درصد قبولی درس تاریخ ایران و جهان (2) دبیرستان های شهرستان شادگان در خرداد ماه 1392

نام آموزشگاه

تعداد کل

تعداد قبولی

درصد قبول شدگان

میانگین نمره

شبانه روزی امام خمینی ره

23

19

61/82

48/10

ولایت

26

17

38/65

91/7

فرهنگ

36

19

78/52

48/10

شهید بهبهانی

25

11

44

61/9

نخبگان (2)

16

7

50

41/5

یادگار امام (1)

22

9

91/40

35/4

دکتر حسابی

35

10

57/28

96/3

یادگار امام (2)

49

13

53/26

07/8

علامه امینی

30

5

67/16

77/3

آل یاسین

28

8

57/28

67/7

علامه محمدتقی جعفری

47

11

40/23

93/5

امیر کبیر

20

3

15

01/3

شهیدفاضل مقدم

29

2

90/6

97/2

گلستان

46

25

35/54

61/9

عفاف

32

21

63/65

82/14

عترت

46

37

43/80

17/13

نورالهدی

26

15

69/57

52/14

پروین اعتصامی

37

18

65/48

22/11

صدیقه کبری

24

14

33/58

36/12

صادقین جفال

11

5

45/45

14/5

حاج خمیس شهید

20

12

60

45/11

فرزانگان دارخوین

37

17

95/45

57/8

صالحات

18

8

44/44

89/6

ملاصدرا

53

19

85/35

57/7

 

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392 و ساعت 12:11 |

 امروزه آموزش و پرورش رسمی در پی آمادگی برای زندگی آینده از طریق یادگیری مفید و مؤثر است وکلا" تدریس عبارتست از:

تعامل یا رفتار متقابل معلم و دانش آموز بر اساس طرح منظم و هدفدار برای ایجاد تغییرات مطلوب و تسهیل یادگیری فرد و شناخت او از جهان است.

و تدریس خوب : تدریسی است که به خوب یاد گرفتن فراگیران کمک کند. در این فرایند یادگیرنده باید فعال باشد. به بحث بپردازد،مسائل را حل کند و با استفاده از راهنمایی های معلم به کسب تجربه بپردازد.

معلمان در حالی که به شاگردان در کسب اطلاعات ، مهارتها، راههای تفکرو ابراز نظرات خود کمک می کنند، باید به آنان نحوه ی یادگیری را نیز درس دهند.

چگونگی انجام تدریس اثر بسیاری بر توانایی شاگردان برای آموزش خودشان دارد . معلمان موفق تنها ارائه دهندگان مطالب نیستند بلکه آنان شاگردان خود را به تکالیف شناختی و اجتماعی وادار می نمایند و به آنان چگونگی کسب، ذخیره سازی و پردازش اطلاعات را می آموزند تا چگونگی فراگیری را یاد بگیرند و منابع را به طور مؤثر به کار ببرند.لذا نقش عمده تدریس ،خلق یادگیرندگان فعال ، خلاق و قدرتمند است.

هشتاد نکته ی مهم در یک تدریس موفق

1- با توکل به خدا و نام خدا کلاس را شروع کنیم.

2-اخلاص در عمل تدریس و تقوا را رعایت کنیم.

3-زمان هر جلسه تدریس را در نظر داشته باشیم تا با کمی یا زیادی وقت مواجه نشویم.

4-وقت کلاس را به مطالب بیهوده و کم فایده صرف نکنیم.

5-سعی کنیم ساعت تدریس را تغییر ندهیم.

6-به هنگام تدریس، نشاط روحی و عاطفی خود را حفظ کنیم.

7- با خوشرویی تدریس کرده و همواره چهره بشّاشی داشته باشیم.

8- احساسات و عواطف دانش آموزان را جریحه دار نکنیم.

9- تلاش کنیم فضایی عاطفی بوجود آوریم.

 10- سعه ی صدر داشته باشیم و از فضل فروشی بپرهیزیم.

 11- وفای به عهد، خوش قولی و تواضع در تدریس را از یاد نبریم.

 12- به هنگام تدریس؛ آرامش خود را حفظ کنیم.

 13- از قضاوت ناصحیح نسبت به دانش آموزان پرهیز کنیم.

 14- اشتباهات خود را توجیه نکنیم.

 15- از علماء ،بزرگان و شخصیتهای دینی با احترام نام ببریم.

 16- از به کار بردن کلمات خارج از نزاکت بپرهیزیم.

 17- پرگوئی نکنیم، در واقع آنقدر بگوئیم که می توانیم بشنویم.

 18- رازدار و محرم اسرار دانش آموزان باشیم.

  19- از تعصب بیجا بپرهیزیم.

 20- از دانش آموزان توقعات بیش از اندازه نداشته باشیم.

 21- رسا و روان بودن کلمات و جملات را رعایت کنیم.

 22- از داشتن تکیه کلام پرهیز کنیم.

 23- در تدریس ذوق و سلیقه به کار ببریم.

 24- آرام و شمرده تدریس کنیم.

 25- ساده تدریس کنیم ؛اما عمیق.

 26- در املاء کلمات دقت کنیم و کلمات را صحیح روی تابلو بنگاریم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در دوشنبه پانزدهم آبان 1391 و ساعت 22:29 |

غدیر یك تفكر است

واقعه غدیرحادثه اى تاریخى نیست كه در كنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یك سرزمین نیست. یك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكایت مى كند. غدیر نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلایه داران امامت است.

آرى غدیر یك سرزمین نیست، چشمه اى است كه تا پایان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشیدى است عالمتاب.

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در جمعه دوازدهم آبان 1391 و ساعت 22:33 |

وبلاگ درس شیرین تاریخ

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در چهارشنبه دهم آبان 1391 و ساعت 23:50 |

گویی هنوز در عرفات ایستاده و از پرتو چهره نورانی‏اش، صحرا غرق نور شده! گویی ایستاده و دست‏های پر از اجابت خود را به آسمان گرفته و ملکوت الهی غرق شنیدن عاشقانه‏های اوست:اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی لَیْسَ لِقَضآئِهِ دافِعٌ وَ لا لِعَطائِهِ مانِعٌ و...
ستایش از آن خدایی است که قضایش را دفع کننده‏ای و عطایش را منع کننده‏ای نیست.
اَللهُمَ إِنّی اَرْغَبُ اِلَیْکَ وَ اَشْهَدُ بِالرُّبُوبِیَةِ لَکَ مُقِرّا بِانَّکَ رَبّی، وَ اِلَیْکَ مَرَدّی،...
الهی، اینک من به سوی تو روی می‏کنم و به پروردگاری‏ات گواهی می‏دهم؛ اقرار می‏کنم که آفریدگار من تویی و بازگشت من به سوی توست، ...
گویی در «کربلا» ایستاده است! و تصویر لاجوردی آسمان، شگفت‏انگیزتر و باشکوه‏تر از همیشه، در ازدحام سپید فرشتگان، گم شده است!
پرتو قنوتش، حتی دورترین ستاره را به تماشا می‏خواند و تسبیح کلمات آسمانی‏اش غلغله در عرش می‏اندازد؛ نگاه حقیقت شناس فرشتگان پر از ستاره است و نغمه یا حسین با اشک‏ها و آمین‏های پی در پی، گوشه گوشه آسمان را فرا گرفته است.
امروز، روز عرفه است، روز نیایش، روز ستایش واقعی و توحید محض.
امروز باید عظمت خداوند متعال «جلّ جلاله» را بی‏پرده دید!
امروز باید غیر از آسمان، برای خود سقفی نساخت!
امروز باید سجاده بر خاک نهاد، باید محراب تماشا را تا افق گسترد، باید وسعت لا یتناهی اندیشه و احساس را به هم آمیخت!
امروز، روز طولانی‏ترین نیایش‏های عاشقانه با خداست!
امروز، روز سخاوت حضرت حق «عزّ و جل» است، روزِ «اَللهُمَّ یا اَجْوَدَ مَنْ اَعْطی وَ یا خَیْرَ مَن سُئِلَ وَ یا اَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ».
امروز، روز اوج‏گیری نور صلوات است که منزلت خاکیان را بر افلاکیان ثابت می‏کند.
امروز، روز استجابتِ «یا مُجیبُ دَعْوَةِ الْمُضْطَرّینُ» است!
امروز، روز عرفه است است، روز نیایشِ خونین حضرت مسلم ‏بن عقیل علیه‏السلام ، روز استجابت دعای پیر فرزانه کوفه، هانی بن عروه رحمه‏الله! امروز، روز دعا و اشک و «یا حسین» در تمام صحراهای آغشته به عطر کربلاست!
امروز، مؤمنین در سایه ‏زار چتر رحمت، دل‏های عاشق خود را به امتحان عشق می‏سپارند.
امروز، روز معراجِ دل‏های کربلایی است که هم‏نوا با کاروان سالار عشق عاشورا، می‏خوانند: لآ اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الْمُوحِّدِینَ،...
امروز، روز همراهی و هم‏صداییِ با «یا ربّ یا ربّ»های امام حسین علیه‏السلام است!
امروز، روز زیبای سیر و سلوک عارفانه در عالم بالاست، روز عارفان حقیقی، روز معراج دل، به اعلی علیّینِ تسبیحِ حضرت پروردگار!
امروز، روز پالایش وجود از هر گونه تعلّق و شرک و گناه است، روز توبه!
الهی، به حق امروز که روز نیایش‏های عاشقانه و عارفانه امام حسین علیه‏السلام است، به شرافت «روز عرفه»، در طول سال، ما را از مغفوران درگاهت قرار بده، نه از محرومان!
الهی، به حق امام حسین علیه‏السلام ، شناخت قدر و حرمت روز عرفه را به ما بیاموز تا روزی‏مند از رحمت واسعه تو گردیم!
الهی، به حق عبادت اولیای درگاهت در این روز مبارک، زیارت حجتِ(عج) پنهان از نظرت را در دنیا و شفاعتش را در جهان آخرت نصیبمان گردان. آمین!

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در شنبه ششم آبان 1391 و ساعت 21:0 |

عید قربان مبارک / وبلاگ درس شیرین تاریخ

اولين معنايي كه از عيد به ذهن مي رسد، تغييراتي است كه انسان از ظاهر خود و يا در طبيعت مي بيند . اين آرايش ظاهري همچون پوشيدن لباس نو و آمدن بهار طبيعت به يك معنا عيد ناميده شده است .
عيد قربان ريشه در دوران ماقبل تاريخ بشر دارد. انسان اوليه كه از فهم طبيعت عاجز است، براي به دست آوردن ترحم خدايان دست به قرباني كردن حيوانات و انسان ها مي زند. اين رسم نزد همه ملل و اديان به اسامي مختلف موجود بوده است. اين سنت طولاني بشري در اسلام نيز پذيرفته شده است.

در روايتي از امير المومنين علي عليه السلام آمده است كه : هر روزي كه انسان در آن به زشتي آلوده نگردد آن روز عيد است چرا كه زشتي مهمترين بستر ظهور نزاع ميان آدميان است و باعث بر هم خوردن آرامش دروني و بيروني انسان ها مي گردد و اين همان چيزي است كه با عيد يعني آرامش و شادماني منافات دارد .

از سوي ديگر حركت انسان ها به سوي علم و معرفت همواره با شادماني و نشاط توأم است خاصه آن كه وقتي انسان معناي جديدي كشف ميكند ، ابتهاج زائد الوصفي تمام وجود آدمي را در بر ميگيرد ، آن لحظه تازه عيد ناميده ميشود .
صداي پاي عيد مي آيد. عيد قربان عيد پاك ترين عيدها است عيد سر سپردگي و بندگي است. عيد بر آمدن انساني نو از خاكسترهاي خويشتن خويش است. عيد قربان عيد نزديك شدن دل هايي است كه به قرب الهي رسيده اند. عيد قربان عيد برآمدن روزي نو و انساني نو است.

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در چهارشنبه سوم آبان 1391 و ساعت 22:3 |

کوکلوس‌کلان (در انگلیسی: Ku Klux Klan) یا به شکل کوتاه‌شده‌اش (KKK) نام سازمان‌های همبسته‌ای در کشور ایالات متحده آمریکا در گذشته و امروز می‌باشد که پشتیبان برتری نژاد سفید، یهودستیزی، نژادگرایی، ضدیت با آئین کاتولیک، بومی‌گرایی و نفرت نژادی می‌باشند. اینان برای رسیدن به آماج خود به اعمال غیر اخلاقی‌ای متوسل می‌شوند. برای نمونه پریشان ساختن شکل خود و ترساندن سیاهان آمریکا استفاده از ابزار ترور، خشونت و ایجاد وحشت از جمله حربه‌های آنان جهت پیشبرد عقایدشان است.

پدر ملکوم ایکس توسط افراد این گروه کشته شدند.

واژه‌شناسی:

نام کوکلوس‌کلان از آمیزش واژه یونانی kuklos به معنای چرخ و واژه انگلیسی clan به معنای طایفه پدید آمده است

تاریخچه :

این گروه نخستین بار در ۱۸۶۵ میلادی به دست کهنه‌سربازان ارتش کنفدراسیون آمریکا بنیاد نهاده شد. آماج اینان جلوگیری از بازسازی و سنگ‌انداختن در کارجمهوری‌خواهانی بود که در جنگ پیروز شده و برده‌داری را لغو نموده بودند. آنها به تندی راه خشونت را پیش گرفتند. در واکنش به کردارشان، در آغاز آنان فعالیتهای کوکلوس‌کلان را دروغ دانسته و آن را بهانه‌ای برای پیشروی ارتش فدرال به ایالت‌های متحد جنوبی می‌خواندند. سرانجام یولیسیز اس.گرانت رئیس جمهور آمریکا در آغاز دهه ۱۸۷۰ و با بهره‌گیری از زور و اعلامیه حق شهروندی ۱۸۷۱ آمریکا آنها را نابود ساخت.

در ۱۹۱۵ جریان دیگری پا گرفت و از همان نام پیشین کوکلوسکلان بهره برد. اینان از نیروی تازه و کاری‌ای بهره می‌گرفتند، ابزار ارتباط همگانی. نخست فیلمی ساخته شد به نام زایش یک ملت و آنگاه روزنامه‌ای سامی‌ستیز با شور به دادگاهی که در آن یک یهودی به تجاوز جنسی به کودکی محکوم شده بود پر و بال داد و موجی تازه و پرشور در آمریکا به راه انداخت. گروه کوکلوسکلان اینبار با نیرو و اندوخته بسیار دارای سازمندهی ملی و ایالتی نیز شد و میلیونها تن بدان پیوستند. دهه ۱۹۲۰ اوج کامیابی کوکلوس‌کلان بود. جریان دومی که از آن سخن گفته می‌شود به ویژه نژادگرا، کاتولیک‌ستیز، بومیگرا و یهودی‌ستیز و پیرو کمونیسم‌ستیزی بود. برخی از شاخه‌های بومی این گروه دست به پاره‌ای به دار کشیدن‌های بی‌دادرسی و دیگر کنشهای خشن زدند. در هنگان فردافت اقتصادی آمریکا و تا پیش از جنگ جهانی دوم این گروه با پذیرش توده روبرو گشت. در این زمان نازی‌ها نیز از بدانها یاری می‌رساندند.

نام کوکلوس کلان از سوی بسیاری از گروههایی که با اعلامیه جهانی حقوق بشر مخالفند یا باورمندان به جدایی نژادی به کار برده می‌شود. در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ این گروهها دست به یک سری کارهای خشن مانند بمبگذاریهایی که به کشتار کودکان و کارگران انجامید دست می‌زدند.

امروزه در آمریکا و دیگر کشورها گروه‌هایی با همین نام هستند که شمار همه آنها از چند هزار فراتر نمی‌رود. این گروه‌ها گستراننده اندیشه نفرت نژادی هستند و از سوی دولتمردان و سران مذهبی انکار می‌شوند.

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در سه شنبه دوم آبان 1391 و ساعت 22:9 |

۱)احاطهء كامل معلم به موضوع درس خود – مهم ترين عامل موفقيت معلم اين كه به تمامي جوانب موضوع مورد تدريس خود بطور كامل مسلط ودر درس خود صاحب نظر باشد .در صورتي كه معلم اين شرط اساسي را دارا باشد ميتوان اميدواربود كه تمامي نقا ئص ديگررا برطرف نمايد و يك معلم نمونه گردد . اما در صورت فقدان يا نقصان اين شرط اساسي به هيچ وجه نمي توان كار تعليم را به سطح مطلوبي رسانيد.لازم به تذكر است كه مطالعه كتابها ومجلات ومطالب مختلف مربوط به درس وكمك گرفتن از معلمين با تجربه اي كه همان درس را قبلاتدريس كرده اند مي تواند در اين زمينه بسيار موثر باشد.

۲)طرح درس – يك طرح درس خوب و كامل ميتواند موجب تفهيم كامل اساسي مطالب هرموضوع درسي باشد .نكاتي كه بايستي در طرح درس مورد توجه قرار گيرند عبارتند از : بيان ساده وروان و قابل فهم بودن براي همه دانش اموزان اجراي خوب معلم ( از نظر تن صدا و شوخيهاي ميان درس) روشن بودن مطالب مهمتر معين بودن مطالبي كه بايد حفظ شوند استفاده از مثالهاي ساده و داراي وجه شبه قوي با موضوع درس . طرح درس بايد طوري طراحي و اجراء شود كه كليه شاگردان مطالب اساسي را فرا گيرند و بتوانند انها را بازگو كنند.

۳)ايجاد تمركز حواس در كلاس ­ چنانچه دانش اموزان در سر كلاس تمركز حواس نداشته باشند نتيجه مورد نظر از درس گرفته نخواهد شد و مطالب بطور گسيخته در ذهن انان جاي مي گيرد .راههاي ايجاد تمركز حواس بطورخلاصه عبارتند از:

· جلوگيري از شلوغي كلاس وبه هم ريختگي كيف ها و كتابها

· راه رفتن معلم در كلاس وگاهی وقت نشستن بين بچه ها

· پرسيدن سئوالات كوتاه از شاگردان در وسط درس

· ترغيب دانش اموزان به يادداشت برداشتن

· تقسيم كردن نگاه بين كليه دانش اموزان

· ناتمام گذاشتن افعال بعضي از جملات و تكميل انها توسط دانش اموزان.

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در شنبه بیست و نهم مهر 1391 و ساعت 21:45 |

javad14

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391 و ساعت 22:53 |

هر گاه کسی در مقام موعظه و نصیحت نسبت به افراد بزرگتر و داناتر از خود برآید قبل از تمهید مقدمه و بیان سخن از باب تواضع و فروتنی گوید:«اگر چه لقمان را حکمت آموختن شرط ادب نیست» و با این عبارت:«پند و دلالت من، حکمت به لقمان آموختن نیست» و مشابه جملات بالا که همه و همه دلالت بر حکمت سرشار لقمان می کند.
اکنون ببینیم این حکیم عالیقدر کیست و میزان حکمتش تا چه پایه بوده که نام نامیش ورد زبان خاص و عام گردیده است.

لقمان حکیم بنابر روایات اصلش حبشی و به روایتی غلامی سیاه از مردم سودان بود و در زمان داود پیغمبر می زیست. چهره ای سیاه و نازیبا ولی دل روشن و روحی آرام و مغزی متفکر داشت. در سنین جوانی اسیر شد و در سلک غلامان یکی از افراد بنی اسراییل درآمد.

مالک و صاحبش مردی تندخود و عصبی مزاج بود و با او به سختی رفتار می کرد ولی لقمان در همان عنفوان شباب و جوانی در مقابل مشکلات و مصائب زندگی صبر و بردباری نشان می داد.
گویند روزی مالک لقمان گوسفندی ذبح کرد و به لقمان دستور داد بهترین و شریفترین اعضای گوسفند ذبح شده را نزد وی بیاورد.
لقمان دل و زبان گوسفند را برید و نزد صاحبش آورد. روزی دیگر که گوسفند کشته بود از لقمان خواست که بدترین و پست ترین اعضای گوسفند را حاضر کند. آن حکیم بزرگوار مجدداً همان دل و زبان گوسفند را نزد مولایش برد. چون سر این حکمت از لقمان سؤال شد جواب داد:«هر گاه که زبان از اقوال ناشایست بری و پاک باشد خردمند آن را بهترین اعضای شمارد والا بدترین اعضایند. به قول شاعر: «خوشبخت آن کسی است که دلش با زبان یکیست.» مالک اسراییلی را این سخن خوش آمد و لقمان را از قید رقیب و بندگی آزاد کرد. به قول ناصر خسرو:

آباد به عدل گشت گردون

و آزاد به عقل گشت لقمان

شبی از شبها که لقمان در مناجات بود از درگاه قاضی الحاجات ندا رسید که:«نبوت حکمت یکی را انتخاب کن.» لقمان عرض کرد که: طاقت بار نبوت را ندارد زیرا حکومت میان مردم بس دشوار است.
پس خدای تعالی ملکی فرستاد و لقمان را حکمت آموخت: ولقد آتینا لقمان الحکمة آیه.
به این جهت لقمان حکیمترین مردم زمین گردید و هیچ یک از شئون زندگی و دقایق حیات از نظر تیزبین او دور نبوده است. همه چیز را به چشم بصیرت می دید و در بوته عقل می گداخت. ناسنجیده سخن نمی گفت و چون لب به سخن می گشود بیاناتش به لطایف حکمت آمیخته بوده است. صبر و سکوت در صدر برنامه زندگیش قرار داشت و همیشه شاگردانش را به رعایت این دو اصل توصیع می فرمود، چه صبر را وسیله تسکین آلام و تشفی قلب می دانست و سکوت را وسیله توجه به ذات احدیت و تفکر و اندیشه در عالم هستی می شناخت. در صبر و شکیبایی و قدرت اراده به درجه ای بود که چند فرزندش پیش چشم او جان سپردند و او از جزع و زبونی، دیدگان را به سر شک نیالود. کمتر در خانه می ماند و غالباً به دامن طبیعت پناه می برد تا محسوسات را با مشهودات بیامیزد و بیانات و مواعظش چاشنی شهود داشته باشد.
لقمان همان چهره نام آوری است که ادب از بی ادبان می آموخت و این شیوه مرضیه اش ورد زبانها گردید.
خلاصه لقمان اعجوبه زمان و نادره دوران بود که نصایح حکیمانه اش پس از گذشت قرون متمادی هنوز چون برگ گل طراوت و تازگی دارد. از سخنان اوست:«بدی که مردم با تو کنند و نیکی که تو با مردم کنی فراموش باید کرد. خدا و مرگ را یاد باید داشت

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در جمعه بیست و یکم مهر 1391 و ساعت 22:47 |

دبیر تاریخ شادگان

چند روز پیش از گشایش مجلس شورای ملی در زمان مظفرالدین شاه قاجار، بزرگان کشوری و لشگری، نمایندگان سیاسی خارجی و نیز نمایندگان برگزیدهٔ مردم، دعوت به حضور در آیین گشایش شدند. در این دعوت‌نامه، آمده بود: «یوم یکشنبه ۱۸ شعبان [۱۴ مهرماه ۱۲۸۵] سه ساعت به غروب مانده در عمارت گلستان افتتاح مجلس شورای ملی خواهد شد. مستدعی است در ساعت مذکور برای درک سعادت حضور همایونی، شرف حضور به هم رسانید.»


در این روز، مظفرالدین شاه که بر اثر بیماری، دو تن از درباریان، زیر بازوی او را گرفته بودند، وارد تالار برلیان (کاخ گلستان) شد و به خاطر درد پا، روی صندلی نشست. شاه پس از نشستن بر روی صندلی، گریست و در حالت گریه، گفت: «خدایا، تو را شکر که ملت مرا به آروزی خود رساندی.»

