تاريخ چيست ؟
اگر تاریخ را بخوبی بشناسیم و نه تنها صفحات آن را ورق بزنیم ، بلكه با تاریخ زندگی كنیم ، می توانیم با شناخت آنچه به بشر رفته است ، به آینده با دید وسیع تر و منطقی تر نگاه كنیم .
بعضي بر اين باورند، تاريخ مجموعه حوادثي است كه از آغاز فعاليت اجتماعي انسان در زندگي وي روي داده است ، اما برخي ديگر عقيده دارند كه تاريخ چون آينه يي است كه گذشته را در برابر چشمان نسل بعدي منعكس مي كند. اگر به تاريخ بدين گونه نگريسته شود، نمي توان انتظار داشت كه آينه بتواند تمام زواياي حوادث بشري را بازتاب دهد و اين تعريف از تاريخ فاقد مقبوليت عمومي است .
هر تعريفي كه از تاريخ ارايه دهيم ، اصل رسالت تاريخ بدون تغيير باقي خواهد ماند و آن اينكه تاريخ يك پديده ساكن و خاموش نيست ، تاريخ يك شط در حال حركت از حوادث و پيشامدها و تغييرات پديد آمده به دست انسان است و او خواه ناخواه مجبور بوده است براي دگرگون كردن محيط اجتماعي خويش تلاش كند و شرايطي به وجود آورد تا بتواند رشد كند، پيش برود، حتي بجنگد يا با طبيعت پيرامون خود وارد نزاع شود و موانع موجود در پيش پاي خود را دور كند. آنچه امروز بشريت بدان دست يافته است آسان و بي رنج و تعب فراهم نشده است . اين دستاورد بشر حاصل تلاش ، مبارزه و ستيز انسان و جنگ هاي خونين است كه در اين رهگذر بسي جان فدا شد تا تاريخ به روند خود ادامه دهد.
آغاز تاريخ به زماني باز مي گردد كه انسان نوشتن را آموخت . انسان و تاريخ از ديدگاه ادبيات مي توانند به عنوان دو بال سيمرغ حيات توصيف شوند.
فشار اقتصادي و اجتماعي و آرزوي خود انسان براي ايجاد شرايط مطلوب براي زيستن ، او را وادار كرده است در راهي گام بردارد كه صاف و هموار نبوده است ، خطر هميشه در كمين او نشسته است .
اما ناهمواري راه و موانع موجود، انساني و طبيعي در پيش پاي او، هرگز نتوانسته است او را از حركت به سمت جلو براي رسيدن به سكوي اجتماعي اش ، باز دارد.
در حقيقت اگر انسان يك موجود غيرفعال و منفعلي مي بود تاريخ هرگز زاده نمي شد در آن صورت ما داراي تاريخ تحول طبيعي مي بوديم نه تاريخ مدون بشري . تاريخ و انسان دوعنصر سازنده و خلاق هستند.
تاريخ انسان را به نيرويي مبارز و خستگي ناپذير براي ساختن ، دگرگون كردن و پيشرفت تبديل مي كند و انسان تاريخ را به عنوان يك سند پايدار و ابدي براي مبارزاتي كه انسان قرن ها درگير آن بوده است ، مبدل ساخته است . و اين دو ملت ها، فرهنگ ها و تمدن ها، علوم و فنون را به وجود آورده اند و اين يك روند هميشگي و بالنده است و ميرايي نمي شناسد.
لحظه يي درباره دستاوردهايي در زمينه هاي علوم و فنون ، علوم هوا فضا، زيست شناسي ، فلسفه و حكمت و مذهب و غيره بينديشيم .
چه انسان هاي بزرگي در طول قرن ها در شاخه هاي مختلف دانش بشري شركت داشته اند و تلاش آنها هرگز بي ثمر نبوده است و به موفقيت هاي تحسين برانگيزي دست يافته اند.
انسان سازنده و هوشيار، فداكارانه در راه خير و سعادت همنوع خود گام برداشته و براي رسيدن به اهداف پيش رو رنج هاي فراواني را به جان خريده است .
و ما تمام اين حقيقت را از زبان تاريخ مي شنويم كه سندي است گويا و پايدار. آيا اين گونه نيست ؟ يادآوري چند نام بزرگ كه تاريخ به ما شناسانده است ، مي تواند در خور تامل باشد.
اينشتين ، به عنوان مثال ، نه تنها يك دانشمند بزرگ بوده بلكه دوستدار نوع بشر هم بوده است . كشفيات او كه همان نيروي شگرف اتمي است كه از اين نيرو در زمينه انرژي ، سوخت و غيره استفاده فراوان به عمل مي آيد اگر از اين نيرو براي خرابي و ويراني استفاده شود نمي توان گناه آن را به حساب اينشتين نوشت و نيز بايد به خاطر داشت كه پيمان هاي بين المللي در خصوص عدم استفاده از نيروي ويرانگر اتمي وجود دارد و كشورهاي امضا كننده ملزم به رعايت مفاد پيمان هاي مربوط هستند. كشفيات گاليله درباره زمين ، بشر امروز را به كرات آسمان گشوده است .
لويي پاستور با تلاش خود به اين كشف بزرگ دست يافت كه باعث فاسد شدن غذا نه «جن » است ونه ارواح خبيثه ، بلكه باكتري است كه غذا را فاسد مي كند و اينكه امروز بشر به جنگ ميكروب ها مي رود و با انواع آنتي بيوتيك ها» به درمان درد مي پردازد نتيجه كار بزرگ پاستور است . اگر تاريخ را بخوبي بشناسيم و نه تنها صفحات آن را ورق بزنيم ، بلكه با تاريخ زندگي كنيم ، مي توانيم با شناخت آنچه به بشر رفته است ، به آينده با ديد وسيع تر و منطقي تر نگاه كنيم .
