اذعان دارم در کتب شیعه هم این گونه موارد هست.]
۶- برادر جان بیا ایجا توافق کنیم که این مطلب قابل اثبات نیست والا اگر 1000 دلیل هم بیاورم باز شما حرف خودتان را خواهید زد.[این قضیه با کتاب قرن 8 هجری این قضیه قابل اثبات است]
۷-این اعتقاد شماست من هم این روایت را خوانده ام و اما
عبدالله بن عباس مي گويد:
« روزي با رسول خدا در يکي از کوچه هاي مدينه مي رفتيم که علي ابن ابي طالب از راه رسيد و به رسول خدا اين گونه سلام کرد:
«السلام عليک يا رسول الله و رحمه الله و برکاته»
پيامبر نيز در پاسخ فرمود:« و عليک السلام يا اميرالمومنين »
از لقبي که رسول خدا به علي بن ابي طالب داد، تعجب کردم و به پيامبر گفتم:
« اي رسول خدا، آنچه درباره پسرعمويم، علي، گفتي، از روي محبت و دوستي شخصي با او بود يا لقبي از ناحيه خداوند؟»
رسول خدا فرمود:« نه، به خدا سوگند، آنچه درباره علي گفتم، با چشم خودم ديدهام.»
پرسيدم:« اي رسول خدا چه ديديد؟»
پيامبر فرمود:
«در شب معراج به هر دري از درهاي بهشت نظر ميکردم، روي آن نوشته شده بود:
علي بن ابيطالب از هفتاد هزار سال پيش از خلقت آدم اميرالمؤمنين بوده است. » (بحارالانوار، ج 37، ص 339،
اما در فرهنگ تشيع، نه تنها خلفاي ديگر بلکه ديگر ائمه نيز به اين لقب خوانده نمي شوند :
« بعد از شهادت اميرالمومنين(علیه السلام) شخصي به امام حسن مجتبي (علیه السلام) گفت :
" السلام عليک يا امير المومنين" حضرت فرمود :
اين لقب خاص پدر ما علي (علیه السلام) است.
راوي ديگري آمد خدمت امام جعفر صادق (علیه السلام) و گفت :
"السلام عليک يا امير المومنين".
فرمود:
"ذاکَ جَدُّنا علي بنُ اَبي طالب"
گفت: آقا شما اميرالمومنين نيستيد؟
فرمود:
در معنا هستم، ولي "اميرالمومنين" لقب خاص جد ما علي بن ابي طالب است.
حالاشما بفرمایید امیر المومنین شایسته (رضی الله ) یا کرم الله وجه !؟
جهت اطلاع شما:آخرين باري كه از اين لقب براي يك حاكم استفاده شد در افغانستان بود.در چهارم آوريل ۱۹۹۶ بيش از 1500 تن از طلاب افغانستان در قندهار با ملا محمد عمر، رهبر خود با عنوان "اميرالمومنين" بيعت کردند.
وقتی حادثه مشهور به نام غدیر به سرقت می رود انتظار داریم دیگر فضایل امام (ع) مورد دستبرد قرار نگیرد. امام (ع) بدون امیرالمومنین هم سید بشر است بعد از پیامبر . نفس پیامبراست .
۸- اول من یک سوال از شما دارم چه کسی به پیامبر بیشتر خدمت کرد ؟ حضرت خدیجه یـا عایشه؟ بابا این دو نفر برای پدران خود هیچ گونه شفاعتی در نزد خدا نخواهند آورد!!
از آنجا که پیامبر اکرم (ص) صاحب عصمت الهی است، نه فقط بر اساس هوای نفس و میل شخصی کاری نمیکنند، بلکه هیچ قول و فعلی نیز به جز آن چه از جانب خداوند متعال به او دستور داده میشود ندارند. چنان چه خداوند متعال در کلام وحی فرمود:
«وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الهْوَى»(النجم – 3)از روی هوای نفس سخن نمیگوید.
پس، ازدواجهای پیامبر اکرم (ص) نیز مانند سایر گفتار و اعمال ایشان که «اسوه حسنه»، یعنی بهترین الگو هستند، دارای حکمتهای بسیاری است، اگر چه مردم به برخی پیببرند و از برخی دیگر غافل باشند. و از جمله آن که:
الف – هر چند ظاهر روابط با ابوبکر خوب بود، اما باید پیوند خویشی میان دو قوم برقرار میگردید.
ابن خلدون در این باره مینویسد: در آن محيطى كه جنگ و خونريزى و غارتگرى جزو خصلت ثانوى آنان شده بود، بهترين عامل بازدارنده از جنگها و عامل وحدت و اُلفت ، پيوند زناشويى بود.