سپس نظام‌الملک، خطابهٔ زیر را به نام شاه، خواند:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

منت خدای را که آنچه سال‌ها در نظر داشتیم امروز به عون‌الله تعالی از قوه به فعل آمد و به انجام آن مقصود مهم به عنایات الهیه موفق شدیم، زهی روز مبارک و میمونی که روز افتتاح مجلس شورای ملی است، مجلسی که رشته‌های امور دولتی و مملکتی را به هم مربوط و متصل می‌دارد و علایق ما بین دولت و ملت را متین و محکم می‌سازد. مجلسی که مظهر افکار عامه و احتیاجات اهالی مملکت است، مجلسی که نگهبان عدل و داد شخص همایون ماست، در حفظ ودایعی که ذات واجب الوجود به کف کفایت ما سپرده.

امروز روزی است که بر وداد و اتحاد ما بین دولت و ملت افزوده می‌شود و اساس دولت و ملت بر شالوده محکم گذارده می‌شود.

امروز روزی است که یقین داریم روسای محترم ملت و وزرای دولت خواه دولت و امناء و اعیان و تجار و عموم رعایای صدیق مملکت در اجرای قوانین شرع انور و ترتیب و تنظیم دوایر دولتی و اجرای اصلاحات لازمه و تهیه اسباب و لوازم امنیت و رفاهیت قاطبه اهالی وطن ما بکوشند و هیچ منظوری نداشته باشند، جز مصالح دولت و ملت و منافع اهالی و مملکت و البته می‌دانید که نیت اساسی مقدسی که به ملاحظات شخصی، مشوب و مختل نشود و به اغراض نفسانی، فاسد نگردد.

حالا بر انتخاب‌شدگان است که تکالیف خود را چنان چه منظور دولت و ملت است انجام بدهند.

بدیهی است که هیچ کدام از شما منتخبین، انتخاب نشدید مگر به واسطه تفوق و رجحانی که از حیث اخلاق و معلومات بر اغلب از مردم داشته‌اید و خود این نکته باعث اطمینان خاطر و قوت قلب ماست. رجاء واثق داریم که با کمال دانش و بینش و بی‌غرضی در اینجاده مقدس قدم خواهید زد و تکالیف خود را با کمال صداقت و درستی انجام خواهید داد ولی با وجود این، چون قاطبه اهالی را مثل فرزندان خود دوست داریم و نیک و بد آن‌ها را نیک و بد خودمان می‌دانیم و در خشنودی و مسرت و غم والم آن‌ها سهیم و شریکیم، باز لازمست خاطر شما را به این نکته معطوف داریم که تا امروز نتیجه اعمال هر کدام از شما فقط عاید به خودتان بود و بس ولی امروز شامل حال هزاران نفوس است که شما را انتخاب کرده‌اند و منتظرند که شما با خلوص نیت و پاکی عقیدت به دولت و ملت خدمت نمایید و از اموری که باعث فساد است احتراز نمایید. پس باید کاری کنید که در پیش خدا مسئول و نزد ما شرمنده و خجل نباشید.

این پند و نصیحت ما را هیچ وقت فراموش نکنید و آنی از مسئولیت بزرگی که بر عهده دارید غافل نباشید و بدانید که خداوند متعال ناظر حقیقی اعمال ماست و حافظ حق و حقانیت است. خدا همراه شما، بروید مسئولیتی که بر عهده گرفته‌اید با صداقت و درستی انجام بدهید و به فضل قادر متعال و توجه ما، مستظهر و امیدوار باشید.

هجدهم شعبان المعظم ۱۳۲۴ [۱۴ مهر ماه ۱۲۸۵]

منبع:«مشروطيت ايران و قرارداد 1907/ دکتر هوشنگ طالع»

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در جمعه بیست و یکم مهر 1391 و ساعت 0:16 |

بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ‌ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرار می داد.

حدود ١٠٠٠ نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از استانداردهای بین المللی برخوردار بود. زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود. آب و غذا و امکانات به وفور یافت می شد. از هیچ یک از تکنیک های متداول شکنجه استفاده نمي ‌شد.

اما بیشترین آمار مرگ زندانیان در این اردوگاه گزارش شده بود. زندانیان به مرگ طبیعی می مردند. امکانات فرار وجود داشت اما فرار نمی کردند. بسیاری از آن‌ها شب می خوابیدند و صبح دیگر بیدار نمی شدند. آنها‌یی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خود رعایت نمی کردند و عموماً با زندانبانان خود طرح دوستی می ریختند.

دلیل این رویداد، سال ها مورد مطالعه قرار گرفت و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد:

در این اردوگاه، فقط نامه هایی که حاوی خبرهای بد بودند به دست زندانیان رسیده می‌شد. نامه‌های مثبت و امیدبخش تحویل نمی شدند.

هر روز از زندانیان می خواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که به دوستان خود خیانت کرده‌اند، یا می توانستند خدمتی بکنند و نکرده اند را تعریف کنند.

هر کس که جاسوسی سایر زندانیان را می کرد، سیگار جایزه می گرفت. اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود هیچ نوع تنبیهی نمی شد. همه به جاسوسی برای دریافت جایزه (که خطری هم برای دوستانشان نداشت) عادت کرده بودند.

تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم، سربازان را به نقطه مرگ رسانده است.

با دریافت خبرهای منتخب (فقط منفی) امید از بین می رفت.

با جاسوسی، عزت نفس زندانیان تخریب می شد و خود را انسانی پست می یافتند.

با تعریف خیانت ها، اعتبار آنها نزد هم گروهی ها از بین می رفت.

و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی، و مرگ های خاموش کافی بود. این سبک شکنجه، شکنجه خاموش نامیده می شود.

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در یکشنبه شانزدهم مهر 1391 و ساعت 20:22 |

قانون نامه حمورابی یکی از مشهورترین اثاری است که در اوایل قرن نوزدهم میلادی،باستان شناسان فرانسوی از خرابه های شهر شوش در ایران کشف کرده اند. اصل این سنگ نوشته در موزه لوور پاریس و کپی ان در موزه ایران باستان نگهداری می شود .

بر بالای این سنگ که دوونیم متر ارتفاع دارد تصویر مردی (احتمالا خود حمورابی)قرار دارد که در حال خضوع حلقه قدرت و لوحی را از شمش(خداوند افتاب و عدالت) دریافت می کند . باستان شناسان و تاریخدان با توجه به زمان تدوین این سنگ نوشته که قدمت ان به حدود ۴۰۰۰ سال پیش باز می گردد،از شاهکارهای قانون گذاری جهان می دانند .

متن قانون نامه شامل یک مقدمه و یک موخره است که بین انها مجموعه قوانینی در ۴۹ ستون عمودی به خط میخی نگاشته شده است. مجموعه قوانین حمورابی مشتمل بر ۲۸۲ ماده است که ۳۵ ماده ان محو شده و از انها اطلاعات ناقصی در دست است .ظاهرا این امر بدستور پادشاه عیلام و پس از انتقال تخته سنگ مذکوربه شوش صورت گرفته است .

قانون حمورابی شباهت زیادی به قانونی دارد که ۳۰۰ سال پیش از ان به دستور “اورناموی” سومری وضع شده بود.طبق این قوانین نه تنها کسی که دزدی می کرد مجازات می شد بلکه هر کس در وظیفه خود قصوری مرتکب می شد، می بایست تاوان کار اشتباهش را می پرداخت یا به مجازات می رسید. برای مثال: اگر کسی دریچه ابراه را نمی بست و کشتزار همسایه اش پر از اب می شد،میبایست خسارت همسایه را پرداخت می کرد یا اگر در انبار یا عرشه کشتی ،کالایی گم می شد،کشتیبان موظف بود ضرر صاحب کالا را جبران کند . همچنین بر اساس این قوانین حتی پزشکان و دامپزشکان که بیماران را به جای شفا دادن بیمارتر می کردند مجازات می شدند. متن تعدادی از قوانین حمورابی در زیر امده است .

۱-اگر مردی دیگری را متهم به قتل کند اما نتواند ان را ثابت کند متهم کننده به مرگ محکوم خواهد شد .

۲-اگر کسی اتهامی بر دیگری وارد کند و فرد متهم درون رودخانه بپرد و غرق شود متهم کننده می تواند صاحب خانه او گردد امااگر متهم بی هیچ اسیبی از رودخانه بیرون بیاید و ثابت شود که مجرم نیست،اتهام زننده باید اعدام شود و خانه اش به فرد مورد اتهام برسد.

۵-اگرقاضی حکمی صادرکند و بعدا معلوم شود که تصمیم او اشتباه بوده است باید۱۲برابر جریمه ای را که تعیین خود بپردازد و از صندلب قضاوت کنار رود و هرگز قضاوت نکند.

۶-اگر کسی اموال معبد یا دربار را بدزد به مرگ محکوم می گردد و کسی هم که مال دزدی او را خریده است محکوم به مرگ است.

7-اگر پسری پدرش را کتک بزند دست پسر باید قطع شود .

8-اگر مردی چشم مرد دیگری را کور کند باید چشم او کور شود.

9-اگر معماری برای کسی خانه ای بسازد و خانه ای که بنا کرده ویران شود و سبب مرگ صاحبخانه شود معمار به مرگ محکوم خواهد شد.

10-هرگاه شخصی گاوی کرایه کرد وشاخش را شکست و یا دمش را برید باید یک چهارم بهای ان را به نقره بپردازد.

————————————————————————————————————————-

منبع: کتاب اسرار تمدن های باستانی بین النهرین

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در پنجشنبه سیزدهم مهر 1391 و ساعت 21:51 |

اعضای شرکت کننده در نخستین کنگره تاریخ دانان کشور با تاکید بر ظرفیت ها و کاربردهای علم تاریخ در رشد و تحول توانمندی های دانشی و کارشناسی کشور، محورهای زیر را به عنوان راهبردهای کوتاه مدت و بلند مدت به منظور بازنگری و اصلاح وضع موجود این رشته و حصول به شرایط مطلوب مورد تصویب قرار دادند.

- لزوم تدوین سند راهبردی اصلاح و ارتقاء وضعیت آموزش تاریخ، ساماندهی جذب و حفظ معلمان تاریخ،کتب درسی تاریخ و بازآموزی و توانمند سازی مستمر معلمان در وزارت آموزش و پرورش، با بهره گیری از متخصصان و انجمن های علمی- تخصصی مربوط در کشور

- لزوم رصد، پیمایش و ارزیابی مستمر وضعیت رشته تاریخ در کشور توسط نهادها و انجمن های علمی تاریخ، به منظور اصلاح برداشت های غیرکارشناسی از موقعیت این رشته در کشور، و ارایه نظریات کارشناسی به نهادهای تصمیم گیرنده.

- لزوم اصلاح وضعیت کنونی آموزش تاریخ در مراکز آموزش عالی کشور و تدوین سند جامع تحول در رشته تاریخ توسط کارشناسان و نهادهای علمی این رشته در کشور.

- لزوم حمایت و تقویت نهادهای علمی رشته تاریخ در سطح آموزش و پرورش، دانشجویی، دانشگاهی و انجمن ایرانی تاریخ و برنامه ریزی برای انباشت و انتقال تجربیات نهادی و اجتماعی مربوط به این رشته در نسل های مختلف دانش آموخته تاریخ

- لزوم اصلاح نظام آموزش تاریخ در کشور با تکیه بر رویکرد پژوهش محورکردن آموزش و تربیت دانش آموختگان پژوهشگر و خلاق در این رشته.

- برای دست یابی به الگوهای مناسب پیشرفت و رشد کشور، لازم است نهادهای علمی و دانشگاهی نسبت به وضعیت کنونی جامعه ایران از نظر زمینه ها و عوامل تاریخی بازدارنده یا مقوم این امر، اهتمام لازم را در برنامه ریزی های علمی و پزوهشی صورت دهند.

- لازم است بازنگری در ساختار علمی و بهره گیری از دستاوردهای علم تاریخ در راستای تولید دانش معطوف به خلق و افزایش سرمایه های معنوی و اجتماعی کشور، توانمندسازی اجتماعی و نیل به جامعه ای پیشرفته و کارآفرین و مولد، از طریق تقویت رویکردهای آموزشی و پژوهشی معطوف به مسایل اجتماعی،فرهنگی، اقتصادی و سیاسی کشور، تاسیس رشته های جدید کاربردی در این رشته که برخوردار از برنامه جامع آموزش مهارت های ضروری این رشته باشد، بایسته است.تاسیس حوزه های آموزشی و پژوهشی مطالعات بین رشته ای در این خصوص راهبردی مناسب است.

-نظر به نیاز مبرم دستگاه ها و بخش های مختلف دولتی و خصوصی به بهره گیری از دانش کارشناسی فارغ التحصیلان رشته تاریخ، لازم است در خصوص جلوگیری از تعطیل این رشته در دانشگاه ها و خاصه در مقاطع تحصیلات تکمیلی اقدام عاجل به عمل آید. لازم است از توان، تجربه و دانش نهادها و جامعه تاریخی کشور نهایت استفاده توسط نهادهای ذیربط به عمل آید.

- برای ارتقاء جایگاه دانش آموختگان رشته تاریخ دستگاه های کشور که به کارگیری دانش و مهارت های تاریخی به منظور تحقق ماموریت ها و وظایف سازمانی آنان تعریف گردیده است، نسبت به تخصیص فرصت های شغلی و جذب و به کارگیری فارغ التحصیلان این رشته اهتمام ویژه مبذول دارند.

-لزوم بهره گیری نهادهای متولی تدوین کتب درسی در کشور از ظرفیت های کارشناسی و انجمن های علمی در عرصه های مختلف تالیف، و مراحل نظارت و ارزیابی

- لزوم حفظ و ارتقاء جایگاه سرمایه های معنوی و انسانی رشته تاریخ در کشور و تجلیل از مقام علمی، اجتماعی و فرهنگی استادان و پیشکسوتان و تدوین و تصویب آیین نامه های حمایتی و تشویقی لازم.

-لزوم تدوین نظام جامع اخلاق پژوهش در رشته تاریخ به منظور احتراز از آسیب های موجود و رشد و ارتقاء و ساماندهی فعالیت های این حوزه در کشور

-لزوم بررسی و ارزیابی وضعیت پژوهش های دانشجویی در کشور با هدف آسیب شناسی، ساماندهی و تدوین اسناد راهبردی این حوزه

-لزوم تاسیس دوره های تربیت پژوهشگر تاریخ در مقاطع مختلف در کشور به منظور آماده سازی دانش آموختگان این رشته جهت برطرف کردن نیازهای پژوهشی تاریخی در دستگاه های مختلف کشور.

-لزوم حمایت بخش های مختلف از پژوهش های بنیادی و کاربردی تاریخی در کشور و تقویت نهادها و بخش خصوصی دست اندرکار مطالعات تاریخی کشور.

-لزوم طراحی و استقرار نظام و سازمان تبدیل ایده به کار و ثروت اجتماعی و معنوی و ظرفیت سازی در روال های زندگی روزانه مردم در رشته تاریخ.

- تاکید اصلاح و بازبینی روال های موجود در عملکرد سازمان ها و دستگاه های متولی اسناد و نگاه داری مدارک تاریخی کشور با هدف ایجاد تعامل با نیروهای کارشناسی و متخصص و انجمن های علمی رشته تاریخ کشور در امور پژوهشی مربوط.

- توصیه به جامعه رسانه ای و ارتباط جمعی کشور جهت پرهیز از ورود غیر کارشناسی به مباحث تاریخی و مشوش سازی فضای جامعه با مباحث غیرکارشناسانه تاریخی و ایجاد آزردگی در شعور تاریخی مردم و تاکید بر استفاده از ظرفیت های علمی این رشته در کشور

- لازم است جامعه دانش آموخته تاریخ کشور با توانمندی های فکری و تخصصی خود از نهادهای علمی مانند انجمن ایرانی تاریخ و نظایر آن حمایت و پشتیبانی لازم را به عمل آورند.

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در سه شنبه یازدهم مهر 1391 و ساعت 23:22 |

آورده اند كه: گاهي آقا محمد خان غش مي كرد و در آن وقت هوش و حواسش را از دست داده و بيهوش مي شد. اتفاقاً روزي در اطراف كرمان و در حين شكار از جماعت دور افتاده و اسبش در باتلاقي فرو رفت و در اين هنگام دچار غش شد. در همين وقت يكي از غلامان او سر رسيد و خان را از گل بيرون كشيد و بالاي سرش ايستاد تا به هوش آمد. آقا محمد خان چون به هوش آمد ابتدا از ديدن وي بالاي سرش دچار هراس شد، اما وقتي متوجه موضوع شد، از وي تشكر كرده وعده ي انعام به او داد. و به وعده ي خود نيز وفا كرد. اما گويا غلام آن پاداش را در برابر آن خدمت ناچيز دانسته و براي همين هر وقت به حضور شاه مي رسيد مدام به صورت خان نگاه مي كرد. تا بالاخره خان غضبناك شد و دستور داد تا چشمهاي وي را كور كردند. اما بعد از كرده پشيمان شد و دستور داد تا حقوق وي را دو برابر كردند و براي بقيه ي عمر نيز او را از خدمت معاف كردند.

X ايران در دوره سلطنت قاجار، علي اصغر شميم، صفحه 51.



+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در دوشنبه دهم مهر 1391 و ساعت 22:15 |

می گویند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس درماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود ، دکتر مصدق با هیات همراه زودتر ازموقع به محل رفت . در حالی که پیشاپیش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود ، دکتر مصدق رفت و به نمایندگی هیات ایران روی صندل نماینده انگلستان نشست .

قبل از شروع جلسه ، یکی دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا برای نماینده هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست ، اما پیرمرد توجهی نكرد و روی همان صندلی نشست ..

جلسه داشت شروع می شد و نماینده هیات انگلیس روبروی دکتر مصدق منتظرایستاده بود تا بلکه بلند شود و روی صندلی خویش بنشیند ، اما پیرمرداصلاً نگاهش هم نمی کرد .

جلسه شروع شد و قاضی رسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای نماینده انگلستان نشسته اید ، جای شما آن جاست .

کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد و بیخ پیدا میكرد که مصدق بالاخره به صدادر آمد و گفت :

شما فكر می کنید نمی دانیم صندلی ما کجاست و صندلی نماینده هیات انگلیس کدام است ؟

-نه جناب رییس ، خوب می دانیم جایمان کدام است .. اما علت اینكه چند دقیقه ای روی صندلی دوستان نشستم به خاطر این بود تا دوستان بدانند برجای دیگران نشستن یعنی چه ؟

او اضافه کرد که سال های سال است دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده وکم کم یادشان رفته که جایشان این جا نیست و ایران سرزمین آبا و اجدادی ماست نه سرزمین آنان ...

سكوتی عمیق فضای دادگاه را احاطه كرده بود و دكتر مصدق بعد از پایان سخنانش كمی سكوت كرد و آرام بلند شد و به روی صندلی خویش قرار گرفت.

با همین ابتکار و حرکت ، عجیب بود که تا انتهای نشست ، فضای جلسه تحت تاثیر مستقیم این رفتار پیرمرد قرار گرفته بود و در نهایت نیز انگلستان محکوم شد.

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در یکشنبه نهم مهر 1391 و ساعت 20:52 |

ابن سینا در قسمتی از وصیت نامه خود به ابوسعید ابوالخیر آورده است: «باید دانست که افضل حرکات نماز است و بهترین سکنات روزه و نافع ترین خیرات و مبرات صدقه و پاکیزه ترین خوبی ها تحمل سختی ها و باطل ترین سعی ها لجاج است و بهترین اعمال آن است که از نیت خالص صادر گردد و بهترین نیت آن است که از علم حاصل شود. جود و بخشش به قدری که مقدور باشد، مطلوب است و برای مساعدت مردم ارتکاب اموری که خلاف طبع باشد رواست. در اوضاع شرعی و احترام به سنت های الهی و مواظبت بر عبادات بدنی، به هیچ وجه تقصیر جایز نیست. حکمت و دانش اساس و مایه برتری انسان است بر غیر و در تحصیل دانش معرفت الهی بر همه چیز مقدم است؛ زیرا شرافت هر علمی بسته به موضوع آن است.»

ابوعلی سینا، همواره متوجه حضرت حق بود و هیچ گاه خود را بی نیاز از باری تعالی ندانسته است، چنان که خود او بیان می کند که: «هرگاه در مسأله ای سرگردان می ماندم، به مسجد می رفتم و نماز می گذاردم و از خداوند طلب یاری می کردم، تا این که مسأله بر من آسان می گشت.» او به خداوند، انبیا و اولیای او بسیار مؤمن و معتقد بود و سرلوحه تمام آثار خود را با سپاس گذاری از نعمت های خداوند و تکریم پیامبران و راهنمایان دین آغاز کرده است. در ایام پایانی عمر، هر سه روز یک بار از حفظ ختم قرآن می کرد. درباره عشق او به حضرت علی علیه السلام نیز گفته اند او همواره این ابیات را زمزمه می کرده:

تا باده عشق در قدح ریخته اند و ندر پی عشق، عاشق انگیخته اند
با جان و روان بوعلی مهر علی چون شیر و شکر به هم در آمیخته اند
+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در شنبه هشتم مهر 1391 و ساعت 21:5 |
زماني كزروس به كوروش بزرگ گفت: «چرا از غنيمت هاي جنگي چيزي را براي خود بر نمي داري و همه را به سربازانت مي بخشي؟»

كوروش گفت: «اگر غنيمت هاي جنگي را نمي بخشيديم الان دارايي من چقدر بود؟» گزروس عددي را با معيار آن زمان گفت.

كوروش يكي از سربازانش را صدا زد و گفت: «برو به مردم بگو كوروش براي امري به مقداري پول و طلا نياز دارد.»

سرباز در بين مردم جار زد و سخن كوروش را به گوششان رسانيد. مردم هرچه در توان داشتند براي كوروش فرستادند. وقتي كه مالهاي گرد آوري شده را حساب كردند، از آنچه كزروس انتظار داشت بسيار بيشتر بود.

كوروش رو به كزروس كرد و گفت: «ثروت من اينجاست. اگر آنها را پيش خود نگه داشته بودم، هميشه بايد نگران آنها بودم. زماني كه ثروت در اختيار توست و مردم از آن بي بهره اند مثل اين مي ماند كه تو نگهبان پولهايي كه مبادا كسي آن را ببرد.»

منبع:

راهکارمدیریت

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در جمعه هفتم مهر 1391 و ساعت 20:1 |

می گویند : در هنگامه جنگ های ایران و روس عباس میرزا فرمانده سپاه ایران برای غلبه بر قشون روس کارخانه ی توپ سازی با کمک فرانسویان درست کردند. امـــــــــــا ،  بمب عباس میرزا به جای شلیک به اهداف دشمن در میدان تبریز منفجر شد و موجب کشته شدن ۴۰۰ مسلمان شد اما عباس میرزا برای توجیه این بی‌کفایتی به پادشاه (فتحعلی شاه ) گفت: وقتی این بمب در ایران اینقدر تأثیر می‌گذارد ببینید در بلاد کفر چه تاثیری می‌‌گذارد.

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در پنجشنبه ششم مهر 1391 و ساعت 22:48 |
alt

 

شاید بسیاری از مناسبت روزها به خصوص روزهای تعطیلی تقویم کشورمان برای خیلی از مردم معانی خاصی نداشته باشد و به راحتی از کنار آن بگذرند اما در بسیاری از کشورهای دنیا مناسبت های عجیب و غریبی وجود دارد که مناسبت های تقویم ایران در مقایسه با آن ها اصلا تعجب بر انگیز نیست .

