وهرز دیلمی
انوشیروان برای تسخیر یمن فرمانده ای را فرستاد که عادتش این بود وقتی سوار اسب می شد می بایست انسانی را در مقابلش دو شقه می کردند. و او از میان آن ها می گذشت. به این فرمانده در تسخیر یمن چنین فرمان می دهد:
هر که در یمن اندر است از حبش را بکش پیر و جوان و مرد و زن بزرگ و خرد و هر زنی که از حبش بار دارد شکمش بشکاف و فرزندش بیرون آور و بکش و هر که اندر یمن موی مجعد دارد. چنان چه دانی از حبشیان بود و ندانی که او از حبشیان و فرزندان ایشان است.چه همه را بکش و هر که اندر یمن هوای ایشان می خواهد و بدیشان میل دارد همه را بکش تا به یمن اندر از حبش کسی نماند.(تاریخ بلعمی)
توضیح این که حبشیان یمن را فتح کردند ولی ابرهه در جریان اصحاب فیل از بین رفت. سیف ذی نون شاهزاده ی یهودی سابق یمن به دربار ایران آمد و کمک خواست.نوشیروان یکی از سرداران خود به نام وهرز دیلمی را که در تیر اندازی بغایت چیره دست بود را به همراه 800 تن محکوم به مرگ در سال 570 به یمن فرستاد.وهرز دستور داد پس از رسیدن به یمن کشتی را اتش زدند و گفت اکنون ما جز دو راه نداریم یا مرگ یا پیروزی. وهرز از یمنی ها نشان پادشاه حبشه را خواست. آنان پادشاه را که سوار بر استری بود را نشان دادند که یاقوت درشتی در پیشانی اش می درخشید. وهرز تیری را از ترکش رها کرد و درست به وسط یاقوت خورد. مرگ شاه حبشیان را شکست داد ایرانیان فاتح سیاه پوستان حبشی را قتل عام کردند.
سلام