لذا شاهدیم، پيامبر(صلي الله عليه و آله) با قبايل بزرگ قريش، به ويژه با قبايلى كه بيش از ديگران با ایشان دشمن بودند، مانند بنى اميه و بنى اسرائيل، ازدواج نمود . اما با قبايل انصار كه از سوى آنان هيچ خطرى احساس نمیشد و آنان نسبت به پيامبر(ص) دشمنى نداشتند، ازدواج ننمود. و باید در نظر داشت که دشمنی، فقط مربوط به یک شخص و آن هم در زمان خودش نیست، بلکه آینده را نیز در نظر داشتند.
گيورگيو، نويسنده مسيحى مینويسد:
محمد (صلي الله عليه وآله وسلم) ام حبيبه را به ازدواج خود درآورد تا بدين ترتيب داماد ابوسفيان شود و از دشمنى قريش نسبت به خود بكاهد. در نتيجه پيامبر با خاندان بني اميه و هند زن ابوسفيان وساير دشمنان خونين خود خويشاوند شد و ام حبيبه عامل بسيار مؤثرى براى تبليغ اسلام در خانواده هاى مكه شد. (محمد پيامبرى كه از نو بايد شناخت، ص 207)
ب - پس، نباید در انتخاب همسران توسط پیامبر اکرم (ص)، به شاخصهای رایج خودمان مانند: یافتن همسری نیکو، نبودن همسر مناسبتر و ... استناد کرد. همسران انبیاء (ع) هیچ فضیلیتی ندارند، مگر آن که خداوند یا شخص نبی در مورد فضلیت آنان چیزی فرموده باشند. چنان چه خداوند متعال در نکوهش دو تن از همسران پیامبر اکرم (ص) (حفصه و عایشه) موجب آزار و اذیت ایشان شده بودند، در کلام وحی میفرماید:
«إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْريلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهيرٌ» (التحریم - 4)
ترجمه: اگر [شما] دو تن به خدا توبه كنيد [شما را بهتر است]، زيرا دلهاى شما [به سبب عسل خوردن من در خانه زينب دختر جحش] برگشته است. و اگر به زيان او هم پشتى كنيد، بيگمان خدا ياور اوست، و جبرئيل و مؤمنان نيكوكار و فرشتگان بعد از آن، مددكار اويند.
ج – از دیگر حکمتهای ازدواج پیامبر اکرم (ص) با عایشه و حفصه، ضرورت اسوه و الگو بودن ایشان برای عالمیان است. شاید بتوان گفت که از صعبترین رسالتها و وظایف انبیاء و اوصیای الهی، زندگی کردن به تمامی شرایط مردمان دیگر است، تا همگان در هر موضوعی الگو داشته باشند و در جایی تنها و بیالگو باقی نمانند و این چنین حجت هدایت تمام شود. کسی نمیتواند بگوید: من فقیر بودم، من ثروتمند بودم، من برادران حسود داشتم، من در موقعیتی قرار گرفتم که کسی خود را برای شهوت جنسی به من عرضه داشت، من همسر بد داشتم ... و انبیا و اوصیای الهی در چنین موقعیتی قرار نگرفتند تا رفتارشان الگوی من باشد. لذا شاهدیم که انبیایی چون حضرات نوح و لوط، همسرانی داشتند که هیچ گاه ایمان نیاوردند و به عذاب الهی گرفتار شدند. و البته از حکمتهای دیگر که در دل همین معنا نهفته است، امتحان شخص پیامبر اکرم (ص) و مردمان دیگر است. چرا که هیچ کس بدون امتحان زندگی نکرده و بدون موفقیت رشد نمینماید. امت پیامبر اکرم (ص) نیز دست کم دو بار با فتنهی همسری عایشه امتحان شده و میشوند. یکی آن گاه که برای آزردن دل رسولخدا (ص) به او تهمت زدند و آیهای برای رفع این تهمت نازل گردید و یکی هم بعد از رحلت پیامبر عظیمالشأن (ص) و در ماجرای جنگ جمل.
و البته حکمتهای بسیار دیگری نیز وجود دارد. و هم اکنون نیز امت پیامبر اکرم (ص) در مورد این همسر ایشان امتحان میشوند.
هنوز عدهای هستند که در عین اهانت به وجود و مقام سیدةالنساء العالمین، ضمن «ام المؤمنین» خواندن ایشان، مخالفت با امیرالمؤمنین (ع)، به راه انداختن جنگ جمل، حمله به جسد مطهر امام حسن علیهالسلام را توجیه میکنند.
- حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ إِسْمَاعِيلَ حَدَّثَنَا جُوَيْرِيَةُ عَنْ نَافِعٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ قَامَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ خَطِيبًا فَأَشَارَ نَحْوَ مَسْكَنِ عَائِشَةَ فَقَالَ هُنَا الْفِتْنَةُ ثَلَاثًا مِنْ حَيْثُ يَطْلُعُ قَرْنُ الشَّيْطَانِ
صحيح بخاري کتاب فرض الخمس باب ما جاء في بيوت ازواج النبي صلي الله عليه وسلم حدیث 2873
رسول خدا به سخن ايستادند ، پس به سمت خانه عائشه اشاره کردند و سه بار فرمودند اينجاست فتنه ؛ همان جايي که امت شيطان ظهور مي کنند .