آمریکا ، روز ملی لنگه جوراب

هر آدمی توی زندگی اش حداقل یک جفت جوراب گم کرده؛ به خصوص توی دوران بچگی که جوراب های گوله شده لابه لای اسباب بازی ها و کتاب و دفترهای مدرسه یک دفعه سرنوشت نامعلومی پیدا می کند. شاید اگر رخت و لباس دیگری بود، آدم بیشتر دلش می سوخت اما کمتر کسی برای گم شدن یک لنگه جوراب ناراحت می شود. با این حال مردم آمریکا هر سال در روز هشتم ماه می (اردیبهشت) دور هم جمع می شوند و به یاد جوراب های گمشده شان با همدیگر ابراز همدردی می کنند. در این روز هر کسی یک لنگهاز جوراب دوست داشتنی اش را می آورد و به داربستی که برای وصل کردن لنگه جوراب ها علم شده آویزان می کند. به این امید که تا سال دیگر کسی لنگه اش را جایی ببیند و تحویل صاحبش بدهد.

کانادا ، روز ملی بدون شلوار


اولش فقط یک پز امروزی جوان های آمریکای شمالی بود. از وقتی که جوان تر ها تصمیم گرفتند مرز سنت های مرسوم را کنار بزنند و با ژست های پست مدرن بیشتر جلب توجه کنند،این روز خاص هم در تقویم ملی آمریکای شمالی وارد شد؛ روز بدون شلوار! مردم آمریکای شمالی به خصوص کانادایی ها سالهاست که در یک تعطیلی رسمی روز اول جمعه ژوئن (تیر ماه) بدون شلوار به خیابان ها می آیند. البته هر کسی وارد بازی سورئال آمریکای شمالی ها نمی شود. فقط آنهایی در این روز خاص بدون شلوار به خیابان می آیند که باور دارند در این دنیا هیچ چیزی عجیب و غیر عادی نیست و می شود با یک تغییر نگاه و به قول شاعر شستن چشم ها! موقعیت های عجیب و غریب را یک جور دیگر دید. آنها روزهای اول می خواستند روحیه لیبرالی شان را به رخ مردم بکشند و در کنار این تابوشکنی یک کمی با تماشای قیافه آدم هایی که با دیدن آنها جا می خورند بخندند و شاد باشند اما این مساله بعد از مدتی جدی تر از تصور همه شد و آنقدر تب و تابش بالا گرفت که حالا تقریبا بیشتر شهرهای شمال آمریکا را به تعطیلی می کشاند.

ژاپن ، روز ملی احضار روح

هیچ ملتی به اندازه ژاپنی ها روز ملی عجیب و غریب ندارند. آنها برای تعطیلات مختلفشان در روزهای سال بهانه های خاصی دارند. ژاپنی ها که در میان مردم دنیا یکی از بالاترین میزان امید به زندگی را دارند و تقریبا کمتر از 70 سال عمر نمی کنند، در یک روز خاص به عنوان روز رشد تعطیل هستند. در کشور خورشید تابان آدم هایی که 20 سالگی را رد می کنند دیگر جزو جوانها نیستند و یک جورهایی میانسال به حساب می آیند. برای همین بزرگترها وظیفه خودشان می دانند که در این روز خاص به آنهایی که از مرز 20 گذشته اند راه و چاه زندگی را نشان بدهند. در روز رشد، ژاپنی ها به آنهایی که در یک سال گذشته 20 سالشان تمام شده نصایح پدرانه ارائه می کنند. روز رشد همیشه دومین دوشنبه ماه ژانویه است و همیشه هم همراه با یک عالمه جشن و پایکوبی برگزار می شود. البته این تنها تعطیلی عجیب و غریب ژاپنی ها نیست. آنها وسطهای ماه آگوست (آخر ماه مرداد خودمان) هم سه روز تمام در خانه هایشان بسط می نشینند و منتظر آمدن روح فک و فامیل می مانند. به عقیده آنها در این سه روز که به تعطیلات اوبن معروف است، ارواح مرده ها به خانه بر می گردد. برای همین باید همه چیز برایشان محیا باشد. ژاپنی ها در این سه روز شروع می کنند به برق انداختن خانه و غذاهای مخصوصی به عنوان هدیه به روح در گذشته ها درست می کنند و کنار خاکستر آنها می گذارند. آنهایی که معتقدتر هستند، غذاها را گوشه خانه می گذارند و منتظر آمدن ارواح و خورده شدن خوراکی ها می مانند. روز تعطیل گیاهان سبز، روز احترام به سالخوردگان، روز اعتدال پاییزی، روز ورزش و حتی روز فرهنگ بقیه روز های عجیب تقویم سرزمین آفتاب است.

کره ، روز ملی خط

خط و زبان برای هر کشوری یک جور ارزش به حساب می آید اما کره ای ها بیشتر از باقی مردم دنیا برای خطشان احترام قائلند. اینقدر که یک روز را به افتخار آن تعطیل می کنند. کره ای ها به الفبایشان می گویند هانگول و حالا مدت ها است روز هانگول یکی از تعطیلات مهم مردم دو کشور کره شمالی و جنوبی است. با این تفاوت که شمالی ها روز 15 ژانویه را جشن می گیرند و جنوبی ها روز 19 اکتبر. این طور که می گویند خط کره اولین رسم الخط نگارشی است که معلوم شده چه کسی آن را اختراع کرده. حتی می گویند زبان کره ای علمی ترین زبان در میان زبان های دنیاست. برای اینکه بیشتر روی صداها تمرکز دارد. کره ای ها معتقدند که شاه سجونگ چهارمین امپراطور سلسله چوسان در نهمین ماه سال 1446 قویم کره ای انتشار ))هونمین جونگوم)) را اعلام کرد. سالها گذشت تا اینکه انجمن زبان کره در سال 1926 میلادی چهارصدوهشتادمین سالگرد اعلام زبان کره ای را به عنوان روز ملی جشن اعلام کرد

ترکمنستان ، روز ملی طالبی


))خداوند زمین های ترکمنستان را چنان حاصلخیز کرده که بهترین میوه ها را در خودش پرورش می دهد. به خصوص طالبی ترکمنی که مزه میوه های بهشتی می دهد. طالبی ترکمنستان مایه افتخار ملت ماست. طالبی ترکمنستان چنان بویی دارد که در هیچ جای دنیا نمیشود لنگه اش را پیدا کرد. بویی که هر کسی را مست و بی خود می کند.))همین جملات ساده صفر مراد نیازوف اولین رئیس جمهور ترکمنستان آنقدر کشاورزان این کشور را جوگیر کرد که سال بعد به در خواست آنها یک روز تعطیل در تقویم ملی ترکمنی ها به اسم روز ملی طالبی وارد شد. دومین یکشنبه ماه آگوست حالا در تقویم ترکمن ها به عنوان روز((طالبی ترکمن باشی))معروف شده. نیازوف تا آخرین روزهای ریاستش دوست داشت مردم اورا ترکمن باشی صدا کنند. برای همین روز خاص به اسم او و طالبی هایی که او از آنها اسم برده نامیده شد. حالا چند سالی می شود که مردم ترکمنستان در این روز خاص به خیابان ها می آیند و با خوردن طالبی و جشن و پایکوبی خدایشان را شکر می کنند. البته ترکمن ها توی اسم گذاری تعطیلات خاص دست کمی از ژاپنی ها ندارند. آنها غیر از روز طالبی روزهای تعطیلی مثل روز ملی همسایه ی خوب یا روز ملی فرش دارند.

سوییس ، روز ملی سوزاندن آدم برفی

روز 20 مارس یا اول فروردین برای عده زیادی از مردم دنیا معنای خاصی دارد. مثلا برای ما ایرانی ها روز اول عید نوروز است و رسیدن فصل بهار. مردم سوییس هم 20 مارس را به روش خودشان جشن می گیرند. آنها در این روز که تعطیل رسمی شان هم هست، آدم برفی می سوزانند و سوییسی ها به این بهانه که از 21 مارس بهار از راه می رسد، روی آدم برفی هایی که توی حیاط خانه هایشان ساخته اند ماده اشتعالزای خاصی می ریزند و می نشینند به تماشای آب شدن آدم برفی. آنها اعتقاد دارند که با این کار زمستان را برای مدت زیادی از خودشان دور می کنند و راه برای آمدن بهار آسان تر باز می شود.

کنیا ، روز ملی باراک اوباما

باراک اوباما در کشورش به رئیس جمهور بلاتکلیف مشهور است. آمریکایی ها هنوز خودشان نمی دانند که انتخاب اوباما کار درستی بوده یا نه. او اما برای مردم کنیا چهره مهمی است. آنقدر که آنها از 6 نوامبر 2008 تا امروز یک تعطیلی خاص را به افتخار رئیس جمهور آمریکا وارد تقویم ملی شان کرده اند. روز ملی باراک اوباما. به این بهانه که رئیس جمهور ی که امروز در کاخ سفید زندگی می کند، پدری کنیایی داشته. البته خود اوباما دوست ندارد کسی زیاد به اصلیت کنیایی اش اشاره کند. به خصوص در روزهای سخت انتخابات 2012 که جمهوری خواهان بدجوری به اصلیت او گیر داده اند و می خواهند ثابت کنند کاندیدای حزب دموکرات اصلا اهل نیست.

منبع : دانشگاه نیوز

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در شنبه یکم مهر 1391 و ساعت 19:50 |

درس شیرین تاریخ

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در شنبه یکم مهر 1391 و ساعت 19:17 |

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در جمعه سی و یکم شهریور 1391 و ساعت 22:38 |
 

اولین تلفن همراه كه شكل و شمایلی به تلفن‌های همراه امروزی ندارد، متعلق به ناصرالدین شاه بود.
به گزارش خبرنگار "سرویس فضای مجازی " خبرگزاری فارس، اولین تلفن همراه موجود در ایران متعلق به ناصرالدین شاه بوده است.
شكل و شمایل این تلفن همراه كه در سال 1230 تولید شده است، به تلفن‌های همراه امروزی شباهتی ندارد.
این تلفن همراه در سفرها همراه ناصرالدین شاه بوده و در زمان نیاز به كابل‌های كشیده شده بین راه وصل و با مخاطب مورد نظر تماس تلفنی برقرار می‌شده است.
این تلفن دارای راهنمای فارسی بوده و ساخت كارخانه «البیس» شهر زوریخ می‌باشد.





+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در جمعه سی و یکم شهریور 1391 و ساعت 22:29 |
 
















+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در جمعه سی و یکم شهریور 1391 و ساعت 22:26 |

درس شیرین تاریخ

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در جمعه سی و یکم شهریور 1391 و ساعت 0:37 |

با لينك زير، شما مي توانيد مطالب متنوع و عكسهاي تاريخي زيبا را

درباره تاريخ ايران باستان يكجا بيابيد

http://iranatlas.info/main/persia.html

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در شنبه بیست و پنجم شهریور 1391 و ساعت 22:41 |

خود آموز اوستا

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در شنبه بیست و پنجم شهریور 1391 و ساعت 22:32 |

غير از الفباي بلخي ، همه الفباهايي كه براي نوشتن زبانهاي ايراني ميانه به كار رفته مستقيم يا غير مستقيم از الفباي آرامي امپراطوري گرفته شده اند .
آراميان مردماني سامي بوده اند كه در هزاره دوم پيش از ميلاد مسيح در شام و بين النهرين زندگي مي كرده اند . اراميان در سال 625 ق.م دولت كلده را در بابل تاسيس كردند . اين دولت را كوروش بزرگ در سال 539 پيش از ميلاد مسيح برانداخت و بابل را استاني از امپراتوري هخامنشي كرد .
در سده هاي هفتم و هشتم ق.م ، زبان آرامي جاي زبان بابلي را گرفت ، و به منزله زبان بين المللي ، در منطقه اي كه امروزه خاورميانه ناميده مي شود ، رايج گشت . آراميان زبان خود را به الفبايي ، كه از فينيقيان گرفته بودند ، مي نوشتند . زبان ارامي در ميان يهود رواج يافت و جانشين زبان عبري شد . بخشي از عهد عتيق ، تلمود بابلي و تلمود اورشليمي به آرامي نوشته شده است . زبان مسيح (ع) و حواريون او ، آرامي بوده است .
دولت هخامنشي زبان ارامي را به عنوان زبان رسمي خود به كار گرفت آن را در تمام دوره حكومت ، و در همه سرزمينهاي تحت حكومت خود به كار برد . زبان آرامي گويشهاي مختلفي داشته است . گويشي را ، كه در امپراتوري هخامنشي بكار مي بردند ، ماركوارت ، ايرانشناس آلماني ، « آرامي امپراتوري » ناميده است .
آرامي در اوايل دوره مسيحيت به دو گروه ممتاز از يكديگر تقسيم شد :
1) گروه غربي كه گويشهاي تَدمُري ، نبطي ، فلسطيني مسيحي و ارامي يهودي ( زبان تلمود اورسليمي ) را شامل ميشده است . امروز در چند دهكده از سوريه به آرامي غربي گفتگو مي كنند .
2) گروه شرقي كه سرياني ، مندايي و آرامي يهودي ( زبان تلمود بابلي ) را در بر مي گرفته است . امروزه آرامي شرقي در ميان يهوديان ايران و عراق و منداييان و مسيحيان نستوري ( يا آسوري ) و كاتوليك ( يا كلداني ) رايج است . در جبل سنجار ، غرب موصل ، گويشي از آرامي جديد رايج است كه به گويشهاي غربي ارامي نزديك است .
در سده دوم ميلادي ، آرامي رايج در شهر الرها ، زبان رسمي مسيحيان شد و به سرياني معروف گشت. سرياني به الفباي خاصي كه دگرگون شده اي از الفباي ارامي است سطرنجيلي ناميده مي شود ، نوشته ميشده است .
از سده سوم تا هفتم ميلادي ، زبان سرياني زبان علمي مهمي بوده ؛ آثار بسياري بدان نوشته يا از زبانهاي يوناني و فارسي ميانه و عبري بدان ترجمه شد . در صدر اسلام آثار سرياني به زبان عربي ترجمه شدند . مسلمانان نخست به وسيله زبان سرياني با علوم يوناني آشنا شدند .
پس از سقوط هخامنشيان زبان آرامي به هستي خود در ميان ايرانيان ادامه داد . در اوايل سده سوم پيش از ميلاد مسيح تعداد كساني كه ارامي مي دانستند و مي توانستند آن را بنويسند بسيار كم شده بود ؛ از اين رو در نواحي مختلف ايران كاتبان هرگاه از نوشتن به زبان آرامي در مي ماندند ، جمله اي يا كلمه اي به فارسي ميانه يا پهلوي اشكاني يا سغدي يا خوارزمي به كار مي بردند . مدتي پس از اين ، ارامي نويسي بكلي متروك شد و به جاي آن نوشتن به زبانهاي محلي يعني فارسي ميانه و پهلوي اشكاني و سغدي و خوارزمي به قلمهاي مختلف از الفباي ارامي آغاز گرديد ؛ اما واژه هايي كه كاربرد زيادي داشتند ، مانند « دانستن » و « رفتن » و « گفتن » و ضماير و حروف ، همچنان به ارامي نوشته مي شدند . اين واژه ها را كه « هزوارش » نام گرفتند ، به زبانهاي محلي مي خواندند . قلميهاي مختلف الفباي آرامي كه براي نوشتن زبانهاي محلي به كار مي رفتند ، در آغاز با هم اختلاف اندكي داشتند ، اما رفته رفته اختلافات زياد شد ، به طوري كه بعدها اگر كسي الفباي پهلوي اشكاني را مي آموخت الفاب فارسي ميانه را نمي توانست بخواند ، بلكه لازم بود اين الفبا را بياموزد .
از تَدمُر ، كه خرابه هاي آن در نزديكي حمص سوريه قرار دارد ، كتيبه هايي به زبان و الفباي آرامي از سده اول پيش از ميلاد مسيح تا سده سوم ميلادي به دست آمده است .
ماني ، مانند همه دين آوران ، علاقه داشت آثارش بسادگي و روشني در اختيار توده مردم گذارده شود . الفباهايي كه براي نوشتن فارسي ميانه و پهلوي اشكاني و سغدي به كار مي رفت ، به علت داشتن هزوارش ، خواست ماني را برآورده نمي كردند . ماني ، براي برآوردن خواستش ، الفباي تدمري را ، با تغييراتي كه آن را براي نوشتن زبان فارسي ميانه متناسب كرده بود ، به كار مي گرفت . اين الفبا بعدا براي نوشتن آثار ماني به زبان پهلوي اشكاني و سغدي بكار گرفته شد .
نبطيان قومي عرب بوده اند كه در نبطيه ، واقع در جنوب درياي مرده ، زندگي مي كرده اند . نزد اين قوم الفبا و زبان آرامي ، از حدود سال 150 پيش از ميلاد مسيح تا حدود 150 ميلادي ، رايج بوده است . از الفباي نبطي ، الفباي سينايي نو به وجود آمده كه از سده اول پيش از ميلاد مسيح تا سده چهارم ميلادي در شبه جزيره سينا ، رواج داشته است . الفباي كوفي و الفباي نسخ از الفباي سينايي نو اقتباس شده است . الفباهاي رايج در جهان اسلام از نسخ گرفته شده است .
خوارزميان تغييراتي در الفباي نسخ دادند تا آن را براي نوشتن خوارزمي متناسب كنند و آن را براي نوشتن زبان خود بكار بردند . بخشي از اثار بازمانده از خوارزمي به الفبايي ، كه از الفباي نسخ اقتباس شده ، نوشته شده است .
در سده هشتم يا هفتم پيش از ميلاد مسيح ، الفباي ارامي را بازرگاناني از اقوام سامي به هند بردند و از اين الفبا در هند الفبايي ساخته شد ، كه به الفابي « براهمي » معروف است . همه الفباهاي رايج در هند ، بجز الفباي خروشتي ، از اين الفبا كه نيمه الفبايي نيمه هجايي است ، گرفته شده اند .
سكاها الفباي براهمي را با تغييراتي كه آن را براي نوشتن سكايي متناسب مي كرد ، براي نوشتن آثار خود بكار گرفتند . آثار بدست آمده از سكايي به سه قلم نوشته شده است ، دو قلم آن در آثار بدست ؟آمده از ختن و يك قلم آن در نوشته هاي به دست آمده از تمشق و مرتق به كار رفته است .
پس از آنكه نستوريان سرياني ، حدود سده پنجم ميلادي ، در سرزمين سغد سكني گزيدند و عده اي سغدي زبان به مسيحيت گرويدند ، الفباي سرياني با تغييراتي براي نوشتن زبان سغدي به كار گرفته شد .
حرفهايي كه براي نوشتن كتيبه هاي پهلوي اشكاني و فارسي ميانه ، متون مانوي ( به فارسي ميانه ، پهلوي اشكاني و سغدي ) ، متون سغدي مسيحي ، متون سكايي ، نوشته هاي قديم خوارزمي ، برخي از نوشته هاي سغدي بودايي ، برخي از نوشته هاي بلخي ، متون اوستايي و متون پازند ، بكار برده ميشده ، جدا از هم نوشته ميشده اند . اين بدان معناست كه هر حرف تنها يك شكل داشته است .
حرفهايي كه براي نوشتن فارسي ميانه مسيحي ، برخي از نوشته هاي سغدي بودايي به كار برده مي شده ، برخي گسسته و برخي پيسوته نوشته مي شده اند .
حرفهايي كه براي نوشتن فارسي ميانه زردشتي ، برخي از نوشته هاي سغدي بودايي ، برخي از نوشته هاي بلخي و نوشته هاي جديد خوارزمي بكار برده ميشده ، پيوسته نوشته مي شدند . اين بدان معني است كه يك حرف بر حسب محل قرار گرفتن در آغاز و ميان و پايان كلمه شكلهاي مختلف داشته است .



منبع : تاريخ زبان فارسي نوشته دكتر محسن ابوالقاسمي انتشارات سمت . 

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در شنبه بیست و پنجم شهریور 1391 و ساعت 0:26 |

ويليام هيلي سوليوان» آخرين سفير امريكا در ايران، روز۲۰ فروردين ۱۳۵۶ به عنوان سفير امريكا در ايران تعيين شد و روز18 خرداد در شرایطي كه شاه در سرمايه‌گذاري مالي خود براي كمك به پيروزي مجدد جمهوري خواهان آن كشور شكست خورده بود،1 وارد تهران شد. سوليوان در شرایط ادامه انتشار مقالات تمسخرآميز مطبوعات متمايل به دموكرات ها در امريكا عليه حكومت ايران به خاطر حمايت مالي بي‌فرجام محمد‌رضا پهلوي از رقيب جمهوري خواه جيمي كارتر در انتخابات رياست جمهوري آن كشور ، به تهران مي‌آمد. شاه در آستانه برگزاري انتخابات سال 1355 امريكا 120 ميليون دلار از طريق اردشير زاهدي سفير خود در واشنگتن در اختيار ستاد انتخاباتي جمهوري خواهان قرار داده بودت ا به پيروزي جرالد فورد رقيب جيمي كارتر كمك كند.2اين كمك‌ها خشم دموكراتها را برانگيخت به طوري كه «برژينسكي» رئيس آينده شوراي امنيت در حكومت كارتر در همان زمان رفتار زاهدي را «مايه ننگ» ناميد. 3

سوليوان دموكرات كه هنگام ورود به تهران 56 ساله بود، پيش از اين، سفارت امريكا در لائوس و فيليپين را بر عهده داشت. او كه روز 20 فروردين 1356 به سمت سفارت امريكا در ايران تعيين شده بود قبل از ورود به ايران، ديداري توضيحي ـ تشريحي با سايروس ونس وزير امور خارجه وقت امريكا داشت. سوليوان در مورد آن ديدار چنين مي نويسد: در نخستين ملاقات با ونس از وي پرسيدم كه دليل انتخاب من براي پست سفارت در كشوري كه هيچ گونه تجربه و سابقه‌اي دربارة آن ندارم چه بوده است؟ وزير خارجه در پاسخ گفت: علت انتخاب من ـ سوليوان ـ به اين سمت اين بوده است كه براي پست سفارت ايران در جست و جوي ديپلماتي بوده‌اند كه در كشورهايي كه با حكومتهاي متمركز و استبدادي اداره مي‌شوند تجربه كافي داشته و بتواند با يك زمامدار مقتدر و خودكامه كار كند. 4

سوليوان سفير جديد امريكا در ايران طبق يك رسم معمول قبل از آمدن خود به محل تازه مأموريت، به ملاقات با كارتر فراخوانده شد. وي در اين مورد نيز مي‌نويسد:

كارتر در صحبت خود بر اهميت استراتژيك ايران به عنوان متحد قابل اعتماد براي امريكا تاكيد كرد .كارتر همچنين اهميت ايران را به عنوان يك عامل ثبات براي امنيت منطقة حساس خليج فارس مورد تأكيد مجدد قرار داد و در خاتمه موضوع قيمت نفت و ساير مسائل مورد علاقه بين ايران و امريكا را متذكر شد.