انس با تاريخ به آدمي قدرت شگرفي مي بخشد كه حوادث در شرف تكوين راهم پيش بيني نمايد.
تاريخ مرد جوان را «پير» مي سازد بدون آنكه چهره يي پر چين و شكن و مويي خاكستري رنگ داشته باشد.
هر تعريفي كه از تاريخ ارايه دهيم ، اصل رسالت تاريخ بدون تغيير باقي خواهد ماند و آن اينكه تاريخ يك پديده ساكن و خاموش نيست ، تاريخ يك شط در حال حركت از حوادث و پيشامدها و تغييرات پديد آمده به دست انسان است و او خواه ناخواه مجبور بوده است براي دگرگون كردن محيط اجتماعي خويش تلاش كند و شرايطي به وجود آورد تا بتواند رشد كند، پيش برود، حتي بجنگد يا با طبيعت پيرامون خود وارد نزاع شود و موانع موجود در پيش پاي خود را دور كند. آنچه امروز بشريت بدان دست يافته است آسان و بي رنج و تعب فراهم نشده است . اين دستاورد بشر حاصل تلاش ، مبارزه و ستيز انسان و جنگ هاي خونين است كه در اين رهگذر بسي جان فدا شد تا تاريخ به روند خود ادامه دهد.
آغاز تاريخ به زماني باز مي گردد كه انسان نوشتن را آموخت . انسان و تاريخ از ديدگاه ادبيات مي توانند به عنوان دو بال سيمرغ حيات توصيف شوند.
فشار اقتصادي و اجتماعي و آرزوي خود انسان براي ايجاد شرايط مطلوب براي زيستن ، او را وادار كرده است در راهي گام بردارد كه صاف و هموار نبوده است ، خطر هميشه در كمين او نشسته است .
اما ناهمواري راه و موانع موجود، انساني و طبيعي در پيش پاي او، هرگز نتوانسته است او را از حركت به سمت جلو براي رسيدن به سكوي اجتماعي اش ، باز دارد.
در حقيقت اگر انسان يك موجود غيرفعال و منفعلي مي بود تاريخ هرگز زاده نمي شد در آن صورت ما داراي تاريخ تحول طبيعي مي بوديم نه تاريخ مدون بشري . تاريخ و انسان دوعنصر سازنده و خلاق هستند.
تاريخ انسان را به نيرويي مبارز و خستگي ناپذير براي ساختن ، دگرگون كردن و پيشرفت تبديل مي كند و انسان تاريخ را به عنوان يك سند پايدار و ابدي براي مبارزاتي كه انسان قرن ها درگير آن بوده است ، مبدل ساخته است . و اين دو ملت ها، فرهنگ ها و تمدن ها، علوم و فنون را به وجود آورده اند و اين يك روند هميشگي و بالنده است و ميرايي نمي شناسد.
لحظه يي درباره دستاوردهايي در زمينه هاي علوم و فنون ، علوم هوا فضا، زيست شناسي ، فلسفه و حكمت و مذهب و غيره بينديشيم .
چه انسان هاي بزرگي در طول قرن ها در شاخه هاي مختلف دانش بشري شركت داشته اند و تلاش آنها هرگز بي ثمر نبوده است و به موفقيت هاي تحسين برانگيزي دست يافته اند.
انسان سازنده و هوشيار، فداكارانه در راه خير و سعادت همنوع خود گام برداشته و براي رسيدن به اهداف پيش رو رنج هاي فراواني را به جان خريده است .
و ما تمام اين حقيقت را از زبان تاريخ مي شنويم كه سندي است گويا و پايدار. آيا اين گونه نيست ؟ يادآوري چند نام بزرگ كه تاريخ به ما شناسانده است ، مي تواند در خور تامل باشد.
اينشتين ، به عنوان مثال ، نه تنها يك دانشمند بزرگ بوده بلكه دوستدار نوع بشر هم بوده است . كشفيات او كه همان نيروي شگرف اتمي است كه از اين نيرو در زمينه انرژي ، سوخت و غيره استفاده فراوان به عمل مي آيد اگر از اين نيرو براي خرابي و ويراني استفاده شود نمي توان گناه آن را به حساب اينشتين نوشت و نيز بايد به خاطر داشت كه پيمان هاي بين المللي در خصوص عدم استفاده از نيروي ويرانگر اتمي وجود دارد و كشورهاي امضا كننده ملزم به رعايت مفاد پيمان هاي مربوط هستند. كشفيات گاليله درباره زمين ، بشر امروز را به كرات آسمان گشوده است .
لويي پاستور با تلاش خود به اين كشف بزرگ دست يافت كه باعث فاسد شدن غذا نه «جن » است ونه ارواح خبيثه ، بلكه باكتري است كه غذا را فاسد مي كند و اينكه امروز بشر به جنگ ميكروب ها مي رود و با انواع آنتي بيوتيك ها» به درمان درد مي پردازد نتيجه كار بزرگ پاستور است . اگر تاريخ را بخوبي بشناسيم و نه تنها صفحات آن را ورق بزنيم ، بلكه با تاريخ زندگي كنيم ، مي توانيم با شناخت آنچه به بشر رفته است ، به آينده با ديد وسيع تر و منطقي تر نگاه كنيم .
انس با تاريخ به آدمي قدرت شگرفي مي بخشد كه حوادث در شرف تكوين راهم پيش بيني نمايد.
تاريخ مرد جوان را «پير» مي سازد بدون آنكه چهره يي پر چين و شكن و مويي خاكستري رنگ داشته باشد.
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مهر ۱۳۸۹ ساعت 1:44 توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون)
|
سلام