۹-در کجای تاریخ آمده این دو باعث ازدواج این دو گُل شدند؟ برای قسمت اول سوالت ده ها سند دارم.
۱۰- این سوال را بنده از شما کردم . ممکن کسانی باشند این نام های مقدس برای فرزندانشان انتخاب کنند اما همه این کار را انجانم نمی دهند. من اگر ده فرزند پسر خدا به من بدهد همه را علی خواهم گذاشت. ما خاطرات خوبی متاسفانه در تاریخ از این افراد نداریم
۱۱- در کربلا هم وقتی با امام حسین (ع) می جنگیدند و می خواستند امام (ع) را بکشتند . گفتند : بغضا لأبیک یعنی علی (ع) جرم ابوطالب اینه چون پدر امام علی (ع) است. از خدا بترسید ، تقوا پیشه کنید.
ولمّا قيل لرسول الله: إن أبا طالب قد مات عظم ذلک في قلبه واشتدّ له جزعه، ثمّ دخل فمسح جبينه الأيمن أربع مرّات، وجبينه الأيسر ثلاث مرّات، ثمّ قال: يا عم ربيت صغيراً، وکفلت يتيماً، ونصرت کبيراً، فجزاک الله عني خيراً، ومشى بين يدي سريره وجعل يعرضه ويقول: وصلتک رحم، وجزيت خيراً. هنگامى که به رسول خدا (ص) خبر دادند که ابوطالب از دنيا رفته، اين مصيبت بر قلب او سنگينى نمود و ناله آن حضرت را شديد کرد. رسول خدا بر جنازه ابوطالب وارد شد، سپس به طرف راست پيشانى او را چهار مرتبه و به طرف چپش را سه مرتبه دست کشيد، سپس فرمود: اى عمو ! وقتى کودک بودم تو مرا بزرگ کردي، وقتى يتيم بودم تو سرپرستيم کرد، و هنگامى که بزرگ شدم تو يارىام کردي، پس خداوند به تو پاداش خير دهد. سپس جلوى تابوت او رفت و فرمود: اى عمو ! تو صله رحم را به نيکى بجا آوردى و پاداش نيکى دادى. اليعقوبي، أحمد بن أبي يعقوب بن جعفر بن وهب بن واضح (متوفاي۲۹۲هـ، تاريخ اليعقوبي، ج ۲، ص ۳۵، ناشر: دار صادر – بيروت. 3 )
چگونه مىتواند رسول خدا (صلى الله عليه و اله و سلم) اين همه ابراز محبت و علاقه به يک کافر و يا مشرک داشته باشد و ابوطالب چگونه مشرکى است که تا زمانى که زنده بود اجازه نداد هيچ آسيبى به پيامبر برسد: ما نالت مني قريش شيئا أکرهه حتى مات أبو طالب تا زمانى که ابوطالب زنده بود، قريش نمىتوانست هيچ گونه ناخوشايندى براى من ايجاد کند. الحميري المعافري، عبد الملک بن هشام بن أيوب أبو محمد (متوفاي۲۱۳هـ)، السيره النبويه، ج ۲، ص ۲۶۴
در نهايت چگونه ميشود كه ايشان را كه قبل از اسلام بدين حنيف اسلام ابراهيمي بودند و وارث حضرت عبد المطلب جد مطهر حضرت محمد صلي الله عليه و اله باشند و بعد مسلمان نشده باشند ؟؟ در ضمن مادر حضرت علي عليه السلام حضرت فاطمه بنت اسد از سابقين در اسلام بود و بعد از حضرت خديجه كبري ( س ) دومين بانوئي بود كه بدين مبين اسلام گرويد ,و اين مسئله مورد اتفاق تمامي مذاهب اسلامي است . حال چگونه امكان دارد كه اين بانوي محترم در همسري يك ( نعوذ بالله ) غير مسلمان بماند . يا رسول اكرم صلوات الله عليه و اله به ايشان انقدر محبت داشته باشند , يا حتي عدم ازار و اذيت شدنشان در مكه را مديون .
بخدا قسم در وهله اول اين علماي شما در مقابل خداوند و رسولش حضرت محمد صلي الله عليه و اله مسئولند و در آخرت بايد جواب گوي اين افترا و اباطيل كه واقعاً عين كفر است باشند .
یوم ندعوا کل اناس بامامهم...
آنجا که فرمان ایست دادند شما بگویید که فلان و فلان امام ما بودند و ما خواهیم گفت : امیرالمومنین علی (ع) . چون در برابر این ولایت مسئول هستیم .
اللهم اجعل محیای محیا محمداً وآل محمد و مماتی ممات محمداً و آل محمد .اللهم انصر و اظهر الحق .آمین
ومن لم یجعل الله له نورا فماله من نور(نور/۴۰)
از دوستان عزیز بخاطر طولانی شدن این پست واقعاْ پوزش می طلبم.
خدا یار و یاور شما و ما باشد.