ويليام سوليوان ديپلماتي بود كه به قول خودش نه اطلاعات دقيقي نسبت به ايران داشت و نه مايل به پذيرفتن اين مأموريت بود. 5

در طول مأموريت ديپلماتيك ويليام سوليوان در تهران نظام حكومتي شاه بر اثر انقلاب اسلامي ايران فرو ريخت و محمد‌رضا پهلوي به تصور آنكه امريكائيها تعمداً از وي در برابر موج انقلاب حمايت نكردند، بيش از پيش به سياستهاي دمكرات در واشنگتن و نقش سفير آنها در تهران بدبين شد. اين در حالي بود كه دولت كارتر هر چه در توان داشت براي حفظ رژيم شاه به كار بست و حتي در ماههاي قبل از سقوط رژيم پهلوي طرح كودتاي نظامي براي جلوگيري از پيروزي انقلاب اسلامي ايران را نيز مد نظر قرار داده بود. 6 اما در عين حال سوليوان نيز خود در برابر امواج انقلاب به بيهوده بودن تلاش براي حفظ رژيم پهلوي معتقد شده بود و سقوط شاه را غير قابل اجتناب مي‌دانست.7

هنگام ورود سوليوان به تهران بيش از 35 هزار امريكايي در ايران سرگرم كار بودند. مأموريت سوليوان با تسخير سفارت امريكا در آبان 1358 و ماجراي گروگانگيري كاركنان آن پايان يافت. در جريان گروگانگيري، سوليوان در تهران نبود. او پيش از وقوع اين رويداد به واشنگتن رفته بود.

او قبل از بازگشت به امريكا و در كشاكش انقلاب، در فراري دادن 32 ديپلمات اسرائيلي كه در سفارت آن كشور در تهران مستقر بودند نيز نقش اصلي را داشت. وي اسرائيلي‌ها رابا يك پرواز ويژه همراه با اتباع امريكا از ايران خارج كرد. 8

سوليوان در كتاب 296 صفحه‌اي خود «مأموريت ايران» درباره ريشه‌هاي انقلاب اطلاعاتي به دست داده و نوشته است كه با «برژينسكي» مشاور ويژه كارتر در قبال اوضاع ايران اختلاف نظر داشته و برژينسكي اتهامات او را نپذيرفته است. درباره اختلاف نظر سوليوان و برژينسكي، ژنرال هايزر فرستاده نظامي كارتر به ايران در جريان انقلاب در كتاب خاطرات خود درباره اين مأموريت مطالب متعدد نوشته است.

سوليوان جانشين ريچارد هلمز (مدير اسبق سيا) در تهران شده بود كه از 1351 سفير امريكا در ايران و از دوستان شاه بود. ريچارد هلمز روز 26 اسفند 1351، يك هفته پس از عزيمت «ژوزف فارلند» سفير اسبق امريكا، وارد تهران شد و در 5 دي 1355 يك هفته قبل از ورود كارتر به كاخ سفيددر پي اتمام مأموريتش تهران را ترك كرد. از آن زمان تا ورود سوليوان به تهران، سفارت امريكا به مدت 5 ماه و نيم بدون سفير بود.

 پانوشت‌ها:

۱. جيمي كارتر در انتخابات آبان 1355 امريكا بر رقيب جمهوريخواه خود جرالد فورد به پيروزي دست يافت و در اول ژانويه 1977 ـ دي 1355 ـ به عنوان سي و نهمين رئيس جمهور امريكا وارد كاخ سفيد شد.

2. به بخش اسناد مربوط به اردشير زاهدي در سايت مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي مراجعه شود.

3. سياست خارجي ايران در دوران پهلوي، عبدالرضا هوشنگ مهدوي، نشر البرز، ص 462.

4. روزشمار روابط ايران و امريكا، مركز اسناد و تاريخ ديپلماسي، ص 240.

5. آخرين سفر شاه، ويليام شوكراس،‌ عبدالرضا هوشنگ مهدوي، ص 26.

6. فصلنامه مطالعات تاريخي، ويژه نامه 22 بهمن، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي، مقاله گوادلوپ، ص 240.

7. فصلنامه، همان، ص 239.

8. آخرين سفر شاه، همان، ص 181

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در جمعه بیست و چهارم شهریور 1391 و ساعت 15:13 |

دانلود شیوه نامه  طراحی سولات امتحانی

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1391 و ساعت 0:20 |
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در دوشنبه بیستم شهریور 1391 و ساعت 0:42 |

این سوالی است که هنوز هم بر سر آن بحث و جدال می باشد

آقای ویل دورانت معتقد است :” با تمام پژوهشهایی که شده ، نمی توان گفت که سومریان از چه نژادی هستند و از کدام راه به سرزمین سومر آمده اند. آثار نشان می دهد که مردم کوتاه بالا و تنومند بوده ، بینی بلند و راست و غیر سامی داشته اند. پیشانی کمی به عقب چشمان به طرف پایین متمایل بوده است و بیشتر آنان ریش می کذاشتند. “ آقای سجادیه در کتاب “نیاکان سومری ما” نظریات مختلف را به ترتیب زیر جمع بندی کرده است :

1.     خاستگاه نخستین قوم سومری محل بحث است ؛ اما امکان دارد که منطقه ای در بخش شمالی ایران یعنی گیلان و مازندران باشد .

2.     اقوام سومری از منطقه مورد بحث از یک طرف تا دره سند و از سوی دیگر تا شمال عربستان منتشر شده است و آثاری از زبان و نژاد و تمدن خود باقی نهادند؛ که در هر صورت ، مناطق جنوبی خلیج فارس ، خوارزم و شوش هم به عنوان خاستگاه سومریان مطرح است .

3.     شباهتهای چشم گیری میان عقاید و اسامی مردم آراتا در غرب ایران و سومریان یافت شده است .

4.     سومریان از هر کجا آمده باشند ، با ساکنان قبلی بین النهرین و غرب ایران در آمیخته اند .

5.     نمی توان آغاز تمدن بشری را تنها به سومریان منسوب دانست ؛ اما آثار باقیمانده تمدنی از آن قوم به حدی است که میتوان آن را پایه گذار تمدن بشری دانست و در ادامه آقای سجادیه به این نظر میرسد که “پیش از سومریان ، اقوام ایرانی با سومریان در منطقه سومر سکنی داشتند.بعد ها نیز اقوام ایرانی با سومریان درآمیخته اند. تاثیرات فرهنگ و هنر سومری در بلوچستان، خوارزم، دره سند، کاشان و خوزستان دیده شده است و در طول زمان هزاران سال خصوصا در دوره هخامنشی به بعد ، فرزندان سومریان با ایرانیان در هم آمیخته اند.لذا اگر سومریان ، آریایی یا آریایی تبار نباشند ، به هر حال از نیاکان نژادی و فرهنگی ما محسوب میشوند . اگر ایرانیان پیش از سومر از تبار آریایی هم نباشند،در اصل موضوع فرقی حاصل نمیشود. اسکلتها و نگاره های سومری شباهت بسیاری به ایرانیان دارند و قیافه ها ، زرد پوست یا سیاه پوست نیستند و با مردم سامی تفاوتهایی دارند و به قیافه امروز خوزیان ، مردم فارس و کهکیلویه شباهت دارند. اندام ها کوتاه متمایل به بلند ، قوی، چشم ها باز ، صورت ها پر موو چهره ها سفید سیاه است .

       سومریان خدمات شایانی به بشریت کرده اند وارمغانهای ذی قیمتی در ابعاد فرهنگی وعلمی تقدیم         تمدن بشری نمودند که می توان بشرح ذیل برشمرد:
۱- وضع قانون واداره جامعه بر اساس موازین قانونی.
۲- اختراع خط میخی ونگارش زبان شفاهی براساس خط مذکور.
۳- تمام شاخه های مختلف علمی وصنعتی از سومریان آغازگردیده و در میان ملل دیگر انتشار یافت و نسل به نسل بر غنای آن افزوده شده و به این درجه از توسعه نایل آمد. با گذشت زمان و عمق یافتن تحقیقات علمی تاریخی به تدریج بر همگان آشکارمی شود که یونانیان ومصریان باستان مبنای طب , هیئت و علوم مختلف دیگر را از سومریان به ارث برده اند.

 ۴- تقسیم روز به ۲۴ ساعت ,هرساعت به ۶۰ دقیقه و هر دقیقه به ۶۰ ثانیه یادگارسومریان است.
۵- تقسیم دایره به ۳۶۰ درجه حقیقتی علمی است که در زمان سومریان مرسوم شد.
۶-کشف آلومینیم واستفاده گسترده درصنایع مانند اکتشاف بسیاری از فلزات دیگر جزء مفاخر بشرقرن بیستم است, آلومینیم یکی از فلزات پایدار ویکی ازکم خطر ترین فلزات برای حیات بشری است و اکنون در ابعاد مختلف تمدن بشری تنیده شده است ,دانشمندان معتقدند که در گذشته نه چندان دور بشر موفق به استخراج این ماده با روش گالوانیزاسیون از مواد بخصوصی شده بود ,نقطه حیرت آور اینجاست که ” براساس حفاری های اخیر در یکی ازقبور چینی متعلق به۲۰۰۰سال پیش اشیایی فلزی از جنس آلومینیم یافته شده است , منطقا قبول این واقعیت عجیب است زیرا آلومینیم بعد از کشف روش گالوانیزاسیون استخراج شده است “(اولجاس سلیمان .آزی یا.استانبول ۱۹۹۲- ص ۱۷۹).

دانشمندان که درقبول این واقعیت متعلق به سرزمین چین دچار تردید بودند با کمال حیرت دریافتند که نه تنها در چین دو هزارسال قبل بلکه در سرزمین سومریان متعلق به ۵۰۰۰ سال قبل روش گالوانیزاسیون کاملا شناخته شده بوده.

اولجاس سلیمان در ادامه مطلب منویسد:”بدین ترتیب با مناعت طبع باید بپذیریم روش استحاله آلومینیم متعلق به سومریان می باشد یعنی پنج هزار سال قبل از کشف روش گالوانیزاسیون این روش در تمدن سومری کاملا شناخته شده بوده است”(اولجاس سلیمان .آزی یا.استانبول ۱۹۹۲- ص ۱۷۹).

تقریبا تمام متخصیصین تاریخ بر اساس اسناد ومدارک تاریخی کشف شده تا امروز بر این مطلب اتفاق نظر دارند که سومریان قدیمی ترین قوانین تاریخ را وضع و اجرا کرده اند.و قانون حمورابی ملحم از قوانین سومری بوده است .علی پاشا صالح در این باره چنین می نویسد:
(مجموعه قوانین حمورابی بدنبال از بین رفتن تمدن سومری و از روی قوانین مکتوب آنان نوشته شده است زیرا که مطابقت قوانین حمورابی و قوانین وضع شده از سوی”دونگی”پادشاه “اور”شباهت عجیب وغیر قابل انکاری را نشان می دهد.سلاله های پادشاهی سومری موسوم به “نیسابا”و”هانی”و”ایسئن”نیز از واضعان قانون بوده اند )-حقوق تاریخی ص ۸۳و۸۴
علی پاشاصالح اززبان تاریخدانان اروپایی چنین می نگارد:
(سومریان اولین ملت متمدنی بودند که شهرنشینی اختیار کردند و بلحاظ اجتماعی اولین گروه بشریتند که به قانون گردن نهادندکه شاهد این مدعا اسناد ومدارک کشف شده مربوط به آن اعصار ازمنطقه ازجمله سندمعاملات املاک بین سومریان است می باشد)-حقوق تاریخی ص ۹۱و۹۲
اسناد بجای مانده ازسومریان بیانگر اینست که نه تنها مجموعه قوانین تاریخی بسیارقدیمی در آن زمان بین سومریان حاکم بوده بلکه به مرورزمان و براساس احتیاج دست به خلق و تطور قوانین میزدند.)- حقوق تاریخی ص ۹۲
برای مثال کتیبه هایی ازشهریار شهر “لاگاش”که موسوم به “اوروکاجینا”بوده (۲۶۰۰ قبل ازمیلاد) بدست آمده است که نشان میدهد این شاه قوانینی از ازمنه قبل را به نفع حمایت از مظلومان درمقابل مامورین دولتی و روحانیون طمعکارکه عادت به رشوه گیری داشته اندتغییرداده است .
سند دیگری که تاریخ آن به ۲۴۰۰ سال قبل از میلاد برمی گرددمبین این است که در شهر لاگاش محکمه ای که حکم ناحق جهت مصادره اموال یک نفر سومری صادر کرده بود به تعطیلی کشانده شده است.
اسناد وکتیبه های بدست آمده ازشهریاران نسل سوم شهر “اور”(۲۲۰۰ قبل از میلاد)بروشنی قوانین مربوط به معامله, وراثت ,هبه وطلاق را نشان می دهد.
مجموعه قوانینی موسوم به “آناایتی شو”مربوط به دوره های بعدی,بروشنی مناسبات خانوادگی وروابط بین فرزند وپدرومادر را بیان می کند که شامل ۷ قانون کامل درمورد قول نیزاست.
قوانینی مشتمل بر ۲۵ ماده متعلق به ۲۰۰۰ قبل از میلاد از سومریان بدست آمده که ۶ ماده آن مربوط به روابط خانوادگی است که ۳ ماده آن تقریبا همان قوانین حمورابی می باشد و بقیه مواد قوانین به مناسبات پدر ومادر با فرزند خوانده ,مجازات اذیت خانم های باردار,صدمه رساندن احشام به مزارع ,نحوه نگهداری وقوانین باغداری,قوانین مربوط به قشون و مجازات تهمت مربوط است.                                                                                         (حقوق تاریخی-ص ۹۳)
بر اساس تحقیقات باستان شناسان اروپایی قوانین سومری دست مایه قوانین حمورابی بوده است و بعنوان ریشه بلامنازع قوانین حمورابی ارزیابی میشود.
لازم به ذکر است حمورابی از قوانین مربوط به اکدیان نیز جهت تدوین قوانینش سود جسته بود,ازجمله به مجموعه قوانینی موسوم به “ائشنوننا”میتوان اشاره کردکه دردوره ای قبل از ایشان (۱۹۳۰ قبل از میلاد)در منطقه ای مابین تمدن اکد وایلام جهت شهری پایتخت مانند در۵۹ فصل تدوین واجرا شده بود که تقریبا سه چهارم قوانین حمورابی از این مجموعه قوانین اقتباس گردیده است.
به محموعه دیگری از قوانین قبل ازحمورابی میتوان اشاره داشت که مربوط به پادشاهی “اورناممو”(۲۰۵۰قبل ازمیلاد)از سلاله های سومرــاکد بوده است .
اساسا محقق شده است که حمورابی با مبنا قراردادن قوانین سومری وسومری - اکدی وبیشتراکدی با جمع بندی و خلاصه سازی این قوانین در اعصار بعد اقدام به ایجاد قوانین حمورابی دربابل نمود.
بدین ترتیب میتوان سومریان را صاحبان اولین قوانین بشری دانست که مانند ابعاد دیگر تمدن تاثیری عمیق وژرف در ملل همسایه و جهان در اعصار بعد نهاده است.شهر بابل در مرکز بین النهرین بدلیل موقعیت استراتژیکی اش باتمدنهای مصر باستان از غرب و هندوستان از شرق و آسیای میانه از سوی شمال ارتباط داشته است ودر ازمنه دورمرکز ثقل تجارت و مراودات جهانی و ارتباط ملل بوده است. تجار بابل با وضع قوانین تجارت به اقصی نقاط جهان سفرنموده وبا خود این قوانین را تسری دادندو بدین ترتیب این سوغات پربها یعنی قانون مداری سومری را به ملل دنیا هدیه نمودند به همین دلیل تاریخ شناسان وحقوق دانان به نقش سومریان در تطور تاریخ تمدن وحقوق نقش بسیار ویژه و   برجسته ای قائلند.

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در شنبه هجدهم شهریور 1391 و ساعت 0:22 |

خدایا تمامی خنده های تلخ امروزم را می دهم، یکی از آن

گریه های شیرین کودکیم را پس بده.

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در جمعه هفدهم شهریور 1391 و ساعت 1:31 |
سبقت گرفتن از سایه ها

به بیشتر دویدن نیست...

بسوی نور که باشی

سایه ها درپس تو اند

حتی آنگاه که ایستاده ای.

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1391 و ساعت 0:50 |

دانلود کتاب تاریخ ایران و جهان (2) چاپ 1391/جدید

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در شنبه یازدهم شهریور 1391 و ساعت 23:36 |

هفت اصل کلیدی در مدارس هوشمند عبارتند از:
۱- دانش خلاق،
۲- استعداد یادگیری،
۳- توجه به فهم مطالب،
۴- آموختن با هدف تسلط و انتقال آن،
۵- ارزیابی آموخته ها به شکل متمرکز،
۶- غلبه بر مشکلات،
۷- مدرسه به عنوان یک سازمان آموزشی.
مدرسه هوشمند مدرسه ای است که کنترل و مدیریت آن مبتنی بر فناوری رایانه ای و شبکه ای انجام می شود و محتوای اکثر دروس آن الکترونیکی و سیستم ارزشیابی و نظارت آن هوشمند است.
در مدارس هوشمند کامپیوتر جایگزین تخته سیاه و سی دی جای دفتر مشق را می گیرد. دانش آموزان می توانند از طریق اینترنت اطلاعات بسیاری درباره هر موضوع که بخواهند بدست آورند. در این سیستم، معلم و شاگرد هر دو تولید محتوای الکترونیکی و درس را به صورت سی دی ارائه می کنند.
در مدارس هوشمند آموزش منحصر به معلم نیست بلکه یاددهی و یادگیری کاملاً تعاملی است و دانش آموزان نقش اساسی در آموختن مباحث علمی دارند.
در مدارس هوشمند، دبیران با استفاده از محتوای درسی الکترونیکی موجب تفهیم بهتر مطالب درس و صرفه جویی در وقت می شوند و دانش آموزان هم این فرصت را دارند که توانایی و قابلیت های خود را آشکار و به تولید محتوا بپردازند.
در این گونه مدارس، کسب موفقیت دست یافتنی است و میزان آن به تلاش و پیگیری دانش آموزان و هدایت صحیح و جهت دار بستگی دارد. در این روش روح پژوهش و جستجوگری قطعاً جایگزین روحیه بی هدف دانش آموزان خواهد شد.
در این سیستم رکن اصلی برای هر گونه تغییر، تغییر در فکر است و ابزار و امکانات تنها وسیله ای برای جامه عمل پوشاندن به افکار هستند.
در مدارس هوشمند معلمان می توانند به جای اینکه تلاش کنند خودشان پاسخی برای پرسش های دانش آموزان پیدا کنند، از آنها بخواهند پاسخ پرسش هایشان را در رایانه پیدا کنند وبرای بقیه بازگو کنند.
مدرسه هوشمند، مدرسه ای است که با کمک فناوری های نوین سیستم های آموزشی دیجیتالی هوشمند در سرعت بخشی به فرآیند یاددهی، یادگیری و بهبود مدیریت به صورت کاملاً نظام یافته باشد تا انسان عصر اطلاعات قادر به پردازش و دسته بندی و استفاده بهینه از منابع فنی دانش روز با توجه به طیف گسترده آن برای کشف استعداد خود و بروز خلاقیتها باشد.
مدارس هوشمند مدارسی هستند که مبانی توسعه آنها استفاده از فناوری های نوین اطلاعات و ارتباطات می باشد.در این مدارس دانش آموزان باید حضور فیزیکی داشته باشند و تفاوت آن با مدارس مجازی این است که معمولاً به مدارس از راه دور گفته می شوند مدرسه هوشمند با مدرسه مجازی فرق دارد، مدرسه هوشمند اگر بخواهد مطلوب باشد باید دانش آموزان در آن حضور فیزیکی داشته باشند اما در مدرسه مجازی، دانش آموز و معلم می توانند کیلومترها از هم فاصله داشته باشند.معلمین مدارس هوشمند الزامی به متخصص بودن در حوزه IT ندارند بلکه باید بتوانند از سیستم این مدرسه مطلع باشند و از امکانات آن خوب استفاده کنند. به عنوان مثال یک معلم این نوع مدارس باید خوب بداند که منابع در کجاها وجود دارند که وقتی دانش آموزان سوالی مطرح کردند آنان را به منابع مورد نظر راهنمایی کند.
مدرسه هوشمند مدرسه ای فیزیکی است که کنترل و مدیریت آن، مبتنی بر فناوری رایانه و شبکه انجام می گیرد و محتوای اکثر درون آن الکترونیکی و سیستم ارزشیابی و نظارت آن هوشمند است.مدرسه هوشمند در واقع مرحله برتری در کاربرد فناوری اطلاعات در نظام آموزش کشور است. مدرسه هوشمند، مدرسه ای است که مدیریت و کنترل آن مبتنی بر فناوری شبکه و رایانه است و محتوای بیشتر درس های آن الکترونیکی است و نظام ارزشیابی و نظارت آن نیز هوشمند (الکترونیکی) است.مدرسه هوشمند دانش آموز محور است و در آن معلم نقش هدایتگر را دارد. دانش آموز به منابع موجود در مدرسه یا شبکه های اطلاع رسانی بیرونی نیز دسترسی دارد و در استفاده از منابع برای درس های خود آزاد است.
● او از ۲ نوع محتوا استفاده می کند:
۱- محتوای الکترونیک،
۲- محتوایی که معلم تولید می کند.
ارتباط والدین با مدرسه، به خط (online) است و از طریق اتصال به وسیله تلفیق کننده یا مودم (modem) به رایانه مرکزی مدرسه، این امکان را دارند که با مدیر یا معلمان مدرسه ارتباط پیدا کنند و از وضعیت تحصیلی فرزندان خود آگاه شوند. بانک اطلاعاتی مدرسه باید با استانداردهای روز جهان مطابقت داشته باشد. کتابخانه این مدرسه، یک کتابخانه الکترونیکی است و دانش آموز می تواند به صورت «برخط» (online) از آن استفاده کند. محیط های گفت و گو، بحث و پرسش و پاسخ به صورت همزمان و ناهمزمان در این مدرسه فعال است

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در شنبه یازدهم شهریور 1391 و ساعت 3:5 |


1-مسئولیت پذیری در برابر کار ها ، فعالیتها و شکستها

2-تمایل براى بهبود انجام کارها و به کار گیری ابتکار عمل

3-قلمداد کردن کارها به عنوان سرگرمی لذت بخش نه به عنوان بارى بر دوش

4-برخورداری از توانایى کافى در زمان بندى مناسب براى انجام فعالیتها

5-توانایى انجام کارها در فشرده ترین زمان ممکن

6-درک و پذیرش منطقی شرایط و پشتکار فراوان برای انجام فعالیتها

7-اعتماد وافر نسبت به سایر افراد و مردم

8-انجام فعالیت به منظور دستیابى و تحقق موفقیت

9-فراگرفتن ابزارها و روشهاى تقویت حافظه

10-برخورداری از نیروی جسمانی و سلامت بدنی

11-داشتن دیدگاههای روشن و آشکار واندیشه ی نافذ و بینشی فراگیر

12-داشتن آرزوهایی هدفمند و قابل دستیابی و به عبارتی نزدیک به حقایق

13-انعطاف پذیری در عین استواری و پایداری در رسیدن به اهداف

14-میانه روی وپرهیزاز افراط و تفریط

15-برخورداری از شخصیت پایدار و غیر متزلزل

16-بردباری و صبر در حل مشکلات

17-خویشتن داری در جایگاهها و موقعیتهای سخت و برانگیزاننده

18-آرامش در برابر بحران

19-واقع بینی در برخورد با مسائل

20-رعایت اصول و موازینی ( ارزش ) چون نظم ، ترتیب و احترام به زمان بندیها

احترام به مقررات و آئیین نامه های سازمانی

21-یکسان نگری به حال و آینده (چرا که نبایستی این دو را فدای یکدیگر کرد)

22-قاطع بودن در تصمیم گیری و درگیر شک و تردید نگشتن

23-پایبندی به تصمیماتی که با اندیشه و مشاوره اتخاذ گردیده اند

24-روحیه هم کارى وهم بستگی در سیستم مدیریتى

25-داشتن روحیه انتقاد پذیر

26-سیستم مدیریتی هدف گراو واقع گرا.

27-گوش فرا دادن به صحبت ها و نظرات دیگران و احترام به آنها

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در پنجشنبه نهم شهریور 1391 و ساعت 2:6 |

پیرمرد به من نگاه کرد و پرسید “چند تا رفیق داری” ؟

گفتم چرا بگم ده یا بیست تا…

جواب دادم فقط چند تایی

پیرمرد آهسته و به سختی برخاست و در حالیکه سرش راتکان می داد گفت

تو آدم خوشبختی هستی که این همه دوست داری

ولی در مورد آنچه که می گویی خوب فکر کن

خیلی چیزها هست که تو نمی دونی

دوست، فقط اون کسی نیست که توبهش سلام می کنی

دوست دستی است که تو را از تاریکی و ناامیدی بیرون می کشد

درست وقتی دیگرانی که تو آنها را دوست می نامی سعی دارند تو را به درون ناامیدی و تاریکی بکشند

دوست حقیقی کسی است که نمی تونه تو رو رها کنه

صدائی است که نام تو رو زنده نگه می داره حتی زمانی که دیگران تو را به فراموشی سپرده اند

اما بیشتر از همه دوست یک قلب است. یک دیوار محکم و قوی در ژرفای قلب انسان ها

جایی که عمیق ترین عشق ها از آنجا می آید

پس به آنچه می گویم خوب فکر کن زیرا تمام حرفهایم حقیقت است

فرزندم یکبار دیگر جواب بده چند تا دوست داری؟

سپس مرا نگریست و درانتظار پاسخ من ایستاد

با مهربانی گفتم: اگر خوش شانس باشم، فقط یکی و آن تو هستی

بهترین دوست کسی است که شانه هایش رابه تو می سپارد و وقتی که تنها هستی تو را همراهی می کند و در غمها تو را دلگرم می کند .کسی که اعتمادی راکه به دنبالش هستی به تو می بخشد .وقتی مشکلی داری آن راحل می کند و هنگامی که احتیاج به صحبت کردن داری به توگوش می سپارد و بهترین دوستان عشقی دارند که نمی توان توصیف کرد، غیرقابل تصوراست…

چقدر خداوند بزرگ است.

درست زمانی که انتظار دریافت چیزی را از او نداری بهترینش را به تو ارزانی می دارد.

آسمان جای عجیبیست نمی دانستم
عاشقی کار غریبیست نمی دانستم
عمر مدیون نفس نیست نمی دانستم
عشق کار همه کس نیست نمی دانستم

راستی ! دوستای همیشه با محبت موفقیت ،با این حساب، چندتا دوست دارین !؟؟

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در چهارشنبه هشتم شهریور 1391 و ساعت 0:59 |

دانلود کتاب قصه های اسلامی

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در شنبه چهارم شهریور 1391 و ساعت 12:42 |

تاريخ را سه گونه می‏توان تعريف كرد . در حقيقت سه علم مربوط به تاريخ‏ می‏توانيم داشته باشيم كه با يكديگر رابطه نزديك دارند :

. 1 علم به وقايع و حوادث و اوضاع و احوال انسانها در گذشته ، در مقابل اوضاع و احوالی كه در زمان حال وجود دارد . هر وضع و حالتی و هر واقعه و حادثه‏ای تا به زمان حال ، يعنی زمانی كه درباره‏اش قضاوت می‏شود تعلق دارد ، " حادثه روز " و " جريان روز " است و ثبت چنين وقايعی‏ از قبيل " روزنامه " است . اما همينكه زمانش منقضی شد و به گذشته‏ تعلق يافت جزء تاريخ می‏گردد و به تاريخ تعلق دارد . پس علم تاريخ در اين معنی ، يعنی علم به وقايع و حوادث سپری شده و اوضاع و احوال گذشتگان‏  زندگينامه‏ها ، فتحنامه‏ها ، سيره‏ها كه در ميان همه ملل تأليف شده و می‏شود از اين مقوله است .
علم تاريخ در اين معنی ، اولا جزئی يعنی علم به يك سلسله امور شخصی و فردی است نه علم به كليات و يك سلسله قواعد و ضوابطو روابط ، ثانيا  يك علم " نقلی " است نه عقلی ، ثالثا علم به " بودن " ها است نه‏  علم به " شدن " ها ، رابعا به گذشته تعلق دارد نه به حاضر . ما اين نوع‏  تاريخ را " تاريخ نقلی " اصطلاح می‏كنيم
.
. 2
علم به قواعد و سنن حاكم بر زندگيهای گذشته كه از مطالعه و بررسی و  تحليل حوادث و وقايع گذشته به دست می‏آيد . آنچه محتوا و مسائل تاريخ‏  نقلی را تشكيل می‏دهد ، يعنی حوادث و وقايع گذشته ، به منزله " مبادی "  و مقدمات اين علم به شمار می‏روند . و در حقيقت آن حوادث و وقايع برای‏ تاريخ به معنی دوم ، در حكم موادی است كه دانشمند علوم طبيعی در لابراتوار خود گرد می‏آورد و آنها را مورد تجزيه و تركيب و بررسی قرار می‏دهد كه خاصيت و طبيعت آنها را كشف نمايد و به روابط علی و معلولی‏
آنها پی ببرد و قوانين كلی استنباط نمايد . مورخ به معنی دوم در پی كشف‏ طبيعت حوادث تاريخی و روابط علی و معلولی آنهاست تا به يك سلسله‏ قواعد و ضوابط عمومی و قابل تعميم به همه موارد مشابه حال و گذشته دست‏ يابد . ما تاريخ به اين معنی را " تاريخ علمی " اصطلاح می‏كنيم .  هر چند موضوع و مورد بررسی تاريخ علمی ، حوادث و وقايعی است كه به‏  گذشته تعلق دارد ، اما مسائل و قواعدی كه استنباط می‏كند اختصاص به گذشته‏ ندارد ، قابل تعميم به حال و آينده است .

اين جهت ، تاريخ را بسيار سودمند می‏گرداند و آن را به صورت يكی از منابع " معرفت " ( شناخت ) انسانی درمی‏آورد و او را برآينده‏اش مسلط می‏نمايد . فرقی كه ميان كار محقق تاريخ علمی با كار عالم طبيعی هست اين است كه‏ مواد بررسی عالم طبيعی ، يك سلسله مواد موجود حاضر عينی است و قهرا بررسيها و تجزيه و تحليلهايش همه عينی و تجربی است ، اما مواد مورد بررسی مورخ در گذشته وجود داشته و اكنون وجود ندارد ، تنها اطلاعاتی از آنها و پرونده‏ای از آنها در اختيار مورخ است . مورخ در قضاوت خود مانند قاضی دادگستری است كه براساس قرائن و شواهد موجود در پرونده قضاوت‏ می‏كند نه براساس شهود عينی ، از اين رو تحليل مورخ تحليل منطقی و عقلانی‏ و ذهنی است نه تحليل خارجی و عينی . مورخ تحليلهای خود را در لابراتوار عقل با ابزار استدلال و قياس انجام می‏دهد نه در لابراتوار خارجی و با ابزاری از قبيل قرع و انبيق ، لذا كار مورخ از اين جهت به كار فيلسوف‏ شبيه‏تر است تا كار عالم طبيعی .

تاريخ علمی مانند تاريخ نقلی به گذشته تعلق دارد نه به حال ، و علم به‏  " بودنها " است نه علم به " شدنها " ، اما برخلاف تاريخ نقلی ، كلی‏ است نه جزئی ، و عقلی است نه نقلی محض . تاريخ علمی در حقيقت بخشی از جامعه‏شناسی است ، يعنی جامعه‏شناسی‏ جامعه‏های گذشته است . موضوع مطالعه جامعه شناسی اعم است از جامعه‏های‏  معاصر و جامعه‏های گذشته . اگر جامعه شناسی را اختصاص بدهيم به شناخت‏ جامعه‏های معاصر ، تاريخ علمی و جامعه‏شناسی دو علم خواهند بود ، اما دو علم خويشاوند و نزديك و نيازمند به يكديگر .

. 3 فلسفه تاريخ ، يعنی علم به تحولات و تطورات جامعه‏ها از مرحله‏ای به‏ مرحله ديگر و قوانين حاكم بر اين تطورات و تحولات ، به عبارت ديگر ، علم به " شدن " جامعه‏ها نه " بودن " آنها .  ممكن است برای ذهن خواننده محترم اين پرسش پيش آيد كه آيا ممكن است‏  جامعه‏ها ، هم " بودن " داشته باشند و هم " شدن " و " بودن " آنها  موضوع يك علم باشد به نام تاريخ علمی و شدن آنها موضوع علمی ديگر باشد  به نام فلسفه تاريخ ؟ !

 در صورتی كه جمع ميان اين دو ناممكن است ، زيرا " بودن " سكون است و " شدن " حركت . از اين دو يكی را بايد انتخاب‏  كرد . تصوير ما از جامعه‏های گذشته يا بايد به صورت تصويری از بودنها  باشد و يا به صورت تصويری از شدنها . و ممكن است خواننده محترم اشكال را به صورت كلی‏تر و جامع‏تر طرح كند  كه : به طور كلی شناخت ما و تصوير ما از جهان - و از جامعه به عنوان‏  جزيی از جهان - يا تصويری از اموری ايستا و ساكن است و يا تصويری از اموری پويا و متحرك . اگر جهان يا جامعه ايستا و ساكن است پس " بودن‏  " دارد و " شدن " ندارد ، و اگر پويا و متحرك است " شدن " دارد و " بودن " ندارد ، از اين رو می‏بينيم مهمترين تقسيمی كه در زمينه مكاتب‏  فلسفی صورت می‏گيرد اين است كه می‏گويند سيستمهای فلسفی به دو گروه اصلی‏  تقسيم می‏شوند : فلسفه‏های " بودن " و فلسفه‏های " شدن " . فلسفه‏های "  بودن " فلسفه‏هايی است كه بودن و نبودن را غير قابل جمع و تناقض را  محال فرض می‏كرده‏اند . چنين فرض می‏كرده‏اند كه اگر بودن  هست نبودن نيست ، و اگر نبودن هست بودن نيست . پس از اين دو يكی را  بايد انتخاب كرد ، و چون بالضروره بودن هست و جهان و جامعه هيچ اندر هيچ نيست ، پس بر جهان " سكون " و ايستايی حاكم است . اما فلسفه‏های‏  " شدن " فلسفه‏هايی است كه بودن و نبودن را در آن واحد قابل جمع‏  می‏دانسته‏اند كه همان حركت است . حركت جز اين نيست كه يك چيزی باشد و در عين اينكه هست نباشد . پس فلسفه " بودن " و فلسفه " شدن " ، دو نوع نگرش كاملا متخالف درباره هستی است و از اين دو فلسفه يكی را بايد انتخاب كرد . اگر ما به گروه اول ملحق گرديم بايد فرض كنيم كه جامعه‏ها " بودن " داشته‏اند و " شدن " نداشته‏اند ، و برعكس ، اگر به گروه دوم‏ ملحق گرديم بايد فرض كنيم كه جامعه‏ها " شدن " داشته‏اند و " بودن " نداشته‏اند .

منبع : کتاب جامعه و تاریخ شهید مطهری

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در جمعه سوم شهریور 1391 و ساعت 2:37 |

خوش بر کسی که سفره نشین خدا بود

از هرچه غیر خواسته ی او گر ، جدا بود

درب کلاس درس خدا چون گشوده شد

خوش بر مطلبی که قبول انتها بود

عید شما مبارک

درس شیرین تاریخ ـ عیدتان مبارک



+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1391 و ساعت 1:7 |

عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس یادگارى بگیرد.
معلم هم داشت همه بچه‌ها را تشویق می‌کرد که دور هم جمع شوند.
معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون فارغ التحصیل شدید شدید به این عکس نگاه کنید و بگوئید: این حسینی است، الان دکتره. یا اون ارجمندزاده است الان وکیلهُ اون پشت سری هم خاکپوراست که حالا مهندسه .....یکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: این سمت چپی هم هم معلم تاریخه که الان مرده....!!!!

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391 و ساعت 22:34 |

یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید . من که نمی خواهم موشک هوا کنم . می خواهم در روستایمان معلم شوم .

دکتر جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول ، ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند.

 

منبع باشگاه خبرنگاران

 

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391 و ساعت 22:1 |

فهرست عناوين


الف‌) گاه‌شماريهاي‌ رايج‌ در شبه‌ جزيره‌ عربستان‌ و كشورهاي‌ عربي‌، پيش‌ از اسلام‌
ب‌) پيدايي‌ و رواج‌ گاه‌شماري‌ هجري‌ قمري‌ در شبه‌جزيره‌ عربستان‌ و كشورهاي‌ عربي‌
ج‌) ديگر گاه‌شماريهاي‌ رايج‌ در اين‌ كشورها.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در شنبه بیست و یکم مرداد 1391 و ساعت 14:29 |
دیدار جمعی از دانشجویان و نمایندگان تشکلهای دانشجوئی (1391/05/16)

حدود هزار نخبه و فعال دانشجويي، عصر امروز (دوشنبه) در ديداري صميمانه و صريح با رهبر معظم انقلاب اسلامي حدود 5/3 ساعت با ايشان به گفتگو و تبادل نظر درباره مسائل مختلف دانشگاهي، علمي، فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي پرداختند.
در ابتداي اين ديدار يازده فعال سياسي فرهنگي و علمي دانشجويي،‌حدود 5/2 ساعت به نمايندگي از تشكلها، اتحاديه ها، انجمن ها و كانونهاي دانشجويي ديدگاههاي متفاوت خود را درباره مسائل مختلف کشور بيان كردند. سپس رهبر انقلاب ضمن پاسخ به سؤالات و ابهامات مطرح شده، آرمانگرايي سياسي، علمي و اخلاقي –معنوي را مهمترين توقع از مجموعه هاي دانشجويي خواندند و به تبيين بايدها و نبايدهاي نگاه نقادانه، معتدل، منصفانه و پر اميد به مسائل كشور پرداختند.
رهبر انقلاب اسلامي در ابتداي سخنان خود با اشاره به مطالبي كه نمايندگان دانشجويان در اين ديدار مطرح كردند، آنها را بسيار خوب و منعكس كننده فضاي دانشجويي خواندند و تأكيد كردند: برخي از اين مطالب، راهگشا و برخي هم حاوي نكات مفيدي بودند كه مسئولين مربوطه بايد به آنها توجه جدي كنند.
حضرت آيت الله خامنه اي سپس به برخي نكات مطرح شده از جانب دانشجويان، اشاره كردند.
«لزوم شرح صدر سياسي در ميان دانشجويان» يكي از اين نكات بود كه رهبر انقلاب اسلامي درخصوص آن گفتند: در پايبندي دقيق به اصول و ارزشها و در عين حال رعايت شرح صدر با افراد غير همفكر در زمينه هاي مختلف از جمله مسائل سياسي، هيچ منافاتي وجود ندارد.
حضرت آيت الله خامنه اي درخصوص موضوع «حضور نيافتن مسئولان در دانشگاهها» كه از جانب دانشجويان مطرح شده بود، خاطرنشان كردند: اين اشكال كاملاً وارد است و مسئولان اعم از رؤساي سه قوه، مسئولان مياني، رئيس سازمان صدا و سيما، و فرماندهان سپاه و نيروهاي مسلح بايد در دانشگاهها حضور يابند و ضمن شنيدن سخنان دانشجويان، سخنان و استدلال هاي خو د را نيز بيان كنند كه در اين صورت، بسياري از ابهامات و سؤال هاي نسل جوان برطرف خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به مطالب مطرح شده درخصوص برخي برخوردهاي قضايي با تشكل ها، سايت ها و وبلاگ هاي دانشجويي افزودند: البته قوه قضاييه در اين خصوص، استدلالهايي دارد كه اگر مطرح شود احتمالاً برخي ابهامات برطرف خواهند شد اما عقيده من هم اين است كه نبايد در قبال اظهار نظر تند يك جوان دانشجو، برخورد تند شود.
ايشان درخصوص نگاه اقتصادي عدالت محور و ديدگاه اسلام درباره سرمايه داري كه از جانب يكي از دانشجويان مطرح شد، خاطرنشان كردند: نگاه اقتصادي در كش� �ر بايد عدالت محور باشد و اين موضوع منافاتي با سياستهاي اصل 44 ندارد.
رهبر انقلاب اسلامي افزودند: اگر سياستهاي اصل 44، آنگونه كه تبيين شد، اجرا شود، قطعاً به سرمايه داري مذموم و محور شدن سرمايه داري در تصميمات كلان كشور منتهي نخواهد شد.
ايشان افزودند: مشكلات و فشارهاي روزافزون اقتصادي كنوني در غرب و اروپا ناشي از ذات نظام سرمايه داري، يعني سرمايه سالاري است.
رهبر انقلاب اسلامي با تأكيد بر اينكه بايد مراقب بود تا نگاه سوسياليستي بر تفكرات اقتصادي غلبه پيدا نكند، خاطرنشان كردند: اگر سياستهاي اصل 44، در همان چارچوبي كه تبيين شد، اجرا ش ود، قطعاً مكمل اقتصاد عدالت محور خواهد بود.
حضرت آيت الله خامنه اي، اقتصاد مقاومتي را متفاوت از اقتصاد تهاجمي دانستند و با اشاره به صحبتهاي يكي ازدانشجويان درخصوص اقتصاد تهاجمي افزودند: اگر در اين زمينه، يك تبيين دقيق دانشگاهي ارائه شود، شايد بتواند به عنوان تكميل كننده اقتصاد مقاومتي مورد استفاده قرار گيرد.
ايشان خاطرنشان كردند: منظور از اقتصاد مقاومتي، اقدامات تدافعي و حصاركشي به دور خود نيست بلكه اقتصاد مقاومتي، اقتصادي است كه براي يك ملت، حتي در شرايط فشار و تحريم، زمينه رشد و شكوفايي را فراهم مي كند.
رهبر انقلاب اسلامي درخ� �وص سؤال يكي از دانشجويان مبني بر اينكه «آيا انتقاد كردن به معناي تكميل كردن پازل دشمن است» تأكيد كردند: من به هيچ وجه اعتقادي به انتقاد نكردن ندارم بلكه همواره اصرار دارم، جريان دانشجويي موضع انتقادي خود را حفظ كند.
حضرت آيت الله خامنه اي افزودند: اما در بيان انتقادها بايد به اين نكته توجه شود كه طرح آن به گونه اي باشد كه مقصود دشمن را برآورده نكند.
يكي از دانشجويان درخصوص «تفاوت برخي ديدگاههاي كارشناسي با نظرات رهبري و اينكه آيا اين تفاوت ديدگاه به معناي مخالفت با ولايت و نظام است» پرسيده بود كه رهبر انقلاب اسلامي گفتند: هيچ نظر كارشنا سي كه مخالف با نظر رهبري باشد به معناي مخالفت با ولايت نيست.
ايشان تأكيد كردند: كار كارشناسي و دقيق علمي، به هر نتيجه اي كه برسد، براي صاحب آن نظر، معتبر است و نبايد مخالفت با نظام تعبير شود.
ايشان همچنين با اشاره به سخنان يكي از دانشجويان ارتباط تشكلهاي دانشجويي با مجموعه هاي دانشجويي دخيل در نهضت بيداري اسلامي را ضروري دانستند.
رهبر انقلاب همچنين درباره سخنان يكي از دانشجويان درباره كم تحركي شورايعالي فضاي مجازي افزودند: نبايد براي ديدن نتايج فعاليت اين شورا تعجيل كرد چرا كه اينگونه كارها، نيازمند چند سال زمان است.
حضرت آ� �ت الله خامنه اي در بخش دوم سخنانشان با طرح برخي از توقعات از مجموعه ها و محيطهاي دانشجويي تأكيد كردند: دانشگاه يك جريان سيال متراكم از نيروست كه اگر آزاد و هدايت شود كشور را به طور كامل هدايت خواهد كرد.
ايشان توان متراكم محيطهاي دانشجويي را متكي به دو عنصر نيروي فياض جواني و نيروي ناشي از علم و دانش جويي دانستند و افزودند: دانشگاه مي تواند با تكيه بر نشاط و اعتماد به نفس تشديد شده پس از انقلاب به همه توقعات پاسخ دهد.
رهبر انقلاب در تشريح اين توقعات، آرمانگرايي را به عنوان يك توقع اساسي مورد تأكيد قرار دادند و در سه بخش به تبيين آن پرداختن د:آرمانگرايي در سياست، در علم و در معنويت و اخلاق.
ايشان افزودند: آرمانگرايي در علم يعني به دنبال قله هاي علمي رفتن كه اين هدف، خوب درس خواندن را ضروري مي سازد.
حضرت آيت الله خامنه اي با تكيه بر اين منطق، خطاب به ميليونها نفر دانشجوي كشور خاطرنشان كردند: امروز درس خواندن،‌علم آموزي، پژوهش و جديت در كار اصلي دانشجويي، يك جهاد است.
ايشان در تبيين آرمانگرايي در معنويت و اخلاق نيز به لزوم پاك بودن محيطهاي دانشجويي و تقيد به دين و ارزشها اشاره كردند.
رهبر انقلاب در اين بخش با ريشه يابي و انتقاد شديد از نگاهي كه دانشگاهها را محيطها يي مخالف دين مي خوانَد، افزودند: اين نگاه ارتجاعي و كاملاً غلط، به آغاز شكل گيري دانشگاه در ايران در چندين دهه قبل از انقلاب و تلاشهاي برخي براي تربيت يك نسل روشنفكر غربگراي خودباخته برمي گردد.
حضرت آيت الله خامنه اي با رد اين نگاه،‌خاطرنشان كردند: دانشگاه محيط دين و اخلاق و پاكيزگي و معنويت است و توقع اين است كه دانشگاهها به گونه اي باشد كه هركس به آن وارد مي شود تقيدات ديني و اخلاقي اش بيشتر شود.
رهبر انقلاب اسلامي در تبيين بايدها و نبايدهاي آرمانگرايي، به سخنان خود در ديدار مسئولان نظام درباره لزوم آرمانگرايي سياسي توأم با واقع بيني اشاره كردند و در تذكري مهم افزودند: آرمانگرايي نبايد با پرخاشگري اشتباه شود بلكه مي توان بدون اين مسئله بشدت پايبند به ارزشها و اصول بود .
ايشان كنترل احساسات و پرهيز از تصميم گيري در اوج احساسات را ضروري دانستند و افزودند: حضور تشكلهاي دانشجويي در 2-3 سال اخير در مسائل مختلف اجتماعي – سياسي فعالانه و قابل تقدير بوده است اما در همين سالها مواردي وجود دارد كه براساس احساسات پاك و مقدس دانشجويان، تشكلها تصميماتي گرفته و اقداماتي انجام داده اند كه صحيح نبوده است چرا كه تصميم بايد بر مطالعه موشكافانه و دقيق متكي باشد نه بر احساسات.
رهبر انقلاب به عنوان مثال براي روشن شدن مرز آرمانگرايي و احساسات با اشاره به مخالفت بنياني نظام با مجموعه هاي استبدادي منطقه خاطرنشان كردند: با وجود مواضع كاملاً روشن نظام در اين زمينه، نبايد با كار ديپلماسي سنتي و متعارف مخالفت شود.
ايشان خاطرنشان كردند: ميان وظيفه آرمانگرايي مجموعه هاي دانشجويي و ملاحظه مصالح كشور، عمل به قانون و تدبير و درايت مديريتي منافاتي وجود ندارد يعني مي توان هم جوان و پر احساس و آرمانگرا بود و هم جوري عمل كرد كه با مسائل مديريتي و مصالح كشور اصطكاكي نداشته باشد.
حضرت آيت الله خامنه اي در جمع بندي اين بخش از سخنانشان خاطرنشان كردند: بايد به معنا و عمق آرمانگرايي توجه كرد و ضمن پرهيز از تندروي با ملاحظه واقعيات و مصالح، تصميم گرفت و اقدام كرد و هميشه به ياد داشت كه آرمانگرايي يعني پايبندي به اصول و ارزشها و آرمانها، تأثيرگذاري بر جهت مخالف و تأثير ناپذيري از آن.
رهبر انقلاب در ادامه سخنانشان در جمع نخبگان و فعالان دانشجويي حضور فيزيكي و فكري مجموعه هاي دانشجويي در مسائل مختلف كشور را لازم دانستند و افزودند: حضور فكري با فعاليت فرهنگي در رسانه هاي دانشجويي و ارائه مواضع و نظرات امكان پذير است ضمن اينكه اجتماعات دانشجويي متكي بر تصميمات صحيح ن� �ز حضور فيزيكي را ممكن مي سازد.
ايشان تصميمات احساساتي در اينگونه اجتماعات را داراي پيامدهاي منفي خواندند و براي پرهيز از بروز اينگونه تصميمات و اقدامات پيشنهاد كردند: لازم است مجموعه هاي دانشجويي يك كانون تصميم و اقدام تشكيل دهند و در مسائل گوناگون با مشورت و پختگي و نخبگي به يك تصميم و اقدام واحد برسند و همه دانشجويان نيز به اين تصميم پايبند باشند كه در اينصورت تصميمات و اقدامات ناشي از احساسات، به پاي مجموعه هاي دانشجويي نوشته نمي شود.
حضرت آيت الله خامنه اي سخنان خود را با يك تذكر اخلاقي مهم ادامه دادند: از «قول به غير علم»بپرهيزيد.
ايشان خطاب به همه دانشجويان كشور افزودند: از شما خواهش مي كنم همانطور كه به نماز و روزه اهتمام داريد به پرهيز از غيبت و تهمت و بيان مطالبي كه به آن علم نداريد جداً اهتمام كنيد.
مراقبت از لغزشگاه خطرناكي به نام پست و مقام، توصيه ديگر رهبر انقلاب به جوانان دانشجو بود.
ايشان گفتند: البته در دوره اي تشكلهاي ارزش گرايي دانشجويي منزوي بودند اما الان اينگونه نيست و ممكن است مسئله پست و مقام براي برخي مجموعه ها و عناصر مطرح باشد شما جوانان مراقب اين لغزشگاه باشيد چرا كه آدمهاي گردن كلفت را هم زمين مي زند.
توجه به هدف دشمن د ر جنگ نرم، محور ديگر سخنان امروز رهبري بود.
حضرت آيت الله خامنه اي به دانشجويان گفتند: از سر اعتقاد شما را افسران جنگ نرم مي دانم به همين علت تأكيد مي كنم كه به دقت هدف اصلي دشمن از جنگ نرم يعني ايجاد تغيير در محاسبات مردم و مسئولان را مد نظر داشته باشيد.
ايشان، دل، ذهن، تفكرات و اراده مردم را كانون تهاجم نرم دشمنان دانستند و خاطرنشان كردند: آنها به صراحت مي گويند بايد كاري كنيم كه ايرانيان محاسباتشان را عوض كنند يعني به اين نتيجه برسند كه ادامه ايستادگي در مقابل استكبار و زورگويان جهاني به نفع آنها نيست و افسران جنگ نرم بايد با درك اين ه دف گيري دشمن، به طور صحيح با آن مقابله كنند.
ايشان در ارائه مقابله صحيح با هدف اصلي دشمنان در جنگ نرم، افزايش سطح معرفت را مورد تأكيد فراوان قرار دادند.
رهبر انقلاب به دانشجويان توصيه كردند: سطح معرفت خود را مطالب سايتها،‌وبلاگها و اينجور مسائل قرار ندهيد بلكه سعي كنيد با اتكاي به قرآن، نوشته هاي استاد مطهري و نوشته هاي فضلاي بزرگ و فضلاي جوان حوزه ها، بطور روزافزون سطح معارف خود را ارتقا دهيد.
حضرت آيت الله خامنه اي،‌نگاه پراميد را اساسي ترين مسئله خواندند و افزايش مطالعات اسلامي، نگاه مستبصرانه به واقعيات كشور، انتقاد منصفان� � و نظارت مستمر و متعادل را جزو وظايف اساسي مجموعه هاي دانشجويي دانستند و تأكيد كردند: همه اين موارد بايد با مدارا و عقلانيت همراه و از افراط و تفريط بدور باشد.
رهبر انقلاب خاطرنشان كردند: واقعيات كشور، اميد را در دلها افزايش مي دهد هرچه مي توانيد اين شعاع درخشان اميد را در دل خودتان و در دل مردم زنده نگه داريد و گسترش دهيد.
در اين ديدار قبل از سخنان رهبر انقلاب، 11 نفر از فعالان دانشجويي آقايان و خانمها:
- علي حسن زاده - نماينده بسيج دانشجويي
- جواد مختاري علي آبادي – دانشجوي نخبه سال آخر دكتراي شيمي
- مهدي اميريان – نماينده دفتر تحكيم وحدت
- بشري هاتف قوچاني – دانشجوي نخبه سال آخر دكتراي فيزيوتراپي
- علي جمشيدي – نماينده اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل
- محمدياسر ترابي – نماينده گروههاي جهادي دانشجويي
- محمد پهلوان كاشي– نماينده اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان
- مهسا قرباني – نماينده انجمنهاي علمي دانشجويي
- مهدي خوجيگي – جنبش عدالتخواه دانشجويي
- سهيل كيارش – نماينده رسانه هاي دانشجويي
- ليلا عبدالله زاده – دانشجوي نخبه دكتري اقتصادي بين المللي دانشگاه آزاد
- و محمدحسين عبداللهي – به نمايندگي از كانونها و هيأتهاي دانشجويي
ديدگاههاي خود را درباره مسائل مختلف علمي – دانشگاهي – صنفي – فرهنگي – اجتماعي – سياسي و اقتصادي بيان كردند.
مهمترين نكاتي كه نمايندگان تشكلها و فعالان دانشجويي در سخنان خود مطرح كردند به اين شرح است:
- انتقاد از عملكرد كُند دستگاه ديپلماسي در برخي تحولات منطقه
- گلايه از ضعف اخلاق اسلامي در فضاي سياسي و رسانه اي كشور
-لزوم برائت و عذرخواهي رسمي حاميان فتنه 88 از ملت ايران
- انتقاد از تنگ نظري برخي مديران مياني در باب آزادي بيان
- ضرورت رعايت عملي و همه جانبه قانون در تصميمات و اقدامات مسئولان
- لزوم خدمت رساني بدون «حاشيه سازي و جدل سياسي» از جانب مسئولان
- گستاخي بيشتر جبهه استكبار در صورت هرگونه عقب نشيني با هر بهانه و توجيه
- ضرورت پرهيز عناصر و فعالان سياسي از سياسي بازي و فريب كاري براي ورود به عرصه انتخابات
- نگراني از نهادينه شدن انتخاباتِ تبليغات محور و نقش آفريني كانونهاي قدرت و ثروت در انتخابات
- ضرورت هوشياري مسئولان در قبال فرصت طلبان تفرقه انگيز
- استفاده كامل از ظرفيتهاي مردمي نظام و پرهيز از محدود كردن اين ظرفيت به انتخابات و راهپيماييها
- مراقبت از بازي در پازل دش� �ن و در عين حال آسيب شناسي و بيان هوشمندانه نقاط ضعف
- گلايه از برخي الگوسازي هاي غير ارزشي و ارائه تصوير غيرواقعي و نااميدانه از كشور، در رسانه ها
- الگوسازي درباره فرهنگ صحيح اقتصادي و اقتصاد مقاومتي در رسانه ملي و پرهيز از تبليغ و ترويج تجمل گرايي
- نبود توجيه منطقي و اقتصادي براي هزينه هاي ميلياردي برخي رشته هاي ورزشي و تأثير منفي اين مسئله بر نخبگان كشور
- بي نتيجه بودن تحريم ها و فشارهاي اقتصادي غرب
- نبود نقشه راه فرهنگي و عدم انسجام برخي فعاليتهاي دستگاههاي فرهنگي
-انتقاد از كمبود خلاقيت و ابتكار در ارائه پيشرفتهاي نظام به افكار عمومي
- انتقاد از تغييرات مكرر برخي قوانين بويژه قوانين مربوط به خدمت نظام وظيفه
- نبود نگاه مناسب و دقيق به جنگ نرم و الزامات آن، در برخي دستگاههاي فرهنگي و اجرايي
- لزوم تدوين نقشه جامع براي بهره برداري از فرصت هاي فضاي مجازي
- انتقاد از كم تحركي شورايعالي فضاي مجازي
- نبود نگاه جامع و برنامه ريزي هاي دقيق فرهنگي در دانشگاهها
- ضرورت برخورد عبرت آموز با سودجويان و اخلال گران در نظام اقتصادي
- لزوم اهتمام جدي دستگاهها و سه قوه به فرمان 8 ماده اي رهبر انقلاب براي مقابله با فساد مالي
< div>-ضرورت برخورد جدي با سودجويان اقتصادي و برنامه ريزي علمي و منسجم براي مقابله با برخي مشكلات اقتصادي
- برنامه ريزي براي تبديل تحريم به فرصت
- توجه همزمان به پيشرفت همراه با عدالت
- لزوم حضور فعال و غير انفعالي در فضاي مجازي و استفاده از برخي فرصت ها بجاي برخوردهاي محدود كننده و سلبي
- ضرورت ارائه تعريف صحيح از سرمايه ايراني و سرمايه داريِ مورد تأييد و تفاوت آن با سرمايه داري منفعت پرست
- بي ثباتي در سياستهاي بخش كشاورزي
- هشدار درباره ورود برخي سازمانها و نهادهاي غيردولتي به موضوع محروميت زدايي با الگوهاي غربي
-ارتقاي سيستم ثبت حقوق معنوي مالكيت
- لزوم تبيين دقيق موضوع «مردمي كردن اقتصاد» و مرز ميان واگذاريهاي اصل 44 و حركت نكردن به سمت سرمايه داري
- اقتصاد تهاجمي به عنوان مكمل اقتصاد مقاومتي
- و نياز مبرم كشور به فرهنگ كار و تلاش خستگي ناپذير

- اهميت هدفمند شدن پژوهش ها در دانشگاهها بر مبناي نيازهاي كشور
- منطقي كردن ظرفيت پذيرش دانشجو در رشته هاي تخصصي در مقاطع تحصيلات تكميلي
- ضرورت اعتماد سازي ميان دانشگاهها و بخش صنعت
- رعايت موازين قانوني و عدالت در انتخاب اعضاي هيأت علمي دانشگاهها
- خلاء نظريه پردازي در حوزه بيداري اسلامي در دانشگاهها
- گرفتار شدن موضوع تحول در علوم انساني در بروكراسي نظام آموزش عالي
- انتقاد از پديده هايي همچون تحصيلات دانشگاهي پولي و دانشگاههاي غير انتفاعي
- ضرورت ايجاد ساختارهاي لازم براي افزايش تعامل دانشجويي با دانشجويان كشورهاي ديگر
- نگاه عميق و ژرف و به دور از اقدامات ظاهري، به موضوع دانشگاه اسلامي
- نبود تحرك و تحول لازم در اسلامي كردن علوم انساني
- تقويت و گسترش رشته هاي كاربردي در دانشگاهها
- ارتباط بيشتر و نظام مند با نخبگان دانشجويي
-انتقاد از سياست خصوصي سازي امكانات رفاهي و خوابگاههاي دانشگاهها
- تحقق نيافتن كرسي هاي آزادانديشي به معناي واقعي كلمه، در دانشگاهها
- ضرورت سعه صدر در برخوردهاي قضايي با تشكل ها و فعاليتهاي دانشجويي
انتقاد از حضور نيافتن سران قوا و مسئولان در جلسات پرسش و پاسخ دانشجويي
- اهميت ارتقاي زيرساخت هاي مراكز علمي و پاركهاي علم و فناوري براي توليد علم بومي
- ضرورت ايجاد بستر لازم براي استفاده از روشهاي غيردارويي همچون طب سنتي
+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در چهارشنبه هجدهم مرداد 1391 و ساعت 14:22 |

پذیرش مسئولیت ازمنظر اسلام تنهاابزاری است برای حـــراست ازحــقوق اساسی ومــــــدنی آحاد جامعه. این مسئولیت وپذیرش آن وقتی مشروعیت پیدا می کند که به خواست واراده مـــردم باشد ودوام این شرط منوط به احقاق حــــق ورفع ظلم ازمظلوم است.

در هیچ یـــک ازمتون دینی به مسلمانان دستور داده نشده بــــرای رسیدن به مقام ومنصب احساس تکلیف کنند.میـزان و ومعیاربردوش کشیدن قدرت وقبول مسئولیت اقبال ورضایت مندی مردم است.

از منظر امام علی(ع) حکومت حـق مردم و از آن مردم است واگر کسی خویش را بر مردم تحمیل کند درواقع حق مردم را پایمال کرده است. (کامل ابن اثیر،ج۳،ص۱۹، نقل ازمسائل جدید کلامی، ص۲۲۹)

از منظر امام علی(ع) پذیرش قــدرت ومسولیت درصورت درخواست مـردم است که " اگر مردم به سوی من هجوم نمی آوردند و نسبت به پذیرش حــکومت به من اصرار نمی کردند هـرگـز آن را نمی پذیرفتم". (نهج البلاغه، خطبه3)

از منظر امام علی(ع) وظیفه حاکم حراست ازکـرامت افراد است. چراکه به مسلمانی که دررکاب او پیاده حــرکت می کرد فریاد برمی آورد: "بازگرد که پیاده حرکت کردن شخصی مانند تو دررکاب مثل من مایه فتنه و غرور برای والی و ذلت و خواری برای مومن است". (نهج البلاغه،حکمت322)

از منظر امام علی(ع) خط قـرمـزحکا م "دروغ وفـریب وحیله" است.چراکه هیچگاه حاضرنشد برای استحکام حکومت خویش باافراد ناصالح مدارا کند وآنهارادرمقام خودابقاکند. (سیری درسیره نبوی،132- 131)

از منظر امام علی(ع) نه تنها نقادی حاکمان ناپسند وناروا وممنوع نیست بلکه تـــکلیف همگان است که اورا نقادی کنند. (نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶)

از منظر امام علی(ع) مهم ترین و اصــــلی ترین دغــدغه حــاکم باید حفظ حــقوق مردم باشد حتی قاتـل او. به فـــرزندانش می فرماید:

"... اگر من ازاین ضربت بدرود حیات گفتم تنها به او یـک ضربت بزنید، تا ضربتی در برابر ضربتی باشد. جنازه این مرد را مثله نکنید و اعضای بـــدن او را جدا نکنید، که من از رسول خدا شنیدم که حتی سگ گزنده را مثله نکنید "(نهج البلاغه، نامه 47)

از منظر امام علی(ع) مهمترین وظیفه حاکم حفظ شان وکرامت انسان است. (نهج البلاغه،حکمت ۳۷)

از منظر امام علی(ع) مهم تریت وظیفه حکام رعایت اخلاق وعـــدالت وحقوق انسانهاست حتی درمقابل حقوق افراد نیز اصل حکومت وحفظ وحراست آن ارزشی نداردمگراینکه حق پایمال شده ای را برگرداند.

از منظر امام علی(ع) صاحب منصبان در هر درجه ای از حـــــکومت قرار داشته باشند، اگر حقی از ملت را پایمال ویابه بیت امال مردم دست اندازی کنند باید باقاطعیت باآنها برخورد کرد.(نهج البلاغه،نامه های ۵ و ۴۰ و ۴۱ )

از منظر امام علی(ع) هیچ فـــردی مصونیت ندارد حتی بــرادر حــاکم، حتی اگر نابینا ودر شدت فقر بـــــاشد. واگرقرابت نسبی موجب طمع بیشتروسهمی بالاتر ازسایرمردم از بیت المال شود،باید منتظر آهـــــــن سوزان علی باشد (نهج البلاغه، خطبه ۲۲۴).

از منظر امام علی(ع) حاکم باید درحراست ازامانت مردم آن چنان قاطع باشد که در نامه ای خطاب به یـــــکی ازکارگزاران که به بیت المال دست اندازی کرده بود،می فرماید: "به خداسوگند اگرحسن و حسین این کار را کرده بودند هیچ پشتیبانی وهواخواهـی از ناحیه من دریافت نمی کردند و در اراده من اثر نمی گذاردند تا آنگاه که حـق را از آنان بستانم و ستم های ناروایی که انجام داده اند دور سازم". (نهج البلاغه، نامه41)

از منظر امام علی(ع) کوچک ترین ظلـــم درحکومتش مـوجب نفرت او اززمامداری می شد، مگراینکه بتواند حـقی را احقاق کند.چراکه برای علــی یک چیز مهم است و یــــــک چیز خط قــرمز است وآن اینکه وقتـی خدا رامــلاقات می کند کم ترین ظلمی رامرتکب نشده باشد وکمترین حقی راپایمال نکرده باشد. (نهج البلاغه، خطبه22)

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در دوشنبه شانزدهم مرداد 1391 و ساعت 12:13 |

این شبکه از انتشار نتایج پژوهش یک دانشمند ایرانی در خصوص اصالت نژادی ایرانیان خبر داد و برای خبر خود از تیتر دروغین 'اکثر ایرانیان نژاد آریایی ندارند' استفاده کرد.

به گزارش جهان به نقل از جام نيوز وب سایت شبکه دولتی "بی بی سی فارسی" (BBCPERSIAN) چندی پیش از انتشار نتایج پژوهش یک دانشمند ایرانی در خصوص اصالت نژادی ایرانیان خبر داده و برای خبر خود از تیتر دروغین "اکثر ایرانیان نژاد آریایی ندارند" [!] استفاده کرده بود.

این شیطنت رسانه ای با اعتراض شدید دکتر "مازیار اشرفیان بناب" محقق دانشگاه پورتسموث انگلستان و متصدی پژوهش یادشده همراه شد. ایشان در مورد سوءاستفاده بی‌بی‌سی فارسی از نتایج تحقیقات خود توضیح می دهند: «اینجانب در مصاحبه با بی بی سی فارسی به هیچ عنوان چنین ادعایی را عنوان نکرده ام و تیتر انتخاب شده برای این گزارش، کاملا با آنچه اینجانب مطرح کرده و باور دارم متفاوت است.»

دکتر اشرفیان می افزاید: «تحقیقات اخیر ژنتیکی اینجانب نشان می دهند که عموم اقوام و گروه های جمعیتی ایرانی که در ایران امروزی -و حتی فراتر از مرزهای سیاسی فعلی ایران- ساکن هستند، علیرغم اینکه دارای تفاوت های جزئی فرهنگی هستند و حتی گاه به زبان های مختلف هم تکلم می کنند، دارای ریشه ژنتیکی مشترکی هستند و این ریشه مشترک به جمعیتی اولیه که در حدود ده تا یازده هزار سال پیش در قسمت های جنوب غربی فلات ایران ساکن بوده، برمی گردد.

این مطالعات ژنتیک نشان می دهند که شباهت های ژنتیکی ما ایرانیان با اروپائیان نه به دلیل مهاجرت اقوامی از اروپا به ایران -در حدود چهار هزار سال قبل- بلکه به دلیل مهاجرت کشاورزان ایرانی به سمت اروپا -در حدود ده هزار سال قبل- می باشد. اندکی تفحص در منابع و مدارک تاریخی موجود نشان می دهد که کلمات "آریا و آریایی" به کرات توسط شخصیت های تاریخی و مورخان داخلی و خارجی مورد استفاده قرار گرفته و دارای معانی مختلفی بوده اند؛ مثلا به عنوان نامی برای یک جمعیت باستانی در ایران، نامی برای زبان ایران باستان و حتی نامی برای سرزمینی که محل اقامت ایرانیان باستان بوده است به کار رفته است.

اسناد و شواهد تاریخی و باستان شناسی نشان می دهد که آریاییان اقوامی مهاجر نبوده اند، بلکه از حدود ده هزار سال قبل در این سرزمین ساکن بوده و مبدأ و منشأ بزرگترین ابداعات و نو آوری های انسان مدرن بوده اند. از جمله ابداع کشاورزی، پیدایش نخستین روستاها و شهرهای کشف شده در جهان، اهلی کردن حیواناتی چون احشام برای اولین بار، ابداع خط و نگارش و بنیان گذاری بزرگترین و اولین تمدن های پیشرفته بشری در بسیاری از نقاط ایران مانند جیرفت، سیلک، شهر سوخته...»

ایشان همچنین معتقدند: «باور بنده این است که برخی انسان شناسان و زبان شناسان اروپایی برای فرضیه نژادپرستانه خود که قصد توضیح و توجیه ریشه مشترک و نحوه گسترش زبان های "هندو-اروپایی" و حتی برتری نژادی برخی اروپاییان را داشته است و برای اصالت بخشیدن به این فرضیه خود، نیاز به یک نام اصیل و باستانی داشته اند و نام "آریایی" را که ریشه در زبان های سانسکریت و ایران باستان دارد، به امانت گرفته و به نوعی مورد سوءاستفاده قرار داده اند.

همزمانی این سوءاستفاده علمی دانشمندان اروپایی در قرون نوزدهم و بیستم میلادی با سیاست های ملی گرایانه وقت و تبلیغات وسیع و آموزش اینکه ایرانیان ریشه در جمعیت های (آریایی) اروپائی دارند، در طول چندین دهه این باور غلط را در ذهن ما ایرانیان ایجاد کرده است که در حدود چهار هزار سال قبل قبایلی که به زبانهای هندو-اروپایی صحبت می کرده اند -و دانشمندان اروپایی آن ها را آریایی نام نهاده اند- از شمال وارد فلات ایران شده و جایگزین اقوام بومی ایران شده اند و ما ایرانیان امروزی از اعقاب این آریاییان مهاجر هستیم!»

دکتر مازیار اشرفیان بناب در پایان متن اعتراضنامه خود به بی بی سی آورده اند: «در پایان و به طور خلاصه، اعتقاد بنده این است که عموم ما ایرانیان از اعقاب آریایی هایی هستیم که از بیش از ده هزار سال قبل در این سرزمین می زیسته اند و بزرگترین تمدن های انسانی را پایه گذاری کرده اند و تئوری مهاجرت اقوامی از اروپای شرقی به ایران -که به غلط و حتی توسط عده ای از دانشمندان اروپایی نام آریایی بر آن ها نهاده شده- و جایگزینی اقوام بومی توسط آنان، یک فرضیه غلط و نژادپرستانه وارداتی است.»

گفتنی است بنگاه سخن پراکنی انگلیس [بی بی سی] پیش تر نیز به دفعات با دامن زدن به مباحث جنجال برانگیزی همچون اختلافات مذهبی، تمایزات فرهنگی و تفاوت های قومیتی و نژادی، علاقمندی خود برای طرح اطلاعات کاذب و ترویج باورهای تحریف شده درباره ایران را بروز داده بود. حال باید دید که انگیزه اصلی این شبکه استعماری از شیطنت مورد اشاره چیست؟ چه اینکه قدر مسلم، دست اندرکاران رسانه دولتی انگلیس تعلق خاطری به افزایش آگاهی های تاریخی ملت دیرپای ایران نداشته و ندارند

منبع: خبرگزاري جهان

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در یکشنبه پانزدهم مرداد 1391 و ساعت 14:58 |
نمودار سلسله ها و پادشاهان ایران از ماد تا جمهوری رضا خانی را در ادامه مطلب ببینید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در شنبه چهاردهم مرداد 1391 و ساعت 15:40 |

میلاد کریم اهل بیت مبارک ـ درس شیرین تاریخ

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در جمعه سیزدهم مرداد 1391 و ساعت 16:3 |

منبع فيض بى نهايت ، درياى بى ساحل كرامت ، فراهم آورنده ى فضاى هدايت ، نازل كننده ى سفره ى دانش و حكمت ، حضرت ربّ العزّة در قرآن مجيد مى فرمايد :

( قُل مَا يَعبَؤُا بِكُم رَبِّى لَولا دُعَاؤُكُم . . . )(فرقان :77) .

« « اى پيامبر رحمت ! به مردم » بگو : اگر دعاى شما نباشد ، پروردگارم هيچ اعتنا و نظرى به شما نكند » .

دعا ، وسيله ى جلب اعتناى خدا و زمينه ى جذب رحمت الهى به سوى دعا كننده است . اعتنا و نظرى كه سفره ى شقاوت را از خيمه ى حيات انسان برمى چيند و مائده ى سعادت و خوشبختى را براى دعا كننده مى گستراند .

محبوب محبّان ، معشوق عاشقان ، انيس ذاكران ، جليس شاكران ، ياور بندگان ، تكيه گاه صاحب دلان ، در قرآن مجيد مى فرمايد :

( وَإِذا سَأَلَكَ عِبَادى عَنِّى فَإِنّى قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعَانِ . . . )(بقره : 186) .

« هنگامى كه بندگانم در رابطه ى با من از تو سئوال كنند ، « پاسخش اين است » كه من يقيناً نزديكم ، دعاى دعا كننده را چون مرا بخواند مستجاب مى كنم » .

آرى ، جز خدا هيچ كس به بندگان نزديك نيست . او نزديكى است كه انسان را به وجود آورده ، و او را در رحم مادر پرورش داده و از رحم مادر به دنيا انتقال داده و در دنيا سفره ى مادى و معنويش را براى اين مهمان باكرامت گسترده و انبيا را براى هدايت او به سعادت دنيا و آخرت برانگيخته و نعمت بى نظيرى چون قرآن و امامان معصوم (عليهم السلام) را براى او قرار داده و درد تشنگى اش را با آب زلال و صاف درمان مى كند و رنج گرسنگى اش را با غذاى مناسب و گوارا برطرف مى سازد . بيمارى هايش را به درمان مى رساند . تنهاييش را با زن و فرزند و دوستان و ياران جبران مى كند . برهنگى اش را با انواع لباس ها مى پوشاند . محبّتش را در دلها مى نهد . مشكلاتش را هر چند شديد و سخت باشد مى گشايد . سلامتش را تداوم مى بخشد . به ارزش و اعتبار و آبرويش مى افزايد و اين همه را جز خدا چه كسى مى تواند براى او فراهم آورد و چه كسى چون خدا به تمام احوالات و نيازمنديها و حاجات او آگاهى دارد ؟ آرى ، او از همه به انسان نزديك تر است . تا جايى كه در قرآن مجيد فرموده :

( وَلَقَد خَلَقنَا الإِنسانَ وَنَعلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفسُهُ وَنَحنُ أَقْرَبُ إِلَيهِ مِن حَبلِ الْوَريدِ )(ق : 16) .

« هر آينه انسان را به وجود آورديم و آنچه را نَفْس او به آن وسوسه مى كند مى دانيم و ما از رگ گردن به او نزديك تريم » .

انبيا ، كه از نظر عقل و درايت و بصيرت و كرامت از تمام انسانها برترند و جان و قلب آنان از همه جانها و قلب ها نورانى تر است و آگاهى آنان به حقايق غيب وشهود كامل ترين آگاهى است و واقعيات را آنچنان كه هست مى دانند ، جان و دلى وابسته به دعا داشتند و با همه ى وجود به اين رشته استوار و محكم متصل بودند و شب و روزى نبود كه بخشى از عمر خود را صرف دعا نكنند و از راه دعا به محضر محبوب حاضر نشوند .

آنان دعا را مايه ى رشد جان ، تصفيه ى دل ، زدودن غبار ماديت از باطن ، شستشوى خيمه ى حيات از كدورت هجران و عامل حلّ مشكلات مى دانستند و يقين داشتند هيچ خواهنده از درگاه ربوبى بدون رسيدن به مقصد و منهاى روا شدن حاجت بر نمى گردد . به همين خاطر به استجابت دعا ، مؤمن بودند و در اين زمينه هيچ شك و ترديدى به خود راه نمى دادند و در تمام دعاها قبولى دعا را خاضعانه از حضرت حق درخواست مى كردند و اطمينان صد در صد داشتند كه دعاى نيازمند در پيشگاه حضرت بى نياز به اجابت مى رسد .

قرآن مجيد اين حقيقت را روشن تر از روز از زبان پاك و دل تابناك حضرت ابراهيم (عليه السلام) حكايت مى كند :

( اَلْحَمدُ للهِِ الَّذِى وَهَبَ لِى عَلَى الْكِبَرِ إِسمَاعِيلَ وَإِسحَاقَ إِنَّ رَبِّى لَسَمِيعُ الدُّعَآءِ )(ابراهیم : 39) .

« همه ى سپاس و ستايش ويژه ى خداست كه مرا در سنّ پيرى و سالخوردگى دو فرزند برومند چون اسماعيل و اسحاق بخشيد ، يقيناً پروردگارم اجابت كننده دعاست » .

دعا ، نيرو و قدرتى است كه حضرت زكريّا در سنّ سال خوردگى از پروردگار مهربان درخواست فرزند كرد و خداى عزيز درخواستش را اجابت فرمود و به او و همسرش كه در سنّ نازايى قرار داشت يحيى را عطا كرد(مریم : 5-9)) .

مسيح (عليه السلام)به دنبال تقاضاى يارانش ، به وسيله دعا از حضرت حق درخواست نزول مائده ى آسمانى كرد و خداى عزيز دعايش را مستجاب فرمود و براى او و يارانش سفره اى از غذاهاى مطبوع از آسمان نازل فرمود(مائده : 112-115) .

وجود مبارك حضرت حق ، بندگان را در تمام حالات ، به دعا كردن فرمان داده و از آنان خواسته در خوشى ها و ناخوشى ها به پيشگاه عزّتش روى ذلت سايند و به درگاه رحمتش دست به دعا بردارند و با دلى فروتن و اشكى مايه گرفته از قلب شكسته ، نيازهايشان را از او بخواهند و به وعده ى قطعى و حتمى و يقينى او در رابطه با استجابت دعا اميدوار باشند و قاطعانه اعلام كرده است : آن را كه از دعا تكبّر ورزد ، خوار و ذليل و سرافكنده و عليل و پست و فرومايه به دوزخ درآورد و اين همه را در ظاهر و باطن يك آيه در سوره ى مؤمن بيان فرموده :

( وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِى أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَن عِبَادَتِى سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّم دَاخِرِينَ )(غافر:60) .

« و پروردگارتان فرمود : مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم . در حقيقت كسانى كه از پرستش من كبر مىورزند به زودى خوار و در دوزخ درآيند » .

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در چهارشنبه یازدهم مرداد 1391 و ساعت 13:41 |

در آیه ۷۱ سوره مریم آمده: وَإِن مِّنکُمْ إِلَّا وَارِدُهَا کَانَ عَلَى رَبِّکَ حَتْمًا مَّقْضِیًّا

دوازده ترجمه از این آیه عبارت است:

آیتی: و هیچ یک از شما نیست که وارد جهنم نشود، و این حکمی است حتمی، از جانب پروردگارتو.

الهی قمشه ‏ای: و هیچ یک از شما(نوع بشر) باقی نماند جز آنکه به دوزخ وارد شود، این حکم حتمی پروردگار توست.

انصاریان: و هیچ کس از شما نیست مگر آنکه وارد دوزخ می‎شود[ورود همگان به دوزخ] برپروردگارت مسلم و حتمی است.

بانوی اصفهانی: و هیچ کس از شما نیست مگر آنکه به آن در آید-یا بر آن بگذرد- این [حکم و وعده‏ای است که] بر پروردگار تو بایسته و گزاردنی-انجام دادنی- است.

بروجردی: هیچیک از شما ممکن نیست که وارد دوزخ نشود و این حکم مسلم و حتمی پروردگار تو است.

حداد عادل: و هیچ یک از شما نیست که پای درون دوزخ ننهد و این اراده بی چون و چرای خداوند است.

رهنما: و (هیچکس) از شما نیست مگر آنکه وارد آن شود و این (وعده) برپرورگار تو حتم(و) واجب شده است.

فولادوند: و هیچ کس از شما نیست مگر[اینکه] در آن وارد می‏گردد، این [امر] همواره برپروردگارت حکمی قطعی است.

قرائتی: و هیچ کس از شما نیست مگر آنکه وارد دوزخ می‏شود، (و این ورود شما) از جانب پروردگارت حکمی قطعی است.

مجتبوی: و هیچ کس از شما نیست مگر آنکه به آن درآید- یا بر آن بگذرد- این [ حکم و وعده‏ای استکه] پروردگار تو بایسته و گزاردنی- انجام دادنی- است.

آیت الله مکارم شیرازی: و همه شما(بدون استثنا) وارد جهنم می‏شوید این امری است حتمی و قطعی بر پروردگارت.

موسوی همدانی در ترجمه المیزان چنین ترجمه کرده: هیچ کس از شما نیست مگر وارد جهنم می‏شود که بر پروردگارت حتمی و مفقرر است.

بر طبق این آیه شریفه همه از پل صراط ، پلی که از جهنم می‎گذرد رد خواهیم شد. منتها سرعت رد شدن از این پل تنها بر مبنای امتیاز تقوای افراد یعنی انجام بایدها و پرهیز از نبایدها است. دردرجات عالی تقوا با سرعت نور از آن رد می‏شویم و آتش جهنم هیچ آسیبی به فرد نمی‏رساند که این حالت فقط مختص معصومین و اولیای الهی است.

به اندازه تقوایت بالاخره از پل رد خواهی شد ولی اگر تقوای انسان از حداقل نیز برخوردار نباشد که طی چند هزار سال از پل صراط بگذرد به داخل آتش پرتاپ می‎شود. شدت پرتاپ و عمقی که به آن می‏افتد فقط بر مبنای امتیاز منفی سرکشی و نافرمانی است. نافرمانی هم یعنی عدم انجام بایدها و عدم پرهیز از نبایدها. تنها راه نجات انسان پایین بردن نمره نافرمانی و بالا بردن نمره قبولی اوست.

منبع:fardanews.ir به نقل از خبرگزاری مهر

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در دوشنبه نهم مرداد 1391 و ساعت 14:57 |

تصمیم گرفتم آنقدرکمیاب شوم تا دلی برایم تنگ نشود..


ولی افسوس فراموش شدم !

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در یکشنبه هشتم مرداد 1391 و ساعت 14:27 |
صحبت از گرمای هوا بود که به ماه رمضان رسید ...
 امسال روزه می گیری؟
اگر خدا بخواهد ...
 من هم می گیرم،
ولی کدام پزشک این همه سختی را برای بدن تایید می کند؟
همان که وقتی همه پزشکان جوابت کردند ، برایت معجزه می کند.
+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در جمعه ششم مرداد 1391 و ساعت 11:42 |

بسيارى از علماى اخلاق در آغاز بحثهاى اخلاقى سخن از «نيت‏» و «اخلاص‏نيت‏» به ميان آورده‏اند و اين دوا را از يكديگر جدا ساخته‏اند; نيت را چيزى و اخلاص‏نيت را چيزى ديگر شمرده‏اند; ولى هنگام بحث از اين دو، تفاوت روشنى بيان نكرده‏اند و مباحث‏خلوص نيت را در بحث نيت آورده‏اند، به گونه‏اى كه تميز ميان مفهوم اين دو مشكل است.

براى تفكيك اين دو، مى‏توان چنين گفت: منظور از «نيت‏» همان عزم راسخ و اراده محكم‏براى انجام‏كار است، قطع‏نظر ازاين كه‏انگيزه الهى درآن باشد ياانگيزه‏هاى مادى.

بديهى است كار هنگامى به ثمر مى‏رسد كه انسان با اراده قوى و خلل ناپذير و عزمى راسخ وارد آن شود; تحصيل دانش، تجارت، زارعت، كارهاى توليدى، كارهاى اجتماعى و سياسى و خلاصه هر عمل مثبتى هنگامى به نتيجه مى‏رسد كه با ترديد و دو دلى آغاز نشود; و اين در صورتى ممكن است كه انسان قبلا روى برنامه‏اى كه مى‏خواهد انجام دهد مطالعه كافى داشته باشد; از منافع كار و نتائج و شرايط و موانع احتمالى آن كاملا مطلع باشد، و با اراده قوى وارد عمل شود،و با گامهاى استوار و محكم به سوى مقصد حركت كند.

در طريق تهذيب اخلاق و سير سلوك الى الله نيز اراده و نيت قاطع لازم است. افراد سست اراده هرگز به جايى نمى‏رسند، و با برخورد به اندك مانعى از راه مى‏مانند; اصولا اراده ضعيف نيروى انسان را نيز تضعيف مى‏كند و بعكس اراده قوى تمام نيروها و استعدادهاى درون را بسيج مى‏نمايد و انسان را به سوى مقصد به حركت در مى‏آورد.

اين همان چيزى است كه در قرآن مجيد از آن تعبير به «عزم‏» شده است و پيامبران بزرگ الهى به خاطر اراده نيرومندشان «اولواالعزم‏» ناميده شده‏اند. (1)

قرآن خطاب به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مى‏گويد: «فاذا عزمت فتوكل على الله; (نخست‏با يارانت مشورت كن) و هنگامى كه تصميم گرفتى (محكم بايست و) توكل بر خدا كن!» (سوره‏آل‏عمران، آيه‏159)

در مورد حضرت آدم عليه السلام مى‏فرمايد: «و لقد عهدنا الى آدم من قبل فنسى ولم نجد له عزما; ما از آدم پيمان گرفته بوديم (كه نزديك درخت ممنوع نشود و فريب شيطان را نخورد) ولى او فراموش كرد،و عزم و اراده محكمى (براى وفاى به عهد) در او نيافتيم.» (سوره‏طه، آيه‏115)

در روايات اسلامى نيز اشارات قابل ملاحظه‏اى به اين معنى شده است:

از جمله، در يكى از دعاهاى ماه رجب از امام كاظم عليه السلام مى‏خوانيم: «و قد علمت ان افضل زاد الراحل اليك عزم ارادة يختارك بها و قد ناجاك بعزم الارادة قلبى; من بخوبى مى‏دانم كه برترين زاد و توشه رهروان راه تو، اراده محكمى است كه تو را به وسيله آن برگزيند، و دل من با اراده محكم به مناجات تو پرداخته است.» (2)

و در حديثى از امام صادق عليه السلام مى‏خوانيم: «انما قدر الله عون العباد على قدر نياتهم فمن صحت نيته تم عون الله له، و من قصرت نيته قصر عنه العون بقدر الذى قصره; خداوند به قدر نيتهاى بندگان به آنها كمك مى‏كند، كسى كه نيت صحيح و اراده محكمى داشته باشد، يارى خداوند براى او كامل خواهد بود، و كسى كه نيتش ناقص باشد به همان اندازه يارى الهى در حق او كم خواهد شد.» (3)

در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام مى‏خوانيم: «ما ضعف بدن عما قويت عليه النية; هنگامى كه نيت محكم و قوى باشد، بدن (از پذيرش كارهاى سخت و سنگين در راه وصول به مقصود) ضعيف و ناتوان نخواهد شد.» (4)

اين حديث‏بخوبى نشان مى‏دهد كه تصميم و عزم راسخ در كارها چگونه قدرت و توان جسمى را بالا مى‏برد و به انسان نيرو و توان مى‏بخشد.

يكى از ديگر از معانى «نيت‏» تفاوت انگيزه‏ها در انجام اعمالى است كه ظاهرا يكسان است; مثلا، انسانى كه به جهاد مى‏رود، ممكن است انگيزه او كسب غنائم يا برترى جويى باشد، همان‏گونه كه ممكن است نيت او يارى آئين حق و دفع ظلم ظالم و خاموش كردن آتش فتنه باشد.

در هر دو صورت در ظاهر حركت واحدى انجام مى‏گيرد، حركت‏به سوى ميدان جنگ و نبرد با دشمن، ولى اين دو نيت از زمين تا آسمان با يكديگر فرق دارد.

روى همين جهت، دستور داده شده است كه در ابتداى راه، انسان بايد نيت‏خود را روشن سازد و اصلاح كند.

سالكان راه خدا نيز بايد دقيقا به نيت‏خود توجه داشته باشند; آيا هدف اصلاح خويشتن و تكامل جنبه‏هاى اخلاق و رسيدن به مقام قرب الى الله است‏يا هدف رسيدن به كرامات و خارق عادات و برترى جويى بر مردم از اين طريق مى‏باشد.

حديث معروف انما الاعمال بالنيات اشاره به همين معنى است، چرا كه دقت در ذيل حديث، مفهوم و معنى آن را روشن مى‏سازد; در بحارالانوار از پيامبراكرم صلى الله عليه و آله چنين نقل شده است كه فرمود: «انما الاعمال بالنيات و انما لكل امرء مانوى فمن كانت هجرته الى الله و رسوله فهجرته الى الله و رسوله و من كان هجرته الى دنيا يصيبها او امراة يتزوجها فهجرته الى ما هاجر اليه; ارزش اعمال بستگى به نيتها دارد و بهره هركس از عملش مطابق نيت اوست، كسى كه به خاطر خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله هجرت كند، هجرت به سوى خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله كرده است. و كسى كه به خاطر رسيد به مال دنيا يا به دست آوردن همسرى، هجرت كند بهره‏اش همان چيزى است كه به سوى آن هجرت كرده است.» (5)

حديث‏«على قدر النية تكون من‏الله عطية; عطاياى الهى به اندازه نيت انسان است.» (6)

كه از على عليه السلام نقل شده مى‏توان اشاره‏اى به اين معنى يا معنى سابق باشد.

از مجموع آنچه در اين بحث آمد بخوبى مى‏توان نتيجه گرفت كه براى پيروزى در هركار و رسيدن به مقصود - مخصوصا در كارهاى مهم - تصميم و عزم راسخ و استحكام نيت و قوت اراده لازم است، و تا اين معنى حاصل نشود،سعى و تلاش انسان بى‏حاصل يا كم حاصل است.

آنها كه‏مى‏خواهند در طريق‏اصلاح نفس‏وتهذيب اخلاق گام بردارند نيز از اين قاعده مستثنا نيستند.بايد با اراده‏آهنين كار را شروع‏كنند;و با توكل بر خداوند بزرگ پيش بروند.

در اينجا اين سؤال پيش مى‏آيد كه قوت و قدرت اراده كه در بالا به آن اشاره شد چگونه به دست مى‏آيد؟

پاسخ اين سؤال روشن است، راه اصلى آن انديشه و تفكر در نتائج كار و عظمت هدف و بزرگى مقصد است; هرگاه انسان تحليل روشنى در اين زمينه داشته باشد و مقصود را بخوبى بشناسد و از اهميت آن آگاه و با خبر باشد، با اراده‏اى قوى و عزمى استوار در اين راه گام مى‏نهد.

هرگاه انسان درست فكر كند كه ارزش وجود او جز به فضائل اخلاقى نيست و هدف آفرينش انسان چيزى جز تكامل اخلاق و قرب الى الله نمى‏باشد، و هر لحظه از اين هدف مهم غافل شود، عقب گرد و سقوط او آغاز خواهد شد، هر اندازه اين حقيقت را بهتر بشكافد و باور كند گامهاى او، در اين راه استوارتر خواهد بود.

در يك جمله بايد گفت: اراده‏هاى قوى، از معرفت كامل و توجه به اهميت هدف سرچشمه مى‏گيرد.

پي نوشت‌ها:

1- در مقاييس اللغه آمده است كه «عزم‏»در اصل به معنى قطع و بريدن چيزى است (از آنجا كه به هنگام تصميم گيرى قاطع گويى انسان چيزى را مى‏برد و جدا مى‏كند به آن عزم گفته شده است).

2- محدث قمى در مفاتيح در اعمال ماه رجب اين دعا را از اقبال ابن طاووس نقل كرده است.

3- بحارالانوار، جلد67، صفحه 211.

4- بحارالانوار، جلد67، صفحه 205، حديث 14

5- بحارالانوار، جلد67، صفحه 211 - در پاورقى‏هاى بحارالانوار آمده كه اين حديث، مورد اتفاق همه علماى اسلام است. سپس به كلام بخارى در صحيحش در كتاب الايمان، صفحه‏23 اشاره مى‏كند.

6- غرر الحكم، حديث 1594.

 منبع :كتاب: اخلاق در قرآن، ج 1، ص 266

نويسنده: آيت الله مكارم شيرازي

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در چهارشنبه چهارم مرداد 1391 و ساعت 15:8 |

آمــــــــــار بـــــــــــه روز جهان

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در یکشنبه یکم مرداد 1391 و ساعت 19:27 |

« بسم الله الرحمن الرحیم »

إنَّ رَسولَ اللّه ِ صلى الله علیه و آله خَطَبَنا ذاتَ یَومٍ فَقالَ : «أیُّهَا النّاسُ ، إنَّهُ قَد أقبَلَ إلَیکُم شَهرُ اللّه ِ بِالبَرَکَةِ وَالرَّحمَةِ وَالمَغفِرَةِ ،

شَهرٌ هُوَ عِندَ اللّه ِ أفضَلُ الشُّهورِ ، وَأیّامُهُ أفضَلُ الأَیّامِ ، ولَیالیهِ أفضَلُ اللَّیالی ، وساعاتُهُ أفضَلُ السّاعاتِ . هُوَ شَهرٌ دُعیتُم فیهِ إلى ضِیافَةِ اللّه ِ ،

وجُعِلتُم فیهِ مِن أهلِ کَرامَةِ اللّه ِ ، أنفاسُکُم فیهِ تَسبیحٌ ، ونَومُکُم فیهِ عِبادَةٌ ، وعَمَلُکُم فیهِ مَقبولٌ ، ودُعاؤُکُم فیهِ مُستَجابٌ .


فَاسأَلُوا اللّه َ رَبَّکُم بِنِیّاتٍ صادِقَةٍ وقُلوبٍ طاهِرَةٍ أن یُوَفِّقَکُم لِصِیامِهِ وتِلاوَةِ کِتابِهِ ؛ فَإِنَّ الشَّقِیَّ مَن حُرِمَ غُفرانَ اللّه ِ فی هذَا الشَّهرِ العَظیمِ .

وَاذکُروا بِجوعِکُم وعَطَشِکُم فیهِ جوعَ یَومِ القِیامَةِ وعَطَشَهُ ، وتَصَدَّقوا عَلى فُقَرائِکُم ومَساکینِکُم ، ووَقِّروا کِبارَکُم ، وَارحَموا صِغارَکُم ، وصِلوا أرحامَکُم ،

وَاحفَظوا ألسِنَتَکُم ، وغُضّوا عَمّا لا یَحِلُّ النَّظَرُ إلَیهِ أبصارَکُم ، وعَمّا لا یَحِلُّ الاِستِماعُ إلَیهِ أسماعَکُم ، وتَحَنَّنوا عَلى أیتامِ النّاسِ یُتَحَنَّن عَلى أیتامِکُم ،

وتوبوا إلَى اللّه ِ مِن ذُنوبِکُم ، وَارفَعوا إلَیهِ أیدِیَکُم بِالدُّعاءِ فی أوقاتِ صَلَواتِکُم ؛ فَإِنَّها أفضَلُ السّاعاتِ ، یَنظُرُ اللّه ُ عز و جل فیها بِالرَّحمَةِ إلى عِبادِهِ ،

یُجیبُهُم إذا ناجَوهُ ، ویُلَبّیهِم إذا نادَوهُ ویَستَجیبُ لَهُم إذا دَعَوهُ .


یا أیُّهَا النّاسُ ، إنَّ أنفُسَکُم مَرهونَةٌ بِأَعمالِکُم فَفُکّوها بِاستِغفارِکُم ، وظُهورَکُم ثَقیلَةٌ مِن أوزارِکُم فَخَفِّفوا عَنها بِطولِ سُجودِکُم ،

وَاعلَموا أنَّ اللّه َ ـ تَعالى ذِکرُهُ ـ أقسَمَ بِعِزَّتِهِ ألاّ یُعَذِّبَ المُصَلّینَ وَالسّاجِدینَ ، ولا یُرَوِّعَهُم بِالنّارِ یَومَ یَقومُ النّاسُ لِرَبِّ العالَمینَ .


أیُّهَا النّاسُ ، مَن فَطَّرَ مِنکُم صائِما مُؤمِنا فی هذَا الشَّهرِ کانَ لَهُ بِذلِکَ عِندَ اللّه ِ عِتقُ نَسَمَةٍ ومَغفِرَةٌ لِما مَضى مِن ذُنوبِهِ» .

فَقیلَ : یا رَسولَ اللّه ِ ، ولَیسَ کُلُّنا یَقدِرُ عَلى ذلِکَ! فَقالَ صلى الله علیه و آله :
«اِتَّقُوا النّارَ ولَو بِشِقِّ تَمرَةٍ ، اِتَّقُوا النّارَ ولَو بِشَربَةٍ مِن ماءٍ .

أیُّهَا النّاسُ ، مَن حَسَّنَ مِنکُم فی هذَا الشَّهرِ خُلُقَهُ کانَ لَهُ جَوازا عَلَى الصِّراطِ یَومَ تَزِلُّ فیهِ الأَقدامُ ،

ومَن خَفَّفَ فی هذَا الشَّهرِ عَمّا مَلَکَت یَمینُهُ خَفَّفَ اللّه ُ عَنهُ حِسابَهُ ، ومَن کَفَّ فیهِ شَرَّهُ کَفَّ اللّه ُ فیهِ غَضَبَهُ یَومَ یَلقاهُ ،

ومَن أکرَمَ فیهِ یَتیما أکرَمَهُ اللّه ُ یَومَ یَلقاهُ ، ومَن وَصَلَ فیهِ رَحِمَهُ وَصَلَهُ اللّه ُ بِرَحمَتِهِ یَومَ یَلقاهُ ، ومَن قَطَعَ رَحِمَهُ قَطَعَ اللّه ُ عَنهُ رَحمَتَهُ یَومَ یَلقاهُ ،

ومَن تَطَوَّعَ فیهِ بِصَلاةٍ کُتِبَ لَهُ بَراءَةٌ مِنَ النّارِ ، ومَن أدّى فیهِ فَرضا کانَ لَهُ ثَوابُ مَن أدّى سَبعینَ فَریضَةً فیما سِواهُ مِنَ الشُّهورِ ،

ومَن أکثَرَ فیهِ مِنَ الصَّلاةِ عَلَیَّ ثَقَّلَ اللّه ُ میزانَهُ یَومَ تَخَفَّفُ المَوازینُ ،
ومَن تَلا فیهِ آیَةً مِنَ القُرآنِ کانَ لَهُ مِثلُ أجرِ مَن خَتَمَ القُرآنَ فی غَیرِهِ مِنَ الشُّهورِ .

أیُّهَا النّاسُ ، إنَّ أبوابَ الجِنانِ فی هذَا الشَّهرِ مُفَتَّحَةٌ ، فَاسأَلوا رَبَّکُم ألاّ یُغلِقَها عَلَیکُم ، وأبوابَ النّیرانِ مُغَلَّقَةٌ فَاسأَلوا رَبَّکُم ألاّ یَفتَحَها عَلَیکُم ،

وَالشَّیاطینَ مَغلولَةٌ فَاسأَلوا رَبَّکُم ألاّ یُسَلِّطَها عَلَیکُم» .


قالَ أمیرُ المُؤمِنینَ علیه السلام : فَقُمتُ فَقُلتُ : یا رَسولَ اللّه ِ ، ما أفضَلُ الأَعمالِ فی هذا الشَّهرِ؟

فَقالَ : «یا أبَا الحَسَنِ ، أفضَلُ الأَعمالِ فی هذَا الشَّهرِ الوَرَعُ عَن مَحارِمِ اللّه ِ عز و جل » . ثُمَّ بَکى ،

فَقُلتُ : یا رَسولَ اللّه ِ ، ما یُبکیکَ؟ فَقالَ : «یا عَلِیُّ ، أبکی لِما یُستَحَلُّ مِنکَ فی هذَا الشَّهرِ ، کَأَنّی بِکَ وأنتَ تُصَلّی لِرَبِّکَ ، وقَدِ انبَعَثَ أشقَى الأَوَّلینَ وَالآخِرینَ ،

شَقیقُ عاقِرِ ناقَةِ ثَمودَ ، فَضَرَبَکَ ضَربَةً عَلى فَرقِکَ (قَرنِکَ) فَخَضَّبَ مِنها لِحیَتَکَ
» .

قالَ أمیرُ المُؤمِنینَ علیه السلام : فَقُلتُ : یا رَسولَ اللّه ِ وذلِکَ فی سَلامَةٍ مِن دینی؟

فَقالَ : «فی سَلامَةٍ مِن دینِکَ» . ثُمَّ قالَ صلى الله علیه و آله : «یا عَلِیُّ ، مَن قَتَلَکَ فَقَد قَتَلَنی ، ومَن أبغَضَکَ فَقَد أبغَضَنی ، ومَن سَبَّکَ فَقَد سَبَّنی ؛

لِأَنَّکَ مِنّی کَنَفسی ، وَروحُکَ مِن روحی ، وَطینَتُکَ مِن طینَتی . إنَّ اللّه َ ـ تَبارَکَ وَتَعالى ـ خَلَقَنی وإیّاکَ ، وَاصطَفانی وَإیّاکَ ، وَاختارَنی لِلنُّبُوَّةِ وَاختارَکَ لِلإِمامَةِ ،

وَمَن أنکَرَ إمامَتَکَ فَقَد أنکَرَنی نُبُوَّتی . یا عَلِیُّ ، أنتَ وَصِیِّی ، وأبو وُلدی ، وزَوجُ ابنَتی ، وخَلیفَتی عَلى اُمَّتی فی حَیاتی وبَعدَ مَوتی ، أمرُکَ أمری ونَهیُکَ نَهیی .

اُقسِمُ بِالَّذی بَعَثَنی بِالنُّبُوَّةِ وجَعَلَنی خَیرَ البَرِیَّةِ ، إنَّکَ لَحُجَّةُ اللّه ِ عَلى خَلقِهِ ، وأمینُهُ عَلى سِرِّهِ ، وَخَلیفَتُهُ عَلى عِبادِهِ
» .



ترجمه این خطبه ارزشمند:


امام رضا علیه السلام ـ به نقل از پدرانش علیهم السلام، از امام على علیه السلام ـ : روزى ، پیامبر خدا براى ما خطبه خواند و فرمود :

«اى مردم! همانا ماه خدا ، همراه با برکت و رحمت و آمرزش ، به شما روى آورده است ؛ ماهى که نزد خدا برترینِ ماه هاست و روزهایش برترینِ روزها ،

شب هایش برترینِ شب ها و ساعاتش برترینِ ساعات است .

ماهى است که در آن به میهمانى خدا دعوت شده اید و از شایستگانِ کرامت الهى قرار داده شده اید .

نَفَس هایتان در آن ، تسبیح است ، خوابتان در آن ، عبادت ، عملتان در آن ، پذیرفته و دعایتان در آن ، مورد اجابت است .

پس با نیّت هاى راست و دل هاى پاک ، از پروردگارتان بخواهید تا براى روزه دارىِ آن و تلاوت کتاب خویش ، توفیقتان دهد ؛


چرا که بدبخت ، کسى است که در این ماه بزرگ ، از آمرزش الهى محروم بماند .

با گرسنگى و تشنگى خود در این ماه ، گرسنگى و تشنگىِ روز قیامت را یاد کنید ؛ به نیازمندان و بینوایانتان صدقه بدهید ؛

به بزرگان خود احترام ، و بر کوچک هایتان ترحّم ، و به بستگانتان نیکى کنید ؛ زبانتان را نگه دارید ؛ چشم هایتان را از آنچه نگاه به آن حلال نیست ، بپوشانید ؛

گوش هایتان را از آنچه شنیدنش حلال نیست ، فرو بندید ؛ به یتیمان مردم ، محبّت کنید تا بر یتیمان شما محبّت ورزند ؛


از گناهانتان به پیشگاه خداوند توبه کنید ؛ در هنگام نمازها ، دستانتان را بر آستان او به دعا بلند کنید ، که آن هنگام (وقت نماز) ، برترینِ ساعت هاست

و خداوند با نظر رحمت به بندگانش مى نگرد و هر گاه با او مناجات کنند ، پاسخشان مى دهد و چون او را صدا بزنند ، جوابشان مى گوید و چون او را بخوانند ،

اجابتشان مى کند .

اى مردم! جان هاى شما در گرو کارهاى شماست ، پس با آمرزش خواهى خود ، آنها را آزاد سازید ؛ و پشت هاى شما از بار گناهانتان سنگین است ،

پس با طول دادن سجده هاى خود ، آنها را سبک کنید ، و بدانید که خداوند ـ که یادش والاست ـ به عزّت خود ،

سوگند خورده است که نمازگزاران و سجده کنندگان را عذاب نمى کند و در روزى که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان [براى حساب ]مى ایستند ،

آنان را با آتش ، هراسان نمى سازد .


اى مردم ! هر که از شما در این ماه ، روزه دارى را افطار دهد ، پاداش او براى آن ، نزد خدا ، آزاد کردن یک برده و آمرزش گناهان گذشته اوست» .

پس گفتند : اى پیامبر خدا ! همه ما توانایىِ این کار را نداریم!

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود : «خود را از آتش نگه دارید ، هر چند با یک دانه خرما ؛ مخود را از آتش نگه دارید ، هر چند با یک جرعه آب .

اى مردم! هر کس اخلاقش را در این ماه ، نیکو سازد ، براى او وسیله عبور از صراط خواهد بود ، در آن روز که گام ها بر صراط مى لغزد ؛

و هر کس در این ماه بر بردگان خود آسان بگیرد ، خداوند حساب او را سبک خواهد گرفت ؛ و هر کس در این ماه ، شرّ خود را [از دیگران] باز دارد ،

خداوند در روز دیدارش ، غضب خویش را از او باز خواهد داشت ؛ و هر که در این ماه ، یتیمى را گرامى بدارد ، در روز دیدار ، خداوند ، گرامى اش خواهد داشت ؛

و هر که در آن به خویشاوند خود نیکى کند ، در روز دیدار ، خداوند با رحمتش به او نیکى خواهد کرد ؛ و هر کس در آن از خویشان خود ببُرد ، خداوند در روز دیدار ،

رحمتش را از او قطع خواهد نمود ؛ و هر کس در آن ، نماز مستحبّى بخواند ، براى او دورى از آتش ، نوشته مى شود ؛ و هر کس واجبى را در آن ادا کند ،

پاداش کسى را دارد که هفتاد واجب را در ماه هاى دیگر ، ادا کرده است ؛

و هر کس در آن بر من زیاد صلوات بفرستد ، خداوند در روزى که وزنه اعمال ، سبک مى شود ، وزنه اعمال او را بیفزاید ؛

و هر کس در آن ، آیه اى از قرآن تلاوت کند ، پاداش کسى را دارد که در ماه هاى دیگر ، ختم قرآن کرده است .


اى مردم! در این ماه ، درهاى بهشت ، بازند . پس ، از پروردگارتان بخواهید که آنها را بر شما نبندد ؛

و درهاى دوزخ ، بسته اند . پس ، از پروردگارتان بخواهید که آنها را بر شما نگشاید ؛ و شیطان ها در بندند .

پس ، از پروردگارتان بخواهید که آنها را بر شما مسلّط نسازد» .

من(علی .ع) برخاستم و گفتم : اى پیامبر خدا! برترینِ کارها در این ماه چیست؟

فرمود : «اى ابو الحسن! برترینِ کارها در این ماه ، پرهیز از حرام هاى الهى است» . سپس گریست .

گفتم : اى پیامبر خدا! سبب گریه شما چیست؟

فرمود : «اى على! بر این مى گریم که حرمت تو را در این ماه مى شکنند . گویا مى بینم تو در حال نماز براى پروردگار خویشى ،

که نگون بخت ترینِ اوّلین و آخرین ، همو که برادر پى کننده ناقه قوم ثمود است ، برمى خیزد و بر فرق سرت ضربتى مى زند و محاسنت ، از خون سرت ،

رنگین مى شود» .

گفتم : اى پیامبر خدا! آیا در آن حالت ، دینم سالم است؟

فرمود : «دینت ، سالم است» .

سپس فرمود : «اى على! هر کس تو را بکشد ، مرا کشته است و هر کس تو را دشمن بدارد ، مرا دشمن داشته است و هر کس تو را ناسزا گوید ،

مرا ناسزا گفته است ؛ چرا که تو از من هستى ، همچون جان من . روح تو ، از روح من است و سرشت تو ، از سرشت من .

خداى متعال ، من و تو را آفرید و من و تو را برگزید و مرا براى پیامبرى ، و تو را براى امامت ، انتخاب کرد .

هر کس امامت تو را انکار کند ، نبوّت مرا انکار کرده است .

اى على! تو وصىّ من ، پدر فرزندان من ، همسر دختر من و جانشین من بر امّتم هستى ، در حال حیاتم و پس از مرگم

فرمان تو ، فرمان من است و نهى تو ، نهى من است . سوگند به خدایى که مرا به نبوّت برانگیخت و مرا بهترینِ آفریدگان قرار داد ،

تو حجّت پروردگار بر خلق اویى و امین او بر رازش و جانشین او بر بندگانش»


به نقل از:

سایت مرکز نشر اعتقادات

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391 و ساعت 23:48 |

  مهارت های کلامی در ابراز وجود  

   خیلی وقت ها احساس می کند وقتی در جمع کلاس، دوستان، همکاران و حتی اعضای قوم و خویش، از خودش می گوید و دیدگاهش را مطرح می کند، دیگران با تعجب نگاهش می کنند. برخی اخم ها را درهم می کشند و چشم غره می روند. عده کمی هم تحسین می کنند، واقعیت این است که عادت به تحمل ابراز وجود از سوی دیگران در فرهنگ ما قوی نیست و در بسیاری موارد منجر به سرکوب این رفتارها می شود.

این در حالی است که ابراز وجود با عرض اندام، پزدادن و به رخ کشیدن برتری های شخصی تفاوت دارد و می توان از آن به هنری موثر در ارتباطات میان فردی یاد کرد. به همین دلیل این مهارت ارتباطی، ابزارهای کلامی و غیرکلامی خاصی دارد که در بسیاری از نظام های آموزشی غیررسمی به کودکان و نوجوانان آموزش داده می شود. در زیر به برخی از این مهارت ها اشاره شده است.

ـ در بیان احساسات خود از ضمیر «من» استفاده کنید. مثلا بگویید «من با نظر شما موافق نیستم».

ـ در بیان کلامی خود طرف مقابل را به طور کلی زیر سوال نبرید. مثلا نگویید «هیچ وقت وظایفت را درست انجام نمی دهی».

ـ همان طور که احساسات خود را بیان می کنید، درخواست هایتان را هم بیان کنید. مثلا بگویید «لطفا تلفن همراهتان را خاموش کنید».

ـ یکی از مهارت های بسیار مهم کلامی ابراز وجود، مهارت «نه»گفتن است. باید هر جا لازم است بتوانید قاطعانه بگویید «نه».

ـ سعی کنید شمرده، روشن و قاطع صحبت کنید. صدایتان باید رسا و قاطع باشد تا فرد مقابل احساس ضعف در شما نکند.

 مهارت های غیرکلامی در ابراز وجود

ـ ژست بدن شما باید به گونه ای باشد که اثر روانی محتوای کلام شما را تقویت کند. مثلا وقتی ابراز وجود می کنید بهتر است بایستید، چشم در چشم طرف مقابل داشته باشید و از حرکات دستتان هم کمک بگیرید.

ـ اگر فرد مقابل نشسته است، بهتر است در این شرایط شما بایستید تا تاثیر روانی اطمینان بخش تری را در خود حس کنید و همین تاثیر را به طرف مقابل هم منتقل کنید.

ـ سعی کنید در زمان القای فکرتان به طرف مقابل تان لبخند بزنید و زمانی که تصمیم خود را به وی اعلام می کنید، قاطعانه رفتار کنید و قیافه تان هم جدی باشد.

ـ خمیدگی در بدن خود ایجاد نکنید. صاف بایستید تا حس اعتماد به نفستان تقویت شود.    

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1391 و ساعت 15:59 |

 آنکه شادی را پاک می کند ، روان آدمیان را به بند کشیده است . حکیم ارد بزرگ

عشق همانند مغناطیسی است که ما را به مبدا خود جذب می کند . باربارا دی آنجلیس

اگر همه آرزوها برآورده می شد ، هیچ آرزوئی برآورده نمی شد. یونسکو

از دیگران نخواهیم رخدادهای اندوهناک گذشته خویش را برایمان بازگویند . حکیم ارد بزرگ

مقام عالی انسانی در برابر شماست. آن را بدست آورید. شیللر

به زبانت اجازه نده که قبل از اندیشه ات به کار افتد. شیلون

کسی ، رستاخیز و دگرگونی بزرگی را فراهم می آورد که پیشتر بارها و بارها با تصمیم گیری های بسیار ، خود ساخته شده باشد . حکیم ارد بزرگ

اگرآنچه انجام می دهید،ناحق باشد،موفقیتی کسب نخواهید کرد. توماس کارلایل. فیلسوف اسکاتلندی

وقتی که رویا می بینم ، احساس جوانی می کنم. الیزابت کوتورث

اگر برای رسیدن به آرزوهای خویش زور گویی پیشه کنیم ، پس از چندی کسانی را در برابرمان خواهیم دید که دیگر زورمان به آنها نمی رسد . حکیم ارد بزرگ

لازمه موفقیت ،در توانائی تمرکز انرژی ذهنی و جسمی وبدون وقفه بروی یک مسئله است بی آنکه احساس خستگی کنید. توماس ادیسون

آموزش توانسته است جمعیت فراوانی را باسواد کند، امانتوانسته است، به آنها بگوید چه بخوانند. جی.تراولیان

آنکه نمی تواند از خواب خویش برای فراگیری دانش و آگاهی کم کند ارزش برتری و بزرگی ندارد . حکیم ارد بزرگ

لباس قدیمی را بپوشید ولی کتاب نو بخرید. آستین فلپز

هرگز هیچ هدفی را رها مکنید، مگر اینکه ابتدا قدم مثبتی درجهت تحقق آن برداشته باشید . آنتونی رابینز

آنان که مدام دل نگران ناتوانان هستند هیچ گاه نمی توانند ناتوانی را نجات بخشند ! با اشک ریختن ما ، آنها توانا نمی شوند باید توانا شد و آنگاه آستین همت بالا زد . حکیم ارد بزرگ

کامیابی تنها در این است که بتوانی زندگی را به شیوه خودسپری کنی. کریستوفرمورلی

اگر می خواهی دوستیت پا برجا بماند هیچ گاه با دوستت شریک مشو . حکیم ارد بزرگ

سعادت عادت است آنرا پرورش دهید. آلبرت هوبار

دانشگاه تمام استعدادهای افراد،ازجمله بی استعدادی آنهاراآشکارمیکند. چخوف

دوستی با کسی که باورهایت را نمی پذیرد به جایی نخواهد رسید . حکیم ارد بزرگ

معاشرت بر دانائی می افزاید ولی تنهائی مکتب نبوغ است. گیبون

صرفه جوئی خود یکی از منابع مهم درآمد است. الکساندردوما

گفتگو با خردمندان و دانشوران ، پاداشی کمیاب است . حکیم ارد بزرگ

همه ما نیاز داریم که دائماٌ احساس رشد عاطفی و معنوی کنیم . این غذایی است که روح ما به آن محتاج است . آنتونی رابینز

اینترنت همانند دریاست ، کسی که آن را نمی شناسد همانند کسی ست که شنا را نمی داند . حکیم ارد بزرگ

حوادث چون روزها سپری می شوند. مثل افریقائی

بهترین چاره غضب ، به تاخیر انداختن آن است. سلیکا

بزرگترین گمشده های ما در زندگی ، نزدیکترین ها به ما هستند ! . حکیم ارد بزرگ

دانه خدمت نیکو بیفشان.یادگارهای شیرین از آن بیرون خواهد آمد . مادام دوستاهل

بهترین زمان برای رفع عواطف منفی هنگام بروز و احساس آنهاست. هنگامی که این عواطف قدرت گرفتند، رفع آنها بسیار مشکلتر است. آنتونی رابینز

تاریکی در زندگی ماندگار و ابدی نیست ، برسان روشنایی . حکیم ارد بزرگ

آن گاه هر کاری که از شما سر بزند سرشار از عشق و شور زندگی خواهد بود . باربارا دی آنجلیس

گنج هائی که در قلب هستند ، قابل سرقت نیستند. ضرب المثل روسی

هر اقدام بزرگ ابتدا محال به نظر می رسد. توماس کارلایل

غذا را سبک کن تا ازمرض ایمن شوی . جالینوس

ایستایی وجود ندارد ، هر چه هست جوشش و جاری بودن است . حکیم ارد بزرگ

اگر زندگی با تو سرناسازگاری دارد تو با او سازش کن. اسپارت

کیش خوب همانند فوتبال خوب است، حرف نمی زند ، عمل می کند. کن بلانچارد

آدمیانی مانند گل های لاله ، زندگی کوتاه در هستی و نقشی ماندگار در اندیشه ما دارند . حکیم ارد بزرگ

از زندگی خود لذت ببرید، بدون آنکه آنرا با زندگی دیگران مقایسه کنید. کندورسه

تصمیم بگیرید که چه می خواهید و مشخص کنید که چه عاملی مانع رسیدن به آن خواسته است. آنتونی رابینز

سرایش یک بیت درست از زندگی ، نیاز به سفری ، هفتاد ساله دارد . حکیم ارد بزرگ

هر چه بیشتر عشق بورزید ، عشق و شور زندگی بیشتری به شما روی خواهد آورد . باربارا دی آنجلیس

اگر همسر شما در اثر فشار کار ، سخنان دلسرد کننده ای می گوید معنی اش آن نیست که به آخر خط رسیده اید . معنی اش آن است که همسر مورد علاقه شما به محبت و حمایت بیشتری نیاز دارد. آنتونی رابینز

آدمی با کینه ، زندگی را بر دوستان نیز تنگ می کند . حکیم ارد بزرگ

یکی از ناشناخته ترین لذتها در زندگی حرف زدن با خویشتن است. فرانسیس رواتر

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391 و ساعت 13:7 |

درس شیرین تاریخ

درس شیرین تاریخ

درس شیرین تاریخ

درس شیرین تاریخ

درس شیرین تاریخ

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در یکشنبه یازدهم تیر 1391 و ساعت 12:0 |

روز به روز دورتر می شود آسمان

طفلکی باران خسته می شود.

+ نوشته شده توسط دبیر سابق تاریخ شادگان (معاون) در شنبه دهم تیر 1391 و ساعت 13:30